منوی اصلی


نویسندگان


آرشیو موضوعی

شکایت جهت افزایش حقوق

نشریه

کمیته ی پیگیری مطالبات

قوانین مرتبط با پرستاری

آمار بازدید

» تعداد بازديدها: 19
» کاربر: Admin

آرشیو ماهانه


لوگوی ما

پیگیری حقوق و مسایل و مشکلات پرستاران


لوگوی دوستان



گردش مالی کارانه ها مبتنی بر؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

یکشنبه 07 تیر 1394

ارسال نظر(0)

اصرار بر کار اشتباه از خود اشتباه بدتر است.در روزهای اخیر همانگونه که همه ی رسانه ها در سکوت کامل از پوشش مشکلات پرستاران هستند، به طور خودجوش و از گوشه و کنار کشور در شهرهای مختلف از پایتخت تا تبریز و اصفهان و نور و ........ اعتراضات پرستاران شکل می گیرد.

اما متاسفانه هیچ کس به این اعتراضات علیرغم گوشزدها و هشدارهای خطرات این اعتراضات، هیچ مسیول مرتبط یا غیر مرتبطی به موضوع ورود نمی کند و متاسفانه هنوز هم روش تهدید و ارعاب و ... را به جای مذاکره و منطق در پیش گرفته اند.

قطعا پرستاران در یک سال اخیر تمام روشها ی قانونی  اعتراض را آزموده اند، اما هیچ کس به حرفشان که تنها درخواست اجرای قانون است گوش نمیدهد و وقتی اتفاقی افتاد و خونی ریخت همه مدعی العموم می شوند و هزاران راهکار برای این موضوع می آورند و ......

اما اینکه درباره ی پرداخت مبتنی بر عملکرد و طرح آموزش بهیاری ی ساله که با چالشهای زیادی همراه است و هر روز هم چالشها افزوده خواهد شد، چرا اینقدر پافشاری می شود اصلا مشخص نیست.

شبهاتی که در پرداخت مبتنی بر عملکرد وجود دارد و بارها و بارها ذکر شده است این موارد هستند:

1- تلاش در جایگزینی این طرح وزارتی به جای قانون مصوب مجلس: وقتی طرحی توسط وزارت خانه پیشنهاد و اجرا می شود هیچ ضمانتی بر مداوم بودنش نیست و وزارت هر آن می تواند اجرای آن را کان لم یکن کند. اما قانون مصوب مجلس که نهایتا هم باید اجرا شود، اعمال سلیقه ه را در زمان اجرا از بین می برد.

2- افزایش اختلاف  در پرداختها به چند برابر: بر خلاف ادعاهای وابستگان وزارت بهداشت،  با اجرای این طرح علاوه بر افزایش اختلاف دهها برابری به چند صدبرابر می رسد، به طوری که طبق آیین نامه ی اجرایی پزشکان دریافتی پزشکان عمومی از محل کارانه ها به حدود پانزده می لیون به طور متوسط و متخصصها به سی میلیون به طور متوسط افزایش می یابد که البته این مبالغ کف دریافتیهاست و  سقف ندارد و در مواردی به میلیارد در ماه هم  می رسد. همینطور اختلاف پرداخت بین گروههای غیر پزشک هم به دهها برابر می رسد که با پرداختهای انجام شده این مورد اثبات شده است.

3- افزایش اعمال سلیقه ها: قطعا یکی از مواردی که همیشه درباره ی کارنه ی پرستاران وجود داشته اعمال سلایق بوده که با این طرح بیشتر شده است. ضرایب در اختیار مسیولان واحدها ومدیران پرستاری بود اما اینک طبق جداول رییس حسابداری و مدیر بیمارستان و... هم می توانند نظر بدهند.

4- مبتنی بر بیگاری!!!!!!! بر خلاف ادعاهای حضرات ، در این طرح هیچ گونه کیفیت یا کمیت سنجی انجام نمی شود و کارانه را بر اساس بیگاری (کار بی جیره و مواجب) تقسیم می کنند. این طرح از بابت بیگاری محور بودن با قانون بهرهوری مغایرت دارد چرا که در قانون بهره وری تاکید بر کاهش ساعت کار است و در طرح مبتنی بر عملکرد بر اساس ساعات اضافه ی کارکرد!!!!!

5-عدم صداقت: مسیولان وزارت مدام می فرمایند که قبل از این طور دیگری و بر اساس سلایق انجام میشد و.....

اما آقایان توجه ندارند که پیش از این هم همان فرمول محاسبه می شد و با افزایش  تعرفه ها و درآمد پزشکان درآمد سایر کارکنان هم  افرایش می یافت.اما جالب است که برای پرسنل غیر پزشک سقف کارانه و برای پزشکان کف کارانه تعریف شده است . خود این صرف نظر از تبعیض آمیز بودنش ، انگیزه ی کار را در پرسنل غیر پزشک از بین می برد.

از طرفی وقتی در عمل پرسنل غیر پزشک چیزهایی بر خلاف  آنچه در رسانه ها اعلام می شود را می بینند هم به رسانه و هم به خبر دهنده بی اعتماد می شوند.

ادامه دارد



نوشته شده توسط parastaraneiran در ساعت 12:46



مشکل پرستاران چیست؟

پنج‌شنبه 04 تیر 1394

ارسال نظر(0)

این روزها هر کسی از منظر منافع خودش دریچه ای به سیستم درمان مردم باز می کند و و با گفتن جملاتی قشنگ و فریبنده سعی در توجیه اعمال خود و تصمیمات نادرستشان دارند.

این که در سیستم درمان باید چند رده ی خدمتی از پزشک تا خدمات داشته باشیم درست است. من وارد بحثهای علمی استاندارد و استاندارد سازی نمی شوم چون هیچ چیز سیستم درمان ما به این چیزها نمی خورد، اما بر اساس تجربیات حدود بیست سال تلاشم که همواره با تفکر در بهبود ارائه ی خدمات بوده مطلبی را یادآور می شوم.

 هر شغلی یک سری مسایل  دارد که فقط آموزش دیده های همان شغل بر آن احاطه دارند، مثلا شاید هرکسی بتواند برای ساختمان یا منزلش نقشه بکشد ولی اینکه این نقشه چقدر بر اصول علمی و مهندسی انطباق داشته باشد معلوم نیست،

پزشک در حیطه ی خودش متخصص است و پرستار در حیطه ی خودش، همانقدر که کار پزشک اهمیت دارد کار پرستار هم اهمیت دارد و همینطور کار رده ی خدمتی پایینتر از پرستار (که تاکنون کمک بهیار نام دارند و هنوز هم هستند). کار پرستاری و پزشکی دو کار هم راستا هم افزاست و اگر یکی در کارش قصور یا خطا کند قطعا کار دیگری را هم تحت ال شعاع قرار می دهد.

البته در این نوشته من نمی خواهم وارد این مقوله شوم ولی با توجه به اتفاقات رخ داده در ماههای اخیر و التهاب بسایر در جامعه ی پرستاری مواردی را به ناچار ذکر می کنم:

در یک سال اخیر جامعه ی پرستاری شاهد اتفاقاتی بوده که اغلب در جریان هستند و خواسته های ایشان کاملا قانونی و اصلا اجرای قوانین است. اما در این جهت مسئولان محترم نظام سلامت جای پرداختن به قانون و بررسی نیازهای واقعی مراجعین به مراکز و بیماران بستری ، طرحهایی غیر کارشناسی و خلاف قوانین جاری ارائه داده و اجرایی کرده و می کنند که بر التهابات به دلیل افزودن بر بی عدالتیها و به خطر انداختن جان و سلامتی مردم می افزاید.

اولین طرحی که جای قانون تعرفه گذاری از حدود دی ماه سال نودو سه به جای قانون  تعرفه گذاری خدمات پرستاری مصوب سال 86پیشنهاد شد،طرح پرداخت مبتنی بر عملکرد در مراکز در مانی بود.از همان زمان نقدهای بسیاری بر این طرح شد که امروز البته همه ی آن پیش بینیها به اثبات رسید اما کسی گوشش بدهکار نبود و نیست.

این طرح با قانون بهره وری ،قانون کار و نیز بندهایی از قانون مدیریت خدمات کشوری منافات دارد و می دانیم که هیچ طرحی نباید قوانین مصوب مجلس را نفی کند یا برخلاف آن باشد.

در بند دوم قانون بهره وری مصوب سال 88 مجلس محترم بر شغل سخت و زیان آور بودن مشاغل پرستاری تاکید مجدد شده است. البته به وضوح در بند 9 ماده ی 68 قانون مدیریت خدمات کشوری که در همین بند قانون بهره وری مورد اشاره است دولت را موظ به پرداخت مبالغی برای انجام اضافه کاری می کند، اما در طرح اجرایی وزارت بهداشت این مبالغ حذف شده است. و در عمل همکارانی هستند که اضافه کاری داشته اند اما در نهایت حتی به کارفرمای خود بدهکار هم شده اند مثلا در فیش همکاران بیمارستان الزهرا یک ریال (درست خواندید فقط یک ریال ) بابت شش ماه پرداخت شده است.

اما روح قانون بهره وری بر کم کردن ساعت کاری و محدود کردن کار خارج از عرف و چندذ جا کاری پرستاران بوده است به نحوی که در آیین نامه ی اجرایی آن در بند 5 اضافه کاری را به هشتاد ساعت محدود کرده اند، حال آنکه طرح پیشنهادی در حال اجرای وزارت بهداشت بر اساس کمیت اضافه کاری و به میزان ساعت اضافه کاری تاکید دارد. و فرمول آن بر اساس اضافه کاری نوشته شده است.

شاید مخترعان این طرح (مخترع چون چیز جدیدی ساحته شده )، بگویند که در جداول خاصی ضریبهیی برای شغل و تخصص و .... دیده شده است اما این ضرایب طوری پیش بینی شده است که عدد یک خروجی آنها باشد و عملا در ضرب عدد یک نقش خنثی دارد.

همچنین با ماده ی  6 آیین نامه ی اجرایی بهره وری مغایرت دارد:

ماده ی 6:روش پرداخت حقوق و مزایای شاغلین خدمت در بخشهای دولتی و غیر دولتی در واحدهای مصرح در ماده ی (1) این آیین نامه ، ترکیبی از دو روش ثابت و مبتنی بر عملکرد می باشد. پرداخت در روش ثابت، بر اساس قوانین و ضوابط مورد عمل در بخشهای مذکور و پرداخت در روش ملتنی بر عملکرد تا تعیین نرخ تعرفه های خدمات، در بخش دولتی بر اساس طرح نظام نوین بیمارستان ها و در بخش غیر دولتی طبق روال حاکم خواهد بود.

چیزی که در عمل مشاهده شده و می شود و خودش را در عمل نشان داده، (اسنادش موجود است) این است که این طرح به افزایش اختلاف پرداختها بیش از پیش دامن می زند و حتی این اختلاف را در سطوح مشاغل هم سطح هم ایجاد می کند.

در باب این طرح حرف بسیار است اما از آنجا که مورد پذیرش جامعه ی پرستاری نبوده و هم اینک با اعتراضات بسیار مواجه شده است و باید ابتدا تعرفه ها ی پرستاری اجرایی شده و عملکرد بر اساس آن سنجیده شود بیش از این به بررسی آن نمی پردازیم و فقط یک سوال از مسئولان محترم:

آیا عملکرد افراد را با چه خط کشی میسنجید؟

اما طرح بعدی بسیار بدتر و پرحاشیه تر از قبلی است و خطراتش هم مستقیما به جان و سلامتی مردم می رسد.

طرح تربیت دیپلمه های بیکار با یک سال آموزش با عنوان پرستار مهارتی به بهانه ی کمبود نیرو!!!!!!!!

در اینکه نیروی مهارتی پرستاری کم است هیچ شکی در آن نیست اما نمی توانیم کارهای پرستاری را به مهارتی و غیر مهارتی تقسیم کنیم و بگوییم که کار مهارتی را هر کسی می تواند انجام دهد.اینکه افراد در منزل چه کارهایی می کنند و نمی کنند نمی تواند دستاویز سپردن کار درمان مردم به افراد کم دانش باشد.

در پشت هر کار مهارتی ، یک کار علمی و دانش  نهفته است. مثلا ساکشن کردن بیمار (تخلیه ی ترشحات )در ظاهر کار ساده ایست ولی اگر درست و با علم و دانش صورت نگیرد می تواند آسیبهای جبران ناپذیری به افراد و سلامتیشان وارد کند.

قطعا همه ی ما یا همراه بیمار بوده ایم یا خود بیمار یا ملاقاتی، کدام کار درمانی مهارتی بیماران را همراهان انجام می دهند که به بهانه ی جایگزینی افرادی جای همراهان می خواهیم افرادی را با مبالغ هنگفت آموزش داده و یک طفل سر راهی دیگر به طفیلیهای دولت اضافه کنیم؟

قطعا این افراد که با هزینه ای نزدیک 6 میلیون تومان دوره می بینند، مدعیان کار خواهند بود و باری جدید بر دوش دولت. خود همین با قانون کوچک کردن بدنه ی دولت مغایرت دارد.

قطعا در حال حاضر بیش از سی هزار نیروی دوره  دیده به نام کمک بهیار یا کمک پرستار (هردو یک چیز است) در جامعه ی ما وجود دارد، اگر واقعا هدف کمک به بیماران است و هدف حذف استفاده از همراهان که اتفاقا حرف بسیار خوبی است  همین افراد را به تعداد کافی برای بخشهایمان به کار بگیرید.

اینکه جناب میرزابیگی می گوید ما در مراکز کمک بهیار نداریم از بی اطلاعی ایشان منشا می گیرد چرا که در مراکز هنوز هم تعداد زیادی کمک بهیار داریم و در سطح جامعه هم همینطور.

سپردن جان مردم به افراد غیر متخصص تاوان سنگینی دارد. بیمار و همراه بیمار که نمی داند کسی که بیمارش را می سپرد چه سطح دانش و توانمندی دارد.

هم اینک در بسیاری از مراکز غیر دولتی (خصوصی و وابسته به نهادهای خاص ) افرادی از قشر ماما و بهداشت جامعه و ... به عنوان پرستار مشغول به کارند و بارها جان مردم را به دلیل ندانم کاری به خطر انداخته اند.

خیلی از کارهای پزشکی را می توان مهارتی خواند، ام این مهارتی بودن دلیل بر بی اهمیت بودن و کم خطر بودنش برای افراد نیست.

همین چند سال پیش ، در یکی از مراکز یک نوع داروی بیهوشی را به جای یکی آنتی بیوتیک به کوکی تحویل داده بودند و والدین این کوک آن آمپول را به مرکزی دیگر برده و همکار بهیار ما اذعان داشته بود که دارو را نمی شناسد و به اصرار همراهان تزریق کرده بود که متاسفانه به فوت کودک منجر شد.

ساده انگاشتن خدمات بالینی خطرات بسیاری دارد و نمی توان برای در امد شرکت خاصی با جان مردم بازی کرد.

ضمن اینکه در همین مصاحبه ی اخیر معاونوزیر جناب میرزابیگی بر پیشبینی ما مبنی بر عدم تعهد در دادن شغل به این افراد صحه گذاشته و بیان کرده انمد که: جذب گروه ده هزار نفری از طریق شرکتهای خصوصی خواهد بود.... و دولت مجوزی برای استخدام این افراد نمی دهد.

به هر حال این را به سوئ استفاده از بی کاری مردم و تحصیلکرده ها، کمبود شدید پرستار نه به خاطر نبودن پرستار بلکه به دلیل وجود ظلم و تبعیض در سیستم درمان، و ایجاد یک منبع درآمد دائمی برای شرکتهای معلوم الحالی که در هیچ برهه ای سابقه ی خوبی ندارند و اغلب به خود طراحان این طرحها تعلق دارند و.... می توان ربط داد.



نوشته شده توسط parastaraneiran در ساعت 09:36



ادامه ی مهندسی انتخابات نظام پرستاری

چهارشنبه 03 تیر 1394

ارسال نظر(0)

انتخابات نظام پرستاری با تمام حواشی و مردیها و نامردیها و ... به اتمام رسید و خوشبختانه با وجود اعمال قدرت و نفوذ و استفاده از تمام ابزراهای دولتی و صنفی در اختیار عده ای که حاکم بودند، نهایتا این پرستاران بودند که با عدالت خواهی همنوا شده و پیروز گردیدند.درباره ی مهندسی انتخابات مطالبی نوشتیم که همه اطلاع دارند و از ان جمله بود حذف غیر قانونی افراد منتسب به خانه ی پرستاری جناب شریفی مقدم، نظری، عابدینی ، تاج الدینی و حذف نامردانه ی من که باوجود اعلام تایید از طرف رییس هیات نظارت تهران به من  نامم را بدون اعلام قبلی از لیست کاندیداهای تهران در رزو رای گیری حذف گیری کردند که قطعا چنین مواردی هرگز در بلاد کفر رخ نداده و نخواهد داد.(گناه اسلام نیست و این به افراد بر می گردد که اسلام را بدنام می کنند و در نزد مردم متاسفانه این مسایل به اسلام ارتباط داده می شود)

اما با وجود شکست تمام قد اندیشه ی ضد پرستاری که با ارائه ی طرحهای ظالمانه و پرستار ستیز  پرداخت مبتنی بر عملکرد(شما بخوانید مبتنی بر سلیقه) و احیای پرستاری شش ماهه که سلامت مردم را نشانه رفته است، هنوز هم شکست را نپذیرفته و در حال فعالیت برای در اختیار گرفتن شورای عالی نظام پرستاری هستند.

این اقدامات را به شرح زیر شماره گذاری شده می نویسم که راحتتر قابل بررسی ب:

1- عدم رعایت آیین نامه و برخورد سلیقه ای با آن: طبق آیین نامه اجرایی انتخابات نظام پرستاری می باید تعداد کاندیداها در هر رده باید دو برابر تعداد منتخبین باشد تا اصل رقابت حفظ شود. و اگر درهر رده ای تعداد کاندیداها دو برابر نبود، کاندیداهای آن رده حذف و پرستار جایگزین می شود. این حذف و جایگزینی باید قبل از اعلام اسامی برای رای گیری انجام شود چرا که بعد تایید قطعی صلاحیتها و اعمال سلیقه ها و زیر پا گذاشتن قوانین، تعداد افراد ثبت نام کرده ی پرستاری، پرستاران آموزشی، تکنسینیهای اتاق عمل و بیهوشی و رده ی بهیاری مشخص می شود، و بیاد همان موقع اعلام شود که مثلا در تهران نظر به ثبت نام دو نفر هیات علمی یا پرستار آموزشی این دوستان جزو سهمیه ی پرستاری رای گیری خواهند شد. یا مثلا به دلیل ثبت نام سه بهیار اسم این همکاران از لیست کاندیداها حذف و پرستاران جایگزین خواهد شد و در نهایت باید امکان رای دادن را از چهار پرستار بالین به تعداد سهمیه ی حذف شده افزایش دهیم (در صورت وجود 18 پرستار کاندید).

اما دوستان هیاتهای نظارت و اجرایی بعد از اتمام رای گیری هر جا که دوستان خودشان علی البدل شده اند بهیاران را که آرای خوبی هم دارند حذف و دوستانشان را جایگزین می کنند.

البته درباره ی پرستاران آموزشی بر عکس عمل می کنند و با وجود ثبت نام حتی یک کاندید هیات علمی ، هرچندکه ایشان رایشان خیلی هم کم باشد به عنوان منتخب جای پرستارانی که آرای بیشتری آورده اند می کنند.

می بینید که حتی به رایمان و آیین نامه ی خود نوشته شان هم رحم نمی کنند و احترام نمی گذارند.

2- در حوزه هایی که اعضای تیمشان علی البدل شده اند با اعمال فشار بر افراد منتخب سعی در استعفای ایشان و جایگزینی دوستانشان دارند. برای این منظور از تهدید و تطمیع و تخریب بایی ندارند.

3- در برخی حوزه ها که اعضای تیمشان رای حد اقلی را آورده اند، با عمال فشار از طرف ریاست دانشگاه و ...... سعی در انتخاب این افراد به عنوان روسای هیاتها می کنند و اگر منتخبین زیر بار نروند به تهدید و تطمیع و تخریب روی می آورند.

4-با تماسهای تلفنی که با منتخبین می گیرند سعی در جذب رای ایشان برای شورای عالی می کنند

5- با دادن وعده های تو خالی بذر نفاق و تفرقه را بین اعضای منتخب می پاشند تا بعد از ایجاد اختلاف به تیم نفوذ کنند.

6- از آنجا که اعضای قبلی همه  منصب دار هستند و قبل از انتخابات هم از تهدید و... استفاده کردند اینک هم استفاده می کنند تا مواضع اصلی را در اختیار بیگرند......

اما در نهایت روی سخنم با منتخبین محترمی است که زیر لوای عدالت و عدالت خواهی و حمایتهای خانه ی پرستار برگزیده شده اند.

اینکه افرادی که منافعشان با این انتخابات به خطر افتاده و حتی ترس از روشدن خیانتهای قبلی دارند،از هیچ تلاشی برای رخنه به صدر نظام پرستاری فروگذار نخواهند کرد ، اما منتخبین بدانند که ما رای دهندگان دیگر مانند سالهای قبل بی خیال نیستیم و پشتیبانشان خواهیم بود و هر تصمیمی در راستای منافع پرستاری بگیرند ما حمایتشان خواهیم کرد.

از این دوستان خواهش می کنم که چوب حراج به اعتماد پرستاران نزنند و خود را رسوا و مارا نا امید نسازند.

قطعا ما مراقب اعتمادمان هستیم و اجازه نمی دهیم خدشه ای به آن وارد شود و با داشتن رسانه هایی درون پرستاری اطلاع رسانی کوچکترین خیانتها به کل پرستاران کار شواری نیست.

گرچه ما اعتمادمان را عملی کرده و نشان داده ایم اما مراقبت از این اعتماد به عهده ی هر دو طرف است.

در پایان بیان می کنم که ما به منتخبینمان اعتماد داریم و پایش و نقد و بررسی عملکرد ایشان  نه به معنای بی اعتمادی، بلکه برای حفاظت از اعتماد به وجود آمده است.

با آرزوی موفقیت



نوشته شده توسط parastaraneiran در ساعت 10:35



بازی با سلامتی مردم

یکشنبه 31 خرداد 1394

ارسال نظر(0)

کسانی که درباره ی مسایل سیستم درمان کشور تصمیم گیری می کنند چرا به آرشیو طرحهایشان و سپس به نقدها و پیش بینیها ی انجام شده نظری نمی افکنند؟

به نظر در سیستم مدیریتی سالم که دنبال راهکارهای واقعی برای ارتقای خدمات خاصی هستند و برای رسیدن به هدف ، از نقد و نظرات افرادی که قبلا پیش بینیهای دقیقتری داشته اند استفاده می کنند.

اما گویا تصمیم گیران نظام سلامت ایران هدفی جز ارتقای سطح سلامت مردم، حفظ سلامت مردم، ارتقای کیفیت خدمات سلامت و...... دارند، چرا که هر روز طرحی در خلاف جهت اهداف اعلام شده از آستین خارج می کنند و مطمئنا به وزیر اطلاعات غلطی درباره ی این طرحها می دهند.

وزیر مارا قلدر و زور گو می خواند اما آیا یک بار رو در رو نشسته تا حرفها و درد دلهای مارا بشنود؟

اما بحث این روزها ی حوزه ی پرستاری بحث آموزش یک ساله ی افراد دیپلمه است که قبلا قراربود با نام کمک بهیار مشغول کار شوند که جای حرف بسیار دارد مثلا اگر هدف جایگزینی این افراد به جای همرا هاست کدام همراه شرح وظایف این ها را انجام می دهد؟ شرح وظایفی مانند گاواژ و ساکشن و تزریق و ......

اما هر روز اسمی با رده های بالاتر برای این افراد از جیب جناب معاون پرستاری خارج می شود و ایشان گرچه 9 خرداد اعلام کردند بهیار خواهند بود ولی اخیرا اسم پرستار مهارتی را تکرار می کنند.

هدف از این کار جا انداختن این نفرات به عنوان پرستار است و متاسفانه سلامت مردم دستمایه ی اشتباهات ایشان است.

سیستم درمان در نظام سلامت سه رکن دارد: پزشک،پرستار و بیمار؛ رکن اصلی و حلقه ی رابط بیمار است و پرستار مدافع حقوق بیماران است. وقتی بیماری درد دارد ، مشکل دارد، تغییراتی در سطح هوشیاری یا نوار قلب و.....داشت را به پزشک گزارش می کند و خودش قبل از حضور پزشک اقدامالت لازم را آغاز می کند.

پرستار کلیه اقدامات تشخیصی بیماران را مانند عضوی از خانواده اش پیگیری می کند و از کوچکترین خطاها نمی گذرد. برای منافع بیمار حتی با همراهان هم تعارف ندارد......

من به عنوان یک پرستار به مردم هشدار می دهم که سلامتشان و سلامکت اعضای خانواده شان و سلامت و جان عزیزانشان با این طرح به خطر می افتد.

همین الان در مراکز خصوصی و نیمه خصوصی افرادی به عنوان پرستار مشغول به کارند که هیچ تخصصصی در زمینه ی مراقبت از بیمارن و اطلاعاتی از داروها و ... ندارند. دارویی را که تزریق مستقیمش ممنوع است بارها مستقیم میزنند و در دوز داروها اشتباهات خطرناکی می کنند.

پیش از اینکه افراد بیکار با فروش طلا و .... به امید شاغل شدن وارد این بازی شوند لطفا یک نفر جلوی این کار خطرناک را بگیرد.

این افراد لباس پرستاری می پوشند و در مراکز مشغول به کار میشوند و صاحبان سلامت نمی دانند که فردی که مراقبتش را به عهده دارد، پرستار نیست.

چگونه در کشوری که از صلاحیت حرفه ای حرف می زنند، چنین طرحهایی را پیشنهاد می دهند. گرچه با توجه به نوع ارتباط پرستاران با مراکز و کمبود شدید پرستاران خود این مجوز صلاحیت حرفه ای پرستاران هم زیر سوال است اما آیا این دو اقدام در یک راستاست؟

من به همه چیز معترض نیستم ولی معتقدم قبل از هر برنامه ریزی و قبل از اجرایی کردن هر برنامه ای باید زمینه ها و ملزومات آن را فراهم کنیم.

به هر حال وقتی در کشور افراد بسیاری داریم که با عنوان کمک بهیار و در یک سال و نیم اخیر کمک پرستار به امید اشتغال با هزینه ی ریالی و زمانی دوره های کوتاه مدت دیده اند وبرای انجام امور اولیه ی بیماران و جایگزینی همراهان مناسبندف چرا باید بدون تفکر و برنامه بیاییم تعدادی مدعی اشتغال به سیستم دولتی بدون تعریف جایگاه از نظر ساختار اداری تحمیل کنیم؟

آیا یک سال بعد شرکت کارکنان نظام سلامت باید جوابگوی این افراد باشد یا دولت؟

اگر دولت واقعا چنین قصدی دارد که این افراد را به کار بگیرد چرا راسا اقدام به ثبت نام و نظارت بر آموزششان نمی کند؟

گرچه به هزاران دلیل منطقی و مهمتر از همه حفاظت از سلامت و جان مردم این طرح غلط است و متاسفانه بعد از اجرا این را خواهند فهمید (مانند تمام دیگر طرحها) اما از این منظر اخیر هم دولت باید مراقب باشد.

افرادی که بدون شرایط سنی و تحصیلاتی و ...با وعده هایی مبنی بر اشتغال از طرف دولت، توسط یک شرکت منفعت طلب معلوم الحال تحت استثمار قرار می گیرند قطعا یک سال دیگر مدعیان جدیدی خواهند بود.

من حرفهایم را می گویم چون دلم به حال مردم می سوزد و همیشه هم حرفهایم را گذر زمان به اثبات رسانده است.

حضرت علی (ع) می فرمایند که:

                       تجربه برتر از علم است.

و ماهم تجربه میکنیم و هم کمی علمش را داریم .

امیدوارم به حرفهایم از پنجره ی انکار ننگرند و به مردم اهمیت بدهند.

محمود عمیدی- پرستار بالین



نوشته شده توسط parastaraneiran در ساعت 13:21



اندر احوالات رد شده ها

شنبه 30 خرداد 1394

ارسال نظر(0)

حکایت ما حکایت غریبی است، حکایت کسانی است که قوانین را وسیله ای برای توجیه کارهایشان میدانند و هر جا لازم باشد قانون را سند می آوررند و اغلب قاوانین را زیر پا می گذارند.

قبلا بسیار از مهندسی انتخابات نظام پرستاری گفته ام و نوشته ام که همه به چشم دیدید  که کاملا درست گفته بودم اما ماجرای حذف نام من داستانی شیرینتر از سایر همکاران است.

بدنبال حذف غیر قانونی و بی دلیل آقایان شریفی مقدم، نظری ، تاج الدینی و عابدینی و نیز حذف با ارعاب و تهدید برخی از افراد عدالت خواه در شهرهای مختلف ، بدنبال اعتراض اینجانب به عدم تایید صلاحیتم به من گفته شد که تا آخر وقت اداری روز 25 خرداد با ارایه ی گواهی عدم سوئ پیشینه تایید خواهم شد و بنده برای اخذ این گواهی در چند روز (از چهارشنبه تا دوشنبه که تقریبا سه روز اداری بود) تلاش بسیار کردم.

چون متولد زنجان بودم باید استعلام شهرستان می گرفتم و صبح رفتم  و ظهر برگشتم و .... قطعا دوستان مهندس انتخابات هرگز فکر نمی کردند که موفق به اخذ این گواهی شوم.

گواهی را ساعت نه و سی دقیقه صبح روز 25 خرداد به جناب دکتر عباسی مقدم در بیمارستان پانزده خرداد ، تحویل دادم و ایشان که رییس هیات نظارت تهران هستند به من فرمودند که شما با این گواهیی تایید شدید! البته تلفنی با دکتر میزبان به گمان صحبت کردند که ایشان فرمودند گواهی را برایشان فکس کنند. باقی ماجرا بین خودشان بود و من تشکر کردم و رفتم دنبال تبلیغات!!!!!

دقت بفرمایید که در آیین نامه یک ماه فرصت برای صلاحیتها بود و دوازده روز هم که تاخیر داشتند و با وجود شروع زمان قانونی تبلیغات از 21 خردا بنده ظهر 25 خرداد باید دنبال چاپ و پخش پوسترو ... و انجام تبلیغات در شهر بزرگ تهران می رفتم.

این کارها را تا نیمه شب چهار شنبه انجام دادم، اما متاسفانه صبح پنج شنبه از طرف آقای سرمدیان توسط یکی از دوستانم به من اطلاع داده شد که تایید صلاحیت نشده ام. توجه بفرمایید که این موضوع توسط آقای نجاتیان و آقای لک هم تایید شده بود. این افراد همه در تیم مقابل پرستاران عدالت خواه حضور داشتند.

دقت می فرمایید که به من هیچ کس نگفت تایید نشده ای و من از رقبا چنین حرفی شنیدم و این را به پای تخریب خودم گذاشتم و.......

جمعه صبح در کمال حیرت دیدم نامم در میان لیست کاندیداها نیست!!!!!!!

هیات اجرایی و نظارت و و... دو ماه فرصت داشتند که صلاحیت بنده را تایید یا تکذیب کنند البته بدون توجه به قانون! چون در قانون صریحا ذکر شده است که فقط کسانی که محکوم به عدم عضویت در نظام پرستاری یا محکوم به محرومیت از حقوق اجتماعی شده اند حق شرکت ندارند! و من هیچ کدام را نداشتم و ندارم.

اما جالب است که درست روزی که وزیر محترم به دانشگاهها دستور می دهد که تعارف را کنار بگذارند و تلاش کنند که افرادی با متانت (شما بخوانید اطاعت) وارد نظام پرستاری شوند !!!!! نام بنده از لیست بدون اطلاع دادن به من که هم شماره تلفنم را داشتند و هم آدرس محل کارم را وهم منزلم را

خارج شده و جالب است که به ایادی تحت تابعیت وزارت بهداشت اطلاع می دهند که فلانی در لیست نخواهد بود. واین دوستان سرمست از پیروزی مهندسی شده ، همه جارا از این خبر پر میکنند.

بودن در نظام پرستاری هرگز نیت و هدف من نبوده است اما این آقایان  چطور می توانند با افراد اینگونه بازی کنند؟ چطور میتوانند انتظار داشته باشند که من و دیگران به سلیقه ایشان فکر کنیم و عمل کنیم و....

اگر اینگونه می خواهند که انتخابات را جمع کنند و خودشان افرادی برای نظام پرستاری برگزینند و این همه های و هوی و... نداشته باشند.

اما رفتارهایشان در دوره ی تبلیغات هم جالب بود:

وقتی به بیمارستان امام خمینی مراجعه کردیم برای نصب پوستر و پخش تراکت و ..... با ممانعت مدیر پرستاری !!!!!!! و حراست و ... مواجه شدیم. گویا ما بیاد تبلیغتمان را در چارسوق و  ... انجام دهیم حال آنکه قانون به صراحت به مراکز در ماده ی 47 آیین نامه ی اجرایی اعلام کرده است که همه ی کاندیدها حق تبلیغ و .. دارند و مراکز می باید همکلری کنند.

اما در کمال تعجب بعد از اخراج اکیپ تبلیغاتی  پرستاران عدالت خواه، اکیپ بعدی که وارد بیمارستان امام خمینی می شوند می بینند تیم منتسب به وزارت بهداشت و اعضای سابق نظام یک بنر بزرگ در این بیمارستان نصب کرده اند!!!!!!!!

این رفتارها در مراکز مختلفی دیده شد که حتی در برخی مراکز مدیران بیمارستانها خود راسا وارد کار شده و تراکتها و پوسترهای مارا توسط خدمات جمع آوری و جای آنها تراکت و پوستر تیم مقابل را نصب میکردند.

از طرف دیگر برخی مراکز با اعلام اینکه پرستاران باید به اعضای مورد تایید ایشان رای دهند و حتی برای این نوع مشارکت مبالغ نقدی پاداش و اضافه کاری هم تعیین کرده و حق عضویت پرستاران را نیز واریز کرده اند. البته اقدام به واریز حق عضویت پرستاران و تشویق به مشارکت ایشان در انتخابات بسیار باارزش است اما شرط گذاشته شده غیر اخلاقی و .... است.

با وجود تمام تمهیدات از صندوقها اما اسامی دیگری خارج شد، و نشان داد که دیگر پرستاران شخصیت صنفی شان را به معامله نمی گذارند. دیگر جو پرستاری از اطاعت محض تغییر و به تفکر در رفتارها رسیده است.

توصیه میکنم به عنوان کسی که از جنجال و درگیری و ... بیزارم و اینها را به ضرر مردم و سلامتیشان میدانم یک بار افتخار دهند مسئولان محترم و با نمایندگان واقعی پرستاران نشستی بگذارند.

آقای رئیس جمهور قبل از غالب شدن حواشی و به جنجال کشیده شدن قانون خواهی ، و سوئ استفاده ی دیگران از یک مطالبه ی ساده ی صنفی ، مستقیما وارد کارزار شوندو یک بار نمایندگان واقعی این صنف مظلوم زحمت کش را به حضور بپذیرند و حقایق را از زبان خودشان بشنوند تا بدانند که خواسته ها کاملا صنفی است نه سیاسی......

امیدوارم همه ی ما با قانونمداری و احترام  به قانون که سرلوحه ی نظم و عدالت است، از لجبازی و نگاه از بالا به مسلئل پرهیز کنیم. قطعا پرستارانی که دنبال اجرای قانون و حاکمیت عدالت هستند هرگز و هرگز قوانین را زیر پا نمی گذارند ....

 

محمود عمیدی- کاندید نامعلوم (رد یا تایید شده ی) انتخابات دوره ی چهارم نظام پرستاری - پرستار بالین



نوشته شده توسط parastaraneiran در ساعت 13:33



هنوز زنده ام و....

جمعه 29 خرداد 1394

ارسال نظر(0)

در اين زمانه بی های و هوی لال پرست
خوشا به حال کلاغان قيل و قال پرست
چگونه شرح دهم لحظه لحظه خود را
برای اين همه ناباور خيال پرست؟
به شب نشينی خرچنگهای مردابی
چگونه رقص کند ماهی زلال پرست؟
رسيده ها چه غريب و نچيده می افتند
به پای هرزه علفهای باغ کال پرست
رسيده ام به کمالی که جز اناالحق نيست
کمال دار برای من کمال پرست
هنوز زنده ام و زنده بودنم خاری است
به تنگ چشمی نامردم زوال پرست.....
 
وقتی که بچه بودم می گفتند خدا همه جا هست، می گفتند خدا هر کاری که بخواهد می تواند بکند می گفتند که خدا قادر است و....
وقتی که من بچه بودم
                    زور خدا بیشتر بود!!!!!1
اما در یک سال اخیر که جدیتر وارد عرصه ی فعالیت صرفا صنفی و مطالبه ی اجرای قوانین شدم چیزهای تازه ای فهمیدم که باورهای کودکیم را بد جور تارانده است. گرچه پیش از اینها هم اتفاقات ریزو درشت دیگری بر این باورها ترک انداخته بود:
 
درون سینه دلی همچو نیلبک دارم            یواش! دست نزن! شیشه ام ترک دارم !!!!
 
شیشه ی ترک خورده ی باورم اما امروز به یک باره فرو ریخت!
همکارانم تماس گرفتند و گفتند که اسمت را از لیست کاندیداهای تایید شده خط زده اند!!!!!
باورم نمی شود که چقدر مرا بزای دادند و به من اعلام هم نکردند و اسمم در لیست کاندیدها نیست!!!!پ
هفته ی پیش که با من تماس گرفتند و فتند که باید گواهی عدم سوئ پیشینه بیاوری گویا مطمئن بودند که از نظر زمانی نمی رسم اما من برای استعلام از زنجان 8 صبح به آنجا رسیدم و دوازد ظهر با پاسخ استعلام محلا تولدم در تهران بودم و به دلیل عدم حضور دادیار یا مسئول امضا کننده ی گواهی کارم به 25 خرداد کشید که آخرین مهلتم اعلام شده بود و گواهی را گرفتم و برم نزد دکتر عباسی مقدم رئیس هیات نظارت تهران! و ایشان فرمودند : تایید هستی و با شخصی تماس گرفتند و ..... گفتند برو کارت را بکن که تایید شدی!!!!!!!
من از روز شنبه صبح مورخ 22 خرداد که از خانه خارج شدم شب 27 خرداد ساعت دوازده نیم به منزل برگشتم طوری که دخترم و پسرم دم در از سر دلتنگی منتظرم بودند!!!!!!
احساس رضایت داشتم و فکر می کردم تمام تلاشم را در احیای حقوق پرستاران دارم انجام می دهم  و به درگاه خداوند شکرگزار شدم!!!!!!
اما گویا حقایق دروغین جای دیگری دور از دستان توانمند خدا نقش زده می شود!!!!
روز جمعه که از سر کار به خانه برگشتم همکارم تماس گرفت و گفت که اسمت در لیست نیست!!!!!
این ضربه بسیار ناگهانی وارد شد!!!!
البته روز پنجشنبه از طریق جناب سرمدیان با واسطه به من گفتند که تایید نشده ای اما پنداشتم این هم مثل دیگر کارهای اینها از روی دشمنی و حذف رای من است!!!!!
اما امروز یک باره همه چیز را دریافتم! ای عج....ب ! پس این دوستان بی خود لام حلقه به گوش وزیر و وزارت نیستند !
اینها بی خود خدایشان را عوض نکرده اند!
شما که می خواستید مرا تایید نکنید دیگر عدم سوئ پیشینه خواستنتان چه بود؟
یا اینکه دستوری دیگر رسید؟ این همان کشورعلوی است که ادعایش را می کنید؟
راستی کسی آدرس منزل وزیر بهداشت را بلد نیست؟ اگر بلد هستید بفرستید که منبعد نمازم را به آن سو بخوانم!
قبله را نشناخته بودم!
ای وای بر اسیری ، کز یاد رفته باشد           در دام مانده باشد، صیاد رفته باشد
 
البته گمان نکنید که نظام پرستاری مهندسی شده که قبلا اسم افراد منتخب که از طرف وزیر با متانت (شما بخوانید با اطاعت) خواهده شدنددر صندوقهایش ریخته شده برایم ذره ای ارزش دارد!
نه! هرگز!
اما این بازی دادن و موش و گربه بازی و ...... پشیزی برای دین و حق و قانون و شخصیت انسانها ارزش قایل نبودن برایم سنگین است.
مطمئنم از فردا که حرف بزنم سیستمهای امنیت و فرا امنیت محکومم خواهند کرد که چرا از راه قانون پیگیری نیستی؟
آخر کدام قانون برادران من! کدام قانون!
آیا قوانین فقط برای بستن دهان برخی تصویب شده یا برای اجرای صحیحش باید کسانی بکوشند؟
اسلام که دین آخرین است                 آیا همه ی مرامش این است؟
اسلام اگر این نخواستیمش                حقی که نبود در حریمش!!!!
 
بارها پیشتر از این گفتم و باز می گویم که این نظام پرستاری که وزیر به راحتی در رسانه با قلدری فریاد می زند: منتخبین باید چنین و چنان باشند ودانشگاهها تعارف را کنار بگذارند هیچ گره ای از ما باز نخواهد کرد!
این را گفتم و باور نکردید و باز می گویم و باز کسانی که منافعشان از نظام تامین می شود (وزارت خانه و اعضای ارشد این نظام پرستاری و ...) متهمم خواهند کرد به چیزهایی که واقعیت ندارد.
این نظام که هرگز در راستای منافع پرستاران قدم برنداشته و این را حاضرم در مناظره ی رو در رو با هر کس که مدعی است اثبات کند در تلویزیون و در محضر تمام ملت شریف ایران! جز نقش بازدارنده برای ما ندارد، حتی اگر من تایید هم میشدم که قطعا بالاترین رای کشور از آن من بود، باز هم این را می گفتم و می گویم.
وقتی بیمارستانهایی حق عضویت پرسنلش را می ریزد تا به کاندید مورد نظر رای دهند  بر مزار پرستاریبیاد فاتحه بخوانیم!
وقتی وزیر خیلی راحت و بی دغدغه از مهندسی انتخابات و انتخاب افراد مورد نظر با شرایط و ضوابط اعلام شده در رسانه های حرف می زند!!!! باید گور این نظام پرستاری را کند و تشکلی داشت که نتوانند مهندسیش کنند! نتوانند دخالت در اموراتش کنند، نتوانند بخرندش.......
این حرفها بی فایده است، لطفا نشانی منزل وزیر را به من بدهید که قبله ام را گم کرده ام.......................
 
هنوز زنده ام و زنده بودنم خاری است          به تنگ چشمی این مردم زوال پرست.....


نوشته شده توسط parastaraneiran در ساعت 09:20



شعری برای رد شدنم....

سه‌شنبه 19 خرداد 1394

ارسال نظر(0)

با عرض سلام دردمندم         ایام کشیده در کمندم

  تو خاص وماهمه عوامیم        توپخته و ما تمام خامیم

عرضی دارم،اگر بخوانید        تا درد مرا شما بدانید!

چشمی ، رچند کور داریم      مانیز کمی حضور داریم

ما نسل جوان انقلابیم       مهریم و نمی شود نتابیم

اسلام که دین آخرین است        آیا همه ی مرامش این است؟

از دین زده می کنند مارا        آفت کده می کنند مارا

اینها که برای دین رسولند      خود از نظر خدا قبولند؟ 

نگذاشته اند تا بروییم          راهی به مراد خود بجوییم

گفتندکه مارسول عشقیم      میزان رد و قبول عشقیم

ماحامی راه و رسم دینیم        پیغامبران آخرینینم

گفتند که این فلان یزید است    در آینه ی خدا پلید است

گفتند که ضد بینش است این    رد از نظر گزینش است این

گفتند که رد این صواب است    این دشمن هرچه آفتاب است

اینها که خدای عشق بودند       خود را نوه ی خدا سرودند

دیدی به کدام راه رفتند؟           دیدی که چه اشتباه رفتند؟

شمعی بنهید توی راهم         تا روز شود شب سیاهم

من هرچه که بود!ساده بودم      دل را به ریا نداده بودم

ای سید خاص ! داردس باش      خوددار نه!روزن نفس باش

ردم بکنند خصم گردم              دور افتم از آفتاب هر دم

من چوب خطا نکرده خوردم        خیری به خدا ز حق نبردم

آیینه و اژدها یکی نیست           ایمان من و شما یکی نیست

ناحق که نشست برسرم مشت   ایمان من ضعیف را کشت

اسلام اگر این نخواستیمش!       حقی که نبود در حریمش!!

ازدین ، زدگی به نفع ما نیست       آفت کدگی به نفع ما نیست

بگذار که آفتاب باشیم              آیینه ی انقلاب باشیم..

دشمن نتراش دوستان را            تا فتح کنی همه جهان را......



نوشته شده توسط parastaraneiran در ساعت 12:08



بررسی مهندسی انتخابات

سه‌شنبه 12 خرداد 1394

ارسال نظر(2)

در سالهای متمادی خدمتم همواره شاهد انتخاب مدیران پرستاری با ضوابط خاص توسط گروهی از مشاغل که شاید منافعشان در گرو بله قربان گویی این افراد بود، بوده ام و همواره فکر می کردم که چرا باید سیستم رئیسش افرادی باشند که خودشان از بی نظمی این سیستم سود می برند و  از بیگاری پرستارن هم ، و تازه انتخاب مدیران پرستاری به ایشان سپرده شده است.

امسال با کاندید شدن در انتخابات نظام پرستاری  گفتم راهی دموکراتیک در پیش بگیرم، و با رای همکارانم اگر به من اعتماد کردند بتوانم اهداف و نظاراتم را دنبال کنم که همه صنفی است.

از روز اول اعلام نحوه ی برگزاری انتخابات تعجب کردم که تایید صلاحیتها به کسانی داده شده است که منافعشان در مخالفت با انتخابات درست و انتخاب افرادی چون من وشریفی مقدم امروزی که تنها نیست و ....می باشد.

همان روز اول گفتم اینها مارا رد می کنند. اما این پیش داوری بود و بنا شد مستندش کنیم که امروز شکر خدا مستند شد.اما این مهندسی انتخابات را بگذارید بازتر کنم:

1- ثبت نام از کاندیداها سه ماه با تاخیر که شاید پرستاران از تب و تاب مطالبات حقوق قانونی خود نا امید شوند.

2-ابلاغ  طرح پرداخت مبتنی بر عملکرد تا ذهنها را به سمت این اسم زیبا و رسم نازیبا معطوف و از انتخابات دور کنند.

3- ابلاغ تربیت ده هزار بهیار در همین یک ماه اخیر و سپردن اجرای آن به شرکت تعاونی معلوم الحال کارکنان نظام سلامت که البته نسخه ی تغییر نام یافته ی شرکت بدنام (بین پرستاران) تعاونی فراگیر پرستاران کشور است. البته در این مسیر با به سخره گرفتن اعضای شورای عالی به همه اعلام کردند که نظام پرستاری و شورای عالی و ... همه بازیچه ای بیش نیست.

4- رد صلاحیت تمام پرستارانی که به سردمداران پرستاران عدالت خواه معروفند در حالیک افرادی را با احتلاسها و ... فرامان تایید کرده اند.

5-اعمال نفوذ و رد صلاحیت سایر افراد که منسوب به عدالت خواهان هستند وبرای رد گم کردن تایید کرده اند، در انتخابات شورای عالی .

6- بقیه را هم دوستان زحمت بکشند و بنویسند....



نوشته شده توسط parastaraneiran در ساعت 11:35



یا محمد!!!

سه‌شنبه 12 خرداد 1394

ارسال نظر(0)

بی صدا ماندیم و جاری نیستیم           سایه ای هم از سواری نیستیم

ای  سفیر  آرزوهای  بزرگ                     بره ی  فردایمان  را  خورد  گرگ

ماند ه ایم ازشمع خردی بی نصیب           جاده ای تاریک ودشتی پرنشیب

صبح زخم پایمان خواهدشکفت           سنگ را شب گرچه در دستش نهفت

تازیانه گرچه شبها زاهد است              صبح سرخ سینه هامان شاهد است

دست شب زیر گلویم مانده است         سرخی سیلی به رویم مانده است

پای عشقم را فلک بستند شب            روی من آب کتک بستند شب

پاکی ام در باور آیینه مرد                      دختر حیثیتم را سیل برد

دست طوفان پای تاکم را شکست            حرمت این قلب پاکم را شکست

تیز چاقو بند مهرم را برید                       گله ی معصوم قلبم گرگ دید....

سیل تهمت حلق راهم را گرفت                  این شب وحشی نگاهم را گرفت

دشنه ای پای درختم را برید                    نای بی آواز بختم را برید

شاخسار ابرویم اره شد                        گرگ ایمانم ز وحشت بره شد

میوه های باغمان را برد باد                  برگ را حتی از اینجا برد باد

تیغ طوفان غنچه ام را سر رید                بال نه! از قلب من کفتر برید

آن طرف فرجام می گفتند هست             یک سبد اسلام می گفتند هست

باغ مارا باد تهمت کرد زرد                     چاره ی اسلام هم کارینکرد!

آن طرف گفتند فردا عادل است              رود طاغی هست، دریا عادل است

دست دریا مرده را پس می زند              دست ناحق را خدا پس می زند

بی گناهی شد گرفتار و غمین                آسمان اما نیامد بر زمین.......

یا محمد! این ببین اسلام توست؟           یا که دستاویز تنها نام توست؟

یا محمد ! غم بزرگ آمد بیا!                    گله بی چوپان و گرگ آمد بیا!

یا محمد باغ تو پاییر شد                            سیره ی پاک تو دستاویز شد

یا محمد ! معجزت مظلوم ماند               در کتاب مدرسه محکوم ماند

یا محمد! یادی از دادی ببر                    خیمه ی شب را از این وادی ببر!

یا محمد خشم طوفان را بگیر                  نا خدا افتاد سکان را بگیر

یا محمد تشنگی بالا گرفت                    باز هم تزویر در ما پا گرفت

یا محمد! عاشقی آلوده شد                  رشته ی انصاف هم فرسوده شد......

باغ سیب آلود تو کی می رسد؟               مهدی موعود تو کی می رسد؟



نوشته شده توسط parastaraneiran در ساعت 11:06



فریب خورده گان اکران می شود......

شنبه 09 خرداد 1394

ارسال نظر(2)

دروغ گو کم حافظه است.....

این مثل معروفی است، اما این روزها نمودش را در وزارت بهداشت و بویزه حوزه ی پرستاری بسیار میبینیم. روز پنجم خرداد جناب میرزابیگی سربازانش را که با نام شورای عالی نظام پرستاری می شناسیم به صف کرد تا مجوز کارش را از ایشان بگیرد و البته با یک تغییر تاکتیک کوچک و تغیییر نام موقت به این خواسته اش رسید ، گرچه اگر تغییر نامی هم نبود مطمئنا سربازان از ژنرالشان تبعیت می کردند و وقتی دست وی را بالا دیدند، بی هیچ تفکری به عواقب دست بالا بردن ، دستشان را می افراشتند تا پرچم خوش خدمتی بر آن نقش بندد.

البته این سربازان به نام به این بهانه که بهیاری را لغو کردیم به خود می بالند اما شاید نمی دانند (من که فکر می کنم می دانند) که چون مشتشان پیش وزارت بهداشت باز است و این وزارت و بویژه معاونت پرستاری از تبعیت کاملشان از تصمیمات وزارت آگاه است، از خواسته اش کوتاه نمی آید.

ما هر چه گفتیم متهممان کردند به غرض ورزی و ناآگاهی و منافع شخصی و .....

اما همین امروز نهم خرداد آقای میرزابیگی آب پاکی را روی دستشان زیخت و اعلام کرد که برنامه ی وزارت بهداشت تربیت ده هزار بهیار است..... دقت فرمودید: ده هزار بهیار

یعنی جلسه و شورای عالی و نجاتیان و شمس و نصرتی و ...... و البته کل پرستاری و دانشجویان و ....کشک!!!!!!

حالا ما ماندیم حوضمان! ما ماندیم و کشکمان! ما ماندیم و یک شورای عالی منفعل و بله قربان گو! و نهایتا مطمئنم این شورای عالی دست میرزا را هم خواهد بوسید که می خواهد بهیاری را احیا کند! به هر حال منافع اینها که به خطر نمی افتد و هنوز همه شان سر پستهایشان باقی می مانند و به اصطلاح کوچه بازاری .....بابای سلامتی بقیه! هر بلایی سر مردم می آید بیاید! اصلا هر روز صبح اجازه بدهید بیمارستانها مسئول خدماتشرا بایک اتوبوس بفرستد در مکانهایی که افراد روز مزدی کار حضور دارند و از آنجا روزانه برای کشتن مردم کارگر و بنا و ... بیاورد.

این کار زود بازده تر و البته کم هزینه تر است!!

ببخشید یادم رفت که شما بیشتر دنبال منافع مالی این طرح که از طریق مثلا آموزش نصیبتان می شود هستید! برای رفع این مشکل هم می توانید حقوق این افراد را دو برابر بنویسید تا نصفش را به حساب شما بریزند! به هر حال زیرمیزی گیری که به پاداش می رسد حتما این اقدام هم با پاداشی همراه خواهد بود.

اما رونمایی از 45 برنامه وقتی با این افتضاح باشد بقیه را خدا به خیر کند!

سالی که نکوست از بهارش پیداست......

بگذریم! آسیبش به من هم نمی رسد چون دیگر پرستاری از اقوامم را به عهده ی خودم میگیرم و مواظب پای افراد شما به سمت اتاقشان باز نشود، از نظر شغلی هم دو میلیارد بهیار هم تربیت شود تاٍیری در کار من ندارد!

شما بدرید و ببرید و بخورید.....

کی میگیره؟ صیاد باشی،

کی میکشه؟ قصاب باشی

کی می پزه ؟ آشپز باشی

کی می خوره ؟ حکیم باشیییی!!!!!!!!!!!!



نوشته شده توسط parastaraneiran در ساعت 15:51



درباره



این وبلاگ تنها با هدف ایجاد اتحاد و همدلی بین پرستاران، اطلاع رسانی قوانین و شرح وظایف پرستاران،بررسی مشکلات پرستاران و پیدا کردن راهکارهای مناسب برای اینها ایجاد شده است. لطفا با مراجعه به وبسایت parastaraneiran.com وثبت نام و عضویت در آن و عضویت در همین وبلاگ در ایجاد یک گروه قدرتمند و منسجم برای پیگیری مسایل پرستاری و اجرایی کردن قوانین حوزه ی پرستاری مشارکت فرمایید. هدف اصلی اطلاع رسانی است و معتقدم که بزگترین مشکل سیستم پرستاری عدم اطلاع رسانی به موقع است. به امید موفقیت به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل که گر مراد نیابم، بهقدر وسع بکوشم
am51ahmadi@gmail.com


مطالب پیشین

قوانینی برای خندیدن
پیروزی بزرگ
تعدیل نیرو
روز پرستار 94
نظری گذری بر اختیارات سازمان نظام پزشکی و سازمان نظام پرستاری
تلاشها برای ایجاد اختلاف ادامه دارد ....
شعری در وصف این روزهای پرستاری
تبعید
تکریم همکاران
همه چیز درباره ی مرخصیها




Powered By LOXBLOG.COM Copyright © 2009 by 13306

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران