منوی اصلی


نویسندگان


آرشیو موضوعی

شکایت جهت افزایش حقوق

نشریه

کمیته ی پیگیری مطالبات

قوانین مرتبط با پرستاری

آمار بازدید

» تعداد بازديدها: 19
» کاربر: Admin

آرشیو ماهانه


لوگوی ما

پیگیری حقوق و مسایل و مشکلات پرستاران


لوگوی دوستان



عریضه ای به محضر رهبر عظیم الشان مسلمین جهان

شنبه 08 آذر 1393

ارسال نظر(2)

به نام خداونند مهربانیها

حضرت آیت الله العظما امام خامنه ای مد ظله العالی؛

سلام علیکم ورحمت ا لله و برکاته،

با عرض سلام و تقدیم احترام، اینجانبان سربازان ولایت در جامه ی سپید و سرمه ای

پرستاری عرایضی داریم که مصدع اوقات پر برکتتان شدیم.در ماههای اخیر شاهد اجرای

طرح تحول نظام سلامت از طرف وزارت محترم بهداشت بوده ایم.این طرح که در

سکوت کامل مطبوعاتی و به دور از چشم منتقدان با معرفی توسط افراد ذی نفع در

تریبونهای ملی اجرا شد در واقع آن چیزی نیست که بیان می شود. نوع تبلیغ و وعده های

شیرین در تریبونها با آنچه در عمل روی می دهد بسیار متفاوت است که اگر آن جناب

مقدس جایز دانستند ما سربازان جان بر کف ولایت آماده ایم تا یک بررسی دقیق و علمی

و یک رضایت سنجی منطقی وواقع گرایانه انجام دهیم و به دور از هر حب وبغضی واقعیتها

را نمایان کنیم. ما اگر درباره ی طرح تحول نظام سلامت حرفهایی می زنیم از این منظر

است که واقعیتها را عریان می بینیم و چیزهایی دیگر از تریبونها می شنویم. حتی در این

اواخرکه از تریبون مقدس نماز جمعه این حرفها تکرار شد.شاید نیت وزارت نشینان اینهایی

باشدکه می گویند اما در عمل چیزهای دیگری رخ می دهد.چون ناظرو منظور و عامل

ومتعامل یک گروه است. گروهی که از طرحی سودمی برندخودشان بازرسین این طرحند.

تحول در کیفیت خدمات،میزان دسترسی مردم به امکانات، افزایش نیروهای تیم درمان،و....

رخ نداده است.تحول تنها در تعرفه های پزشکی روی داده است.

در این طرح متاسفانه هیچ رویکردی به پرستاران نبوده ،حال آنکه پرستاران بزرگترین

جامعه ی آماری نظام سلامت و شایدمهمترین بخش آن باشند.واستفاده ازپرستاران از نظر

کیفی و هزینه ای و بازدهی، بسیار مثمر ثمرتر بوده واین را تجربه درسالهای متمادی

نشان داده است. اجرای طرحهایی مثل h.i.s ،اعتبار بخشی،حاکمیت بالینی و... به کل

توسط سیستم پرستاری انجام شده و هیچ نیرو یا هزینه ی اضافی پرداخت نشده است.

اینک جامعه ی خدوم و ولایتمدار پرستاری که همواره بزرگترین خدمات را با کمترین

چشمداشتها انجام داده، از وزیر محترم انتظارداشته و دارد که این گروه را هم ببیند.

متاسفانه سالهای سال است که نظام پرداخت غیر مستمر طوری است که دریافتی

پزشکان محترم چند صد برابر پرستاران است.در این راستا اینجانبان با ارسال نامه هایی به

نظام پرستاری و نیز وزارت بهداشت و شخص وزیر و کمیسیون اصل نود مجلس خواستار

رسیدگی به وضعیتمان شدیم که متاسفانه جوابی دریافت نکردیم.

حتی نظام پرستاری با حضور جناب آقای میرزابیگی در وزارت بهداشت به عنوان معاون

پرستاری، مسیر پیگیری مطالبات پرستاران را بن بست کردند، ودر واقع شاکی و متشاکی

تبدیل به واحد شدند.

هیچ کدام از قوانین حوزه ی پرستاری اجرا نمی شود ، واگر اجرا هم بشود به شکلی

کاملا سلیقه ای انجام می گیرد. کلیه ی نوشته های این عریضه مستند است.ددر نهایت

اوضاع طوری پیش رفت که همکاران پرستار در هفتم آبان نود و سه با تجمع درمقابل

مجلس پیگیر نامه های فراوانی شدند که برای اجرای بی قید و شرط قانون تعرفه گذاری

خدمات پرستاری مصوب چهارم شهریور هشتادو شش ،پیشتر ها ارسال کرده و جوابی

نگرفته بودند. این تجمع با قولهایی از طرف مجلس وبویژه کمیسیون بهداشت خاتمه

یافت.وزیر محترم اعلام کردند که تعرفه گذاری به صورت پایلوت در یک بیمارستان از هر

استان از آذر ماه اجرا می شود. اما بعدها این تعدادبه دوازده وسپس به هفت و نهایتا دو

بیمارستان کاهش یافت. که اصلا اعلام نشد این دوبیمارستان کدام است؟واینکه واقعا آیا

پایلوت در دو بیمارستان انجام شد یانه؟

حتی کارگروهی برای بررسی نحوه ی پرداخت کارانه یا پرکیس به پرستاران تشکیل دادند

که همه پزشک بودند و حتی یک پرستار هم درآن حضور نداشت وهنوز بعدازمدتها برون ده

این کارگروه اعلام نشده است.

مخلص کلام اینکه پرستاران در اوضاع وخیمی به سر می برند. چند برابر استاندارد کار

میکنند. 42 مریض به دو پرستار خسته سپرده می شود که شب تا صبح بدون حق

استراحت مراقب ایشان باشند. پرستاران اغلب در دو وگاهی هم سه مرکز کار می

کنند .یعنی بالای پانصد ساعت در ماه ومبلغی که از این پانصد ساعت می گیرند زیر 4

میلیون تومان است که کمتر از ساعتی ده هزار تومان می شود در حالیکه بی تخصصترین

کارگران شریف هم بیش از اینها دریافت می کنند.

به خستگی جسمی حاصل از این چند صد ساعت کار و رفت وآمد بین بیمارستانها و منزل

و رسیدگی به خانواده ،باید خستگی روحی حاصل از بی عدالتی و تبعیض را نیز افزود که

چون خوره به جانش می افتد. جسم خسته با کوچکترین بهانه وامی دهد ووجدان با این

احساس بی عدالتی آسوده می خوابد.

البته تاکنون چنین وجدان -خوابیی رخ نداده چون تاکنون همه فکر می کردیم بودجه نیست

و این ریاضتها برای دینمان و کشورمان است. عدم اجرای قانون مشاغل سخت، عدم

اجرای قانون تعرفه گذاری، عدم اجرای درست و کامل بهره وری و....که به یکباره به چند

برابر شدن تعرفه های پزشکی با یک طرح درون وزارتی انجامید پرستاران رابرآشفته است.

ومتاسفانه چون گوش شنوایی نیافتیم لاجرم شکایت به محضر مقدس شماآوردیم.

کل بودجه ی این قانون در سال نود و سه حدود هزاروسیصد میلیاردتومان یعنی ده درصد

پولهای تزریق شده ی اخیر است.

اخیرا شاهدیم که وزارت بهداشت به جای روبرویی رسانه ای با منتقدین که اتفاقا از

همکاران پزشک هستند همه ی تقصیرها را متوجه پرستاری کرده و پزشک و پرستار را

رودر روی هم قرار داه اند، طوری که توهینهای رسانه ای شروع شده و خدای ناکرده در

صورت گسترش جبران ناپذیر خواهد بود.

عملکرد وزارت بهداشت در بسیاری از تصمیمات بر خلاف رهنمود های حضرت عالی بوده

است که نمونه های زیادی قابل ذکر است.

در یک سیستم کاری،مقایسه ی دریافتیها ناگزیر است و ما پرستاران هرگز نگفته ایم که

پزشکان پول حرا م وزیر میزی می گیرند. ما فقط مثال زده ایم.که ایشان چه مبلغ و ما چه

مبلغ دریافت می گنیم. این مواجهه به ضرر بیمار تمام می شود.

از سویی دیگر ما چیزهایی میبینیم که نمی توانیم لب فرو بندیم و چنانچه حضرت عالی

صلاح بدانید اینجانبان طی یک ملاقات حضوری همه ی موارد را به ریز به اطلاع میرسانیم.

ما با این مسایل قضاوتی برخورد نمیکنیم چون در حیطه ی اختیاراتمان نیست.

لازم به ذکر است که اجرای قانون تعرفه گذاری خدمات پرستاری که در دولت قبلی دستور

اجرا هم داشت به اجرای عدالت در نظام سلامت کمک می کند و هیچ ربطی به طرح

تحول نظام سلامت ندارد.وقانون مصوب مجلس محترم هفت سال و نیم پیش است.

امیدواریم با رهنمودهای حضرت عالی ، این گره به راحتی باز شود.ما پرستاران صراحتا

اعلام می کنیم که سربازان ولایتیم و خواهان عدالت،واصلاح سیستم درمان را در راستای

مردم محوری و عدالت پروری واقعی می طلبیم و هر کاری در این راستا به عهده ی

ماگذارده شود بی چشمداشت و بی حرف به انجام می رسانیم اما تحمل تبعیض و بی

عدالتی را نداریم.

اینک خط به خط این عریضه به عرق شرممان آلوده است که چنین مشکلاتی را خدمت

شما عارض شدیم ،اما راهی دیگر نبود و باید مردم را آلت جنگ و دعوایمان قرار ندهیم.

در پایان از محضر خداوند متعال برای آن حضرت، سلامتی و طول عمر همراه باپیروزی بزرگ اسلام در سراسر دنیا را مسئلت داریم.

 

سربازان سفید پوش ولایت



نوشته شده توسط parastaraneiran در ساعت 18:15



چه کسی تیر خلاص را بر قلب نظام درمان شلیک کرد مطلب ارسالی از nurse123

شنبه 08 آذر 1393

ارسال نظر(3)

سیستم درمان ما بیماری بود در استانه احتضار که هرچند گاهی هرکس که در مسند صدارت تکیه می زد  سعی می کند به نوعی با احیا انرا برای مدتی بیشتر زنده نگاه دارد غافل از انکه چون تشخیص اشتباه است و درمان علامتی است این بیمار همیشه محتضر است حال یکی می اید و دم از نظام ارجاع می زند و یکی بر طرح تحول می کوبد و یکی  از مقیمی می گوید و دیگری از پرداخت از جیب مردم .

اری از انجا که من چون ریش سپیدان این سیستم انقدر اگاه نیستم و از سوی دیگر پزشک هم نیستم که 50 سال درس خوانده باشم اینک حق 50 ساله خویش را از جیب مردم مطالبه نمایم برداشتهایم را در معرض دید عموم گذاشته ام تا شما مرا راهنمائی کنید و در مورد قضاوت هایم داوری نمائید .

1- این بیمار ما بیش از انکه به قانون نیاز داشته باشد به نظارت بر اجرای قانون نیاز دارد او همان بیماری است که ازکمبود اکسیژن رنج می برد و ولی همراهانش چون دانه های زنجیر به دور اوچنان حلقه زده اند که جائی برای نفس کشیدن هم به او نمی دهند بگذریم که چند نفری هم به زور به او اب قند می خورانند در سیستم درمان اگر قرار باشد از همین امروز قانون گذاری تمام شود ما برای سالهای سال قانون داریم بشرطی که برای ان ناظری باشد که حق نظارت را ادا نماید .

2- سیستم درمان ما همان بیماری است که سالها از تلخی قند رنج می برد و اینک ما برایش دکستروز تجویز کرده ایم ما به او اموخته ایم تلخی قند را باید با خوردن قند جبران نماید . سیستم درمان ما سالها از زیر میزی و هزینه های غیر متعارف رنج می برد اما اینک به جای درمان برایش تعرفه 300 درصدی منظور می کنیم

3- سیستم درمان ما همان بیماری است که دچار زخم بستر شده و درمانش دبریدمان زخم است اما ما برایش قبل از دبرید پیوند پوست کرده ایم ما نتوانستیم انکالهایمان را مجاب به اجرای قوانین کنیم و باز بروی همان زخم کهنه مقیمی  و ماندگاری و... را پیوند زدیم .

4- ما می دانیم که اندامی که درآن سلول سرطانی متاستاز داده دیگر به درد اهداء عضو نمی خورد اما می خواهیم از این درمان سرطان زده برای آموزشمان عضوی پیوند کنیم . سالهاست که ما می دانیم مشکل ما در اموزش نیست اما چون می خواهیم بیمارمان را شایسته پیوند سازیم اموزش را بهانه قرار می دهیم مگر نه اینکه اموزش ما در درمانمان شکل گرفته است . پس مشکل ما عملکردمان در درمان است نه در اموزش، دانشجویان امروز عملکرداساتیدشان را حوزه درمان راهنمای فردای خود می دانند

5- تنها عضو سالم این بیمار قلبش بود اگر چه به واسطه سالها  رنج و بی مهری ناتوان گردیده و گاه vt کرده گاه AF اما همچنان می تپد واما اینک انهم تاب تپیدن دیگر ندارد اگر تعرفه گذاری خدمات پرستاری همان استروپتوکینازی بود کی می بایست لخته های  بی مهری درون انرا باز کند  انرا در پشت دربهای وزارتخانه ها نگه داشته اند و اینک این قلب در استانه ایستادن است . قلب در استانه ایستادن است و انها خون تزریق می کنند غافل از اینکه اگر قلبی نباشد بدن نمی تواند از این خون تازه استفاده نماید .

اری با وجود تمام بیماریهای این کالبد در حال احتضار وزارت 7 درصدی ها تشخیص را اشتباه داده و تیر خلاص خویش را با در قالب مرحله سوم طرح نظام سلامت بر قلب این بیمار شلیک نمود و پرستاران که سالها تمام کاستی ها را نادیده بودند و سکوت اختیار کرده بودند  می خواهند  از بی عدالتی فریاد بزنند .و از همراهی با تیم درمان سرباززنند

اگرچه هنوز متولیان این بیمار در تعریف سیر بیماری دراشتباهندو می خواهند به جای درمان بیمار  سیر بیماری تغییر دهند و لی ایا بازگشت به عقب شدنی است ؟؟؟؟؟

وشاید طرح تربیت پرستاران در قالب دوره های کاردانی و یک ساله و چند ماهه همان سنگ قبری است که می خواهند بر سر مزار این بیماربنهند



نوشته شده توسط nurse123 در ساعت 11:59



سیبل را اشتباه گرفته ای پزشک محترم...

شنبه 08 آذر 1393

ارسال نظر(3)

نمی دانم چه کسی باید پا پیش بگذارد و این شعله های کوچک سوئ تفاهم پزشکان را از بین ببرد. سوئ تفاهمی خود ساخته، که نتیججه ای جز جنگزرگری بین تیم درمان نداشته و دیری نمی کشد که سایر اعضای تیم درمان هم درگیر می شوند.

جواب های باشد هویییی..

این روزها در سایتهای مختلف و در نامه های سرگشاده و سربسته ی مختلف می بینیم که اطبا محترم که احترام قشر پرستار را نسبت به خود و شغلشان عملا می بینند، با لحنهای مختلف پرستاران را مورد نوازش قرار می دهند. اینکه این همکاران متوجه واقعیت قضیه نیستند تعججب آور است. ایشان که به گواه کنکوروادعای خودشان باهوشترین افراد این جامعه اند چطور نمیبینند و ندیدند که حرفهای زده شده که پر بیراه هم نبوده همه از طرف همکاران خودشان مطرح شده است. اولین جرقه را خود وزیر و معاونینش روشن کردند و در تلویزیون و رادیو و.... از هر تریبونی پزشکان را تهدید به برخورد و... کردند. من شخصا به نماتیندگی از جامعه ی پرستاری در وبلاگ خودم و در سایت وزارت بهداشت و سایت خود وزیر محترم اعتراض کردم به این موضوع ، که همه را نباید به یک چوب زد، اما پزشکان محترم سکوت کردند. مزد این سکوت افزایش سیصد در صدی تعرفه ها بود. اینها به ما ربطی ندارد. چون ما پرستاریم و میز نداریم که متهم به زیرمیزی بگیری و رشوه و..تهدید به 1690 و تلفن گویا و دادگاه و.... شویم.

حرف ما این است که چرا این همکاران حالا لبه ی شمشیر آخته شان را به سمت ما گرفته اند؟ ما حق و حقوقی داریم که از دولت می خواهیم.آیا هر کسی بخواهد حقش را، قانونش را، حقوقش را پیگیری کند دشمن پزشکان است؟

یا اینکه تعدادی می خواهند این حق خواهی را منحرف کنند؟

پزشکان محترم! به ما ربطی ندارد که شما چند درصدتان زیر میزی می گیرید یا نمیگیرید. به مربوط نمی شود که در خانه خوابیده اید و مهرتان در سه بیمارستان کار میکند و پول در می آورد.به ما مربوط نیست که پول یارانه ی مردم بیچاره و ندار را مستقیم با یک رادیکال ساده به جیب شما واریز می کنند. اصلا طرح تحول به ما مربوط نیست. چون اگر بود که ماه دیده می شدیم. اینها به عنوان پرستار به ما مربوط نیست. اما به عنوان یک شهروند...

شما در حال گذر از مسیری هستی و میبینی شعله ی کوچکی افروخته و می تواند شهر را به آتش بکشد. چون آتش نشان نیستی نباید شعله را خاموش کنی؟

وقتی من میبینم که بنزین صد تومانی را هزار تومان می خرم و سیب ویست تومانی را پنج هزار تومان، وقتی میبینم به بهانه ی یاران هزینه های زندگیم بیش از ده برابر افزایش یافته، وقتی به عنوان یک شهروند می بینم که در تریبونهای مختلف دروغ می گویند،چه کنم؟ چون شغلم پرستاری است و ممکن است به ترمه ی قبای برخی بر بخورد سکوت کنم؟ وقتی میبینم که دانشجو کارهای بیمار را انجام میدهد، ومهر اتند پای برگه می خورد سکوت کنم؟وقتی میبینم....

دانستن مسیولیت می آورد، دانستن درد بزرگی است، خوش به حال جمعی که یا نمی دانند یا خود را به ندانستن زده اند. من مستند حرفهایم را اثبات می کنم.بیماری 51 روز ، بله پنجاه و یک روز در یک بیمارستان بستری بوده و حتی یک بار هم توسط پزشک معالج متخصص ویزیت نشده است!!!!!! جالبتر اینکه این پزشک محترم رییس بیمارستان هم هست!!!!!

در شهرهای کوچک وبزرگ میبینم که پزشک حق مقیمی می گیرد و در خانه اش مقیم می شود. موبایلش را هم خاموش میکند. وقتی با منزلش تماس می گیرند  با ناراحتی به بالین بیمار جوان فمور شکسته می آید در حالیکه بیمار در حال جان به جان آفرین دادن است. تازه سر من پرستار داد می زند که چرا نگفتی بیمار بیهوش است؟

همه ی شما پزشکان محترم میدانید که ما از ریز مسایل آگاهیم.ما جنگ نمی خواهیم و نمیکنیم اما شما هم حق ندارید به کسی توهین کنید فقط به این دلیل که پزشک نیست!!!!

خداوند شاهد است که آتش افروخته دودش قبل از هر کسی به چشم شعله افروز می رود. ما خودمان را دوست و همکار شما، وشمارا دوست و همکار خود می دانیم. شما هم می دانید که از نظر اداری رییس ما نیستید.ما دو شغل در عرض همیم نه در طول هم....

مگر کسانی که سمتی دارند.شبها از نظر طولی پرستار سوپر وایزر بالاتر از متخصص است.اما اینها گفتن ندارد.

چشمها را باید شست...

ما می گوییم بروید در کسی را بکوبید که به شما توهین کرد. برنامه ی ثریا که آمار و ارقام بود و حرفهای زده شده همه از طرف دکتر پزشکیان... ایشان حتی وسط حرفهای مهمان دیگر آمد و نگذاشت وی حرف بزند و گرنه ایشان قطعا به عنوان یک پرستار از حقوق پزشکان هم می گفت. ما انحصار طلب نیستیم.

چشمهایتان را باز کنید ای جامعه ی باهوش!

ببینید که چه گفته!

بعد به دیگران توهین کنید. هر هایی ، هویی دارد. مواظب هم باشیم. از هم دفاع کنیم. ما از شما انتظار داشتیم و داریم هم صدای ما باشید. همانطور که ما میبینیم کار شما را شما هم ما را میبینید. ما انتظار حمایت داشتیم. اینک هم وزارت نشینان از ترس همین توپ را به زمین ما می اندازند. 

قبل از امضا ببینید نامه را چه کسی با چه سمتی نوشته؟چرا به توهینهای اصلی اشاره ندارد و فقط به یک برنامه ی دوساعته ی تلویزیونی پرداخته؟ آیا این نوع جواب دادن برازنده است؟ آن هم برازنده ی باهوشترین و متمدنترین اقشار؟

چرا حاضر به مناظره ی رودر رو نیستند؟ چرا نمی خواهند با یک منتقد روبرو شوند؟ چرا از تریبون نماز جمعه سوئ استفاده کردند؟ چرا مدام یک طرفه از طرحشان تعریف و تمجید می کنند؟ اگر طرح چنین باشد به چنان تبلیغی نیاز ندارد.چرا.... چرا.....

چرا بسیار است و جوابش فقط یک چیز است: ایشان بهتر از هر کسی میدانند که چه کرده اند و می کنند. از آگاهی مردم می ترسند و با این حربه ها لالایی می خوانند براای مردم خسته...

برای مردمکهای بسته از خستگی...

اما شما هوشیار باشید. بیدار باشید و طرف مقابلتان را درست هدفگیری فرمایید.... سیبل آن سوی چشم انداز است.شکارت را اشتباه گرفته ای....



نوشته شده توسط parastaraneiran در ساعت 10:40



مشک آن است خود ببوید......

جمعه 07 آذر 1393

ارسال نظر(4)

بچه که بودم تلویزیون کوچک توشیبایی داشتیم که سالی یک پیام بازرگانی پخش می کرد، خاطرم هست کفشهایی را تبلیغ می کرد که من به برادر بزرگترم اصرار داشتم از این کفشها برایم بخرد و وی مرتب می گفت:جنس خوب نیاز به تبلیغ نداره....

گذشت و بعد سالها من یک شرکت لیزینگ خودرو زدم. باورتان نمی شود که فقط چند هفته آگهی دادم و بعد از آن مشتری برایم مشتری می آورد.راستی یادم رفت بگویم که کفش را به زور خریدم و خدا گدواه است فقط یک روز پوشیدم.

حالا واقعا از این همه در بوق و کرنا کردن طرح تحول می ترسم. گویا صدا و سیما که قرق وزارت بهداشت بود و هیچ انتقادی را بر نتابیدند و هیچ منتقد چراغ روشنی را به آن حیطه راه ندادند، حالا چسبیده اند به تریبون نماز جمعه. مردم یک روز در هفته از مصایب و بیماریها دور بودند که به برکت طرح تحول جمعه هم باید بنشینند و فکر کنند که چگونه می شود یک کالا قیمتش سه برابر شود و پرداختی ما کمتر؟!؟

اینشتین هم باشی محال است  ولاینحل!

جناب آقای دکتر هاشمی! بوته ی نقد پیشگیری از هدر دادن هزینه های مردم است. مردمی که به کمترینها قانعند و دم بر نمی آورند. شما از جان این مردم چه می خواهید؟ بنزین صد تومانی بشود ده هزار تومان شما ککت نمی گزد چون عمل چشم دویست تومانی را می کنی دومیلیون، تازه سود بیشتری هم می کنی.

به پندار شما مردم فقط همین چند درصد(زیر 5%) افراد بیمه خدمات درمانی هستند که در مراکز دانشگاهی توسط رزیدنتها مورد تجربه قرار می گیرند و اتندهای محترمتان در خواب ناز پولش را می گیرند.

باور کنید برای تمام حرفهایم سند دارم.خاطرم هست دانشجو که بودم در بیمارستانها جایی برای استقرار ما نبود.ولی دانشجویان پزشکی پاویون و...داشتند و دارند. اما یادم می آید مربی مان همیشه می گفت تنهایی هیچ اقدامی نکنید. ترم هشت بودم.کار دانشجویی می کردم ولی باز مربی می گفت نکنید. مردم گناه دارند.واقعا این بی عدالتیها، این تبعیض نژادی هااز همان سال اول دانشگاه دیده می شد و می شود.انسانها در درگاه خداوند برابرند اما شماها هیچ ارثی از خدا نبردید. عجیب است که می فرماید:

(و نفخت فیه من روحی) ....البته بحث من مردم است. کاری به اینها ندارم.الان بنزین لیتری ده هزار تومان و سیب کیلوی بیست هزار و گوشت کیلویی دویست هزار شود شما مشکلی ندارید چون ماهیانه چند میلیارد در می آورند برایتان همکارانتان.

اما مردم چه؟ شما پول مردم را ، نه پول اضافه، که پول نان شبشان را در صندوق خود نگه داشته اید و آن را هزینه ی نهایتا 5% می کنید و می گویید مردم راضی هستند. آیا مردم آگاهی دارند؟

در مرکزی کار می کردم. پزشکی به بیماران می گفت : سندرقیت شما آسیب دیده!!!! و همه می گفتند :بله چند وقتی است درد دارد. ندیدم حتی یک نفر بگوید و بپرسد که این سندرقیت (به کسر اول و سوم و سکون بقیه) .

درد آور است نه؟ اما نه برای شما.شما درک نمی کنید چون به خاطر نداشتن کرایه ی تاکسی از امام حسین تا آزادی را که هیچ! از بخشی در بیمارستان به بخشی دیگر پیاده نرفته اید.

الان می خواهید در خطبه های نماز جمعه چه بگویید و چه نتیجه ای بگیرید؟ لااقل حرمت نماز جمعه و نماز و... را نگه می داشتید و نگه دارید و دروغ نگویید.راستش را به مردم بگوییید.

بگویید چند در صد کل مردم در مراکز شما با بیمه های خدمات در مانی بستری می شوند؟ بگویید که این پولها از جیب خود مردم است.لااقل برای این واریز مستقیم مبالغ به جیب همکارانتان از مردم اجازه بگیرید و حلالیت بطلبید.فردا شما هر چه بگویید مردم تکبیر می فرستند چون اصلا نمی دانند شما چه می گویید.نه که ندانند، شما در باغ سبز نشان می دهید و فکر میکنند همین است.

این مردم بسکه نجیبند، فکر دروغ گفتن کسی را نمی کنند. فکر وارونه جلوه دادن حقیقت را نمی کنند.

بگذارید آفتاب حقیقت بتابد و مردم در نور فیل را ببینند. شما رضایت سنجی کردید؟ آیا قبل از اجرای فاز سوم این کار را نکردید و به مقام عظمای ولایت گفتید مردم رضایت دارند؟ فاز سوم که تازه اجرا می شود وهنوز بازخوردی نداشته است.

بگذریم. شما که گوش شنوایی ندارید، پس نوشتن این حرفها آب در هاون کوبیدن است. قبل از آنکه خدا به حسابمان برسد، کاش خودمان به حساب خود برسیم.

 مطمین باشید خدا را نمی توانید با نفوذ و پول بخرید حتی اگر تمام تریبونهای دنیا راخریده باشید.......



نوشته شده توسط parastaraneiran در ساعت 02:11



برای تنوع (شعر)

پنج‌شنبه 06 آذر 1393

ارسال نظر(3)

سلام دوستان و همکاران!

این شعر را در تاریخ 28 مرداد 85 وقتی در بیمارستان ولی عصر رزن همدان، پیام آور بهداشت بودم برای دخترکی که بی کس و کار بود سروده ام. می دانم که به مسایل صنفی پرستاران ربطی ندارد ولی عمق شغل مارا بیان می کند پس بخوانید و از تنوع ایجاد شده لذت ببرید:

 

باز هم رویای تاریکم

از گل روی تو روشن شد

باز یادت سر زد از قلبم

همدم تنهایی من شد

*********************

کنج تختی بی کس و غمگین

باز چشمانش به در مانده است

سالهای سال پیش از این

طفل تنها بی پدر مانده است

**********************

او اسیر درد تنهایی

من به فکر سرفه های او

او غمش از بی کسی بسیار

من فقط فکر سرم، دارو....

**********************

از نگاهش شعله می روید

خرمن جانم ولی خیس است

او فرشته می شناسد لیک

ذهن من درگیر ابلیس است

*********************

دستهای کوچکش هر دم

دستهایی مهربان جوید

با طنین هر صدای پا

در نگاهش شوق می روید

***********************

من ولی غرق غم خویشم

فکر پولی که نمی گیرم

فکر کار سخت و جان فرسا

با خودم هر لحظه درگیرم

*********************

بی گمان تنهایی او را

هیچ کس از او نمی گیرد

عاقبت از فرط تنهایی

کنج قلب خویش می میرد

********************

شربتش را بردم اما واااای

شعله ای در جان من افتاد

اشک در چشمان او پنهان

بغض او یک آن تکانم داد

********************

وااای ! این جرم من است آیا

یا گناه از طفل معصوم است

نه وزیر ونه وکیل است این

این فقط یک طفل مظلوم است

**********************

وایی قلبم را پیشان کرد

دردهای جاری ذهنم

بی توقع چشم او آمد

از پی دلداری ذهنم......

*********************

کودک من گریه را بسکن!

من پرستار توام امشب

تا سحر پیش تو می مانم

یار و غمخوار توام امشب

********************

مثل یک مادر به فرزندش

قصه می گویم برای برای تو

می پرم از خواب شیرینم

با صدای گریه های تو

*******************

من پرستار توام برخیز

دردهایت را بگو بامن

هر چه می خواهی صدایم کن

دوست و مامان و بابا! من.....

 



نوشته شده توسط parastaraneiran در ساعت 09:17



حرفی با وزیر اما از جنس دیگر مطلب ارسالی از nurse123

سه‌شنبه 04 آذر 1393

ارسال نظر(5)

سلام جناب اقای وزیر :

من شما را از انجا می شناختم که یک چشم پزشک در قالب گروههای جهادی  در یک کانکس در دور ترین و محروم ترین نقاط این کشور به شایسته ترین افراد این مرزو بوم خدمت می کرد :اری شناخت من از شما همین قدر بود و شاید ان روزها شما را سمبلی می دیدم که می بایست در جامعه پزشکی نامتان را فریاد زد .

شنیده بودم شما  رزمنده ای بوده اید  درمیان لباس خاکیها که پشت به پشت هم از خاک این مرزو بوم دفاع می کردید دستتان درد نکند ما تاابد از این حیث داعاگو و ثناگوی شما هستیم .

اینکه بعد از جنگ چه شد و شما چه کردید و چه نکردیده مهم نیست  انچه برای من مهم است این است که شما در کرسی صدارت چه کردید و چه نکردید و چه چیزهائی را فراموش کردیدو چه چیزی را فراموش نکردید

شما وقتی برکرسی صدارت نشستید : دوران همنشینی با خاکیان را فراموش کردیده بودید یادتان رفته بود که این مردم آنقدر نجیب و صبورند که هیچگاه از کمبودها شکایت نکرده اند و برای کمبود ها فریادشان به آسمان نرفته این مردم هر زمان فریاد زده اند بخاطر بی عدالتی بوده است .

شما وقتی بر کرسی صدارت تکیه زدید فریاد از کاستیها زدید کارتن خوابیهای همراهیان در روی زمین را دیدید و هتلینگ را فریاد زدید . به خاک نشینی  خانواده ها به خاطر تامین هزینه های درمان را دید و کاهش پرداخت از جیب مردم را داد زدید .

شما بدنبال پزشک دویدن مردم را دید و فرار همکارنتان را از مناطق محروم  و طرح مقیمی و ماندگاری پزشکان را رو کردید .

اری شما وقتی برکرسی صدارت تکیه زدید دیدید ،فریاد زدید،طرح دادید و اجرا کردید اما چه کردید و چه نکردید و چه چیز را فراموش کردید و چه چیز را فراموش نکردید مهم است پس بیاییم با هم مرور کنیم

شما کاهش از جیب مردم را دیده برایش طرح دادید بودجه گرفتید اما فراموش کردید اگرچه این منابع بنا به اظهار خودتان از بودجه عمومی دولت نیست اما از محل هدف مندی یارانه ها است از مالیات بر ازرش افزوده است اینها را که خود گفته اید اما باز یادتان رفت که درامد حاصل از هدفمندی یارانه ها یعنی همان پولی که( اوکه شما قبل از صدارت در ان کانکس چشمش را عمل کرده بودید) و تنها قوت لایموتش نان بود او قبلا نان را خیلی ارزانتر می خرید و اما حالا برای هر قرص نان 225 تومان می دهد اوحالا برای اب هم پول بیشتری می دهد پس شما پول اب و نان و او را گرفته اید راستی مالیاتش را هم خود حساب کنید از کجا می گیرید نکند که همو که برای جراحی چشمش مانده بود و شما عملش کردید اینبار برای اینکه جهاز دخترش را تامین نماید و ابرویش را بخرد مجبور شده باشدخود بگوید ............

اری درامد حاصل از هدفمندی یارانه ها و مالیات بر ارزش افزوده یعنی انچه که می توانستیم ارزانتر بخریم گرانتر خریدیم حرفی نیست اگر لقمه ای کمتر بخوریم و جرعه ای کمتر بنوشیم حرفی نیست چون قرار بود همت کنیم و چرخ تولید را بچرخانیم  خاری باشیم در چشم دشمنان این مزوبوم و چون شما پشت به پشت حتی با لباس خاکی عزت خویش رافریاد بزنیم 

اما شما چه کردید پول چرخ تولید را به سمت خود کشیدید و در ابتدا پرداخت مردم را ازجیب کاهش دادیدو به بیمارستانها رنگ ولعابی دادید اما برای اینکه قانون را اجرا کنید پول به جیب گروهی خاص سرازیر کردید گفتید بمانید تا پول بدهیم چون نتوانستید قانون را اجرا کنید گفتید باشید تا پول بدهیم باز هم چون نتوانستید قانون را اجرا کنیم 

اقای وزیر شما چه کردید اجرای قانون را خریدید  شما چه کردید پول ان پیرمرد را که چشمش را عمل کردید از او گرفتید و به گروهی قانون گریز دادید  اقای وزیر شما چه میکنید فراموش کردید اینبار هم نظارت کنید .شما قوانین خود نوشته را نیز فراموش کردید و اجرا نکردید ( پزشکان مقیم شما در پاوینها درخوابندو بیماران شما بر روی تختها درد می کشند .)

راستی شما گروه بزرگی از همکارانتان را هم که کم نیستند 93 درصد انها راهم فراموش کردید بار سنگین را بردوش این گروه گذاشتید و پول سنگین را در جیب گروهی دیگر شما چه کردید

آری شما یک شبه سخت ترین گام طرحتان را برداشتید و به یکباره هزینه خدمات را از 40 تا 300 درصد افزایش دادید و باز یادتان رفت که می خواستید دستتان کمتر در جیب مردم باشد اق یویز باز فراموش کردید که پیرو مرادمان به شما گفت مراقب باشید برخی تصمیمات در این طرح خود ضد طرح نشود شما باز ان پیر مرد را یادتان رفت که ابرویش را شاید جائی گرو گذاشته باشد .

شما چه کردید که اینگونه خوشحالید وسرمست غرور شما چه کردید جز خرید قانون و پولش را از محل قطره های اشک یتمی که در گوشه از سر گرسنگی خفته است پرداخته اید .

اقای وزیر شما تنها کاری که کردید اختلاف میان همکارانتان را زیاد کردید شما همدلی تیمتان را شکستید و می خواهید برروی این خرابه ها کاخ محبت بسازید شما فریاد 93 درصد تیم همراه تان رانشنیدید درحالیکه گفتید نیاز به فریاد زدن هم نیست اما شما بلندای سکوت مان راهم ندیدید .

شما انان که دلشان برای این سرزمین هم می سوزد را نه دیدید و به جرم دلسوزی و فریاد عدالتخواهی حکم پایان کار بدستشان دادید اقای وزیر شما چه کردید صدای عدالت را خاموش کردید یا نه چشمتان را بروی عدالت بستید

اقای وزیر شما فراموش کردید ما از نسل مردمی هستیم که عدالت را فریاد می کنیم حتی اگر قرار باشد گلویمان ببرند باز با گلوی بریده فریاد می زنیم

اقای وزیر شما سخنان همرزمتان شهید باکری را هم فراموش کردید

وکلام اخر اگر شما فراموش کرده اید که چه کرده اید و چه می کنید بدانید که تاریخ شما را آنطور که شما اورا فراموش کرده اید فراموش نمی کند



نوشته شده توسط nurse123 در ساعت 09:50



سخنی با همکاران

دوشنبه 03 آذر 1393

ارسال نظر(0)

سلام وخسته نباشید!

همکاران گرامی! وقتی در فضای کنونی نفس می کشم، با وجود ورود هوای آلوده ی تهران به ریه هایم که کسی فکری برایش نمی کند، کسی نمی داند که بسیاری از امراض و سکته ها از همین هواست، کسی فکر نمی کند که پیشگیری بهتر از درمان و کم هزینه تر (هم از نظر اقتصادی و هم از نظر غیر اقتصادی )است،و هزاران میلیارد از پول مردم را که با کلاه مدیریت شخصی یارانه از آنها می گیرند را به جیب خودشان واریز می کنند، خوشحال میشوم که چنین انسانهایی هنوز نسلشان باقی است.

افرادی که به منافع خود نمی اندیشند. افرادی که تمام کمبودها را با مایه گذاشتن از خودشان جبران می کنند. کسانی که چون مدادی ذره ذره کوتاه تر می شوند ویا چون خودکاری از درون خالی می شوند وبه یکباره می ریزند و تمام می شوند، اما سطرهای سلامتی هم نوعانششان را مینویسند.

کسانی که هنوز خون عدالت خواهی در رگهایشان جریان دارد وبا وجود درک تمام قد بی عدالتیهاییی که در حقشان می شود، از مردم مایه نمی گذارند.

می ترسم این دوستان فردا با احداث مسجد و مدرسه با در صدی از پولهای ما که یا دستمزد ما بوده یا یارانه مان، در صدد خرید رحمت خدا باشند وما دستمان خالی بماند.

افتخار میکنم به جامه ای که می پوشم،افتخار میکنم با کسانی همکارم که با وجود اهمیت شغلشان و نوع کالای خدمتشان، خودشان را برتر از دیگر مشاغل و تافته ی جدا بافته نمی دانند. افتخار میکنم که همکارانم از مقایسه با مهماندار و کارگر و کارمند شرمسار نمی شوند، چرا که باورشان این است:

ان اکرمکم عندالله اتقیکم   همانا برترین شما نزد خدا با تقواترینتان است.

افتخار می کنم که همکارانم پول کار خودشان را می گیرند نه همکارانشان را، نه دیگران نه سال پایینیها نه.....

افتخار می کنم که همکارانم لابی بلد نیستند، 1690 لازم ندارند،پایش لازم ندارند، پاک و منزهند از هر جرمی ، با وجودیکه باتمام احساسشان بی عدالتی را ،با تک تک سلولهایشان،با تمام خانواده شان لمس می کنند.

ارزش کار عباس  ابن علی وقتی است که با وجود تشنگی فراوان آب نمی خورد، وارزش کار همکاران من کمتر از آن نیست که با وجود چنین ظلمی به بیمار ستم نمی کنند .

((بانگ زد بر خود چه جای خوردن است                            امر مولای تو آب آوردن است....))

افتخار میکنم که باسیلی صورت سرخ می کنند و ماهیانه بیش از پانصد ساعت کار سنگین میکنند تا محتاج نامردان و نامردمان نباشند...

در کمال احتیاج از خلق استغنا خوش است....

حرف بسیار است و تک تک کردارهای چنین جمعیتی در خور ستایش...

واما بعد....

بعدی ندارد

ثابت قدم باشیم و تا حصول حقمان پایداری و پایمردی کنیم. راه مان راه مولایمان حسین ابن علی است. وچراغمان ولایتمداری...

هیچ روح آگاهی نمی پذیرد در یک تیم یک نفر سیصد برابر یکی دیگر بهره ببرد. این با روح تمام دین داری و بیدینی منافات دارد.

باور کنید آن شقشقیه خوابید در درونم...

از درون آتشم، شعله سر می کشم                    پیش شمشیر کی ،من سپر می کشم؟

زنده باشید



نوشته شده توسط parastaraneiran در ساعت 20:59



من درک می کنم.... بقیه چطور؟

دوشنبه 03 آذر 1393

ارسال نظر(0)

من پرستارم.

 

درک می کنم که حرفه ام سخت است.

 

درک می کنم که بیماری و درد می کشی. درک می کنم که همراهانت نگران هستند و عصبی.

 

درک می کنم که او پزشک است و تشخیص می دهد، order می دهد و من مجری ام.

 

درک می کنم که بیمارستان بودجه اش کم است و یا شاید کم باشد.

 

درک می کنم که مسئولین دفتری که به نامم زده اند، باید به هزار نفر جواب پس دهند. 

 

درک می کنم که رئیس بیمارستان مرا نشناسد، چون من فقط قطعه ای هستم از پازل خواسته های او.

 

 درک می کنم که فلان نیست و با بهمان باید بسازیم وگاهی با کمبود امکانات روبرو می شویم. 

 

من گاهی پاهای خسته ام را برای پیدا کردن یک گاز کوچک باید در تمام اتاق های بخشم بکشانم.

 

شیفت هایی هست که نه تو می بینی و نه مسئولین، شیفت هایی هست که فقط 5 دقیقه آرزو می کنم بتوانم بنشینم تا لحظه ای برای رفع تشنگی 8 ساعته ام آب بنوشم. 

 

درک می کنم که بخش های جدید ساخته می شوند و من موظفم که اضافه کاری اجباری بیایم، چون که مثل همیشه نیرو ندارند. چرا؟!!

 

نمی دانم ... تعداد فارغ التحصیلان رشته ام بسیار است و هنگام استخدام ملخ همه را خورده !!

 

شاید هم می دانم و خود را به نادانی زده ام. می دانم که دانایی به استخوان های خسته ام بیشتر فشار می آورد.

 

خوب گوش کن. در سن جوانی، قرنیه ی چشم هایی که در اثر شب کاری های اجباری خشک شده اند، دیگر توان نظاره ی واقعیت را ندارند. خواستم که کور شوم.

 

اما می گویم تا مردم سرزمینم بدانند نه برای دلسوزی که آن وظیفه ماست، بلکه برای لحظه ای تفکر که یک لحظه تفکر از ساعت ها عبادت مقدس تر است.

 

آیا می دانی تمام تعطیلات آخر هفته ای که تو به گردش می روی، من به اجبار شیفت هستم. n بار لحظه ی سال تحویل و n2 بار مسافرت با خانواده را از دست دادم، نه بخاطر تو بلکه چون پرستارم. من اگر نباشم بیمار تو در اثر عدم مراقبت می میرد... و ظاهراٌ من کلید گمشده چرخه ی درمانم که به هیچ قفلی نمی خورم.

 

فراموش نمی کنم تحکم و گستاخی پزشکی که خودش را بالاتر از من می دید، آن هم به واسطه ی عرف کاذب جامعه ای که او را بزرگ کرد و فراموش کرده بود که من هم تحصیل کردم، درس خواندم. زحمت کشیدم و مهارت کسب کردم . آنقدر مرا در ابراز وجود سرکوب کردند که حتی انگیزه ای برای به روز کردن سوادم ندارم. سوادی که روزی سرلوحه خدمتگزاری ام می دانستم. 

 

خیلی طول نکشید تا بفهمم که اینجا سازمانیست که پزشکش می خواهد من فقط آمپولم را بزنم تا فرمانروایی کند. سالهاست می خواهم ثابت کنم ما همه یک تیمیم، تیم قدرتمند پزشک و پرستار کنار هم و با هم برای پیشبرد سلامت بیمار.. اما آنچه نگرش سازمان من است، آنقدر بلند است که آنچه را که دیکته می کنند،نمی شنوم. اینجا کسانی فرمانروایی می کنند که فریاد می زنند ما رئیسیم و تو گاهی حتی مجری هم نیستی. حقوق و درآمد من مطابق زحماتم نیست و تفاوت طبقاتی زیادی بین کارانه من و یک پزشک است. درآمدم کم است و انگیزه ام کمتر، هر روز کمتر از دیروز.

 

تنها پاسخی که می شنوم این است: اجرت با خدا – عوض آن در آن دنیا خوشبختید، دریغ از اینکه آنکس که دنیایش را نسازد آخرتش را باخته. 

 

من آن فرشته ای که تو فکر می کنی باید باشم، نیستم. من هم مانند تو انسانم با نیازها و خواسته های معقول بشری. خسته می شوم- بی انگیزه و گوشت تلخ می شوم. نه یک بار نه دو بار که صد بار میشنوم که تو می گویی اکثر پرستاران بد اخلاق و نچسبند. 

 

سوپروایزرهایم به Rest های قاچاقی من از فرط خستگی، به قطره های کم یا زیاد رفته سرم بیمارم،به دفاع های کوچکم در برابر GP های مغروری که سیستم بارشان آورده گیر می دهند. همه را با یک فعل جمع نمی بندم، اما یادم نمی رود موأخذه اتندینگی که به واسطه مقامش مرا علیرغم کاور کردن 3 بیمار پرکارآی سی یو، بی مسئولیت خواند. 

 

کارهایی را انجام می دهم که جزء شرح وظایفم نیست، اما بخاطر انجام ندادنش از کارانه ام کم می شود. 

 

در بخشی کار می کنم که هیچ کدام از پرسنلش دوست ندارند پرستار باشند. پرس و جو کردم بخش های مجاور هم آسمان همین رنگ است. 

 

من عادت کردم به بدبختی هایی که عده ای قلیل بر سر قشرم آوردند. جایی که کار می کردم بخاطر دو روز مرخصی ام که حقم بود شیفت های فشرده دادم، چون پرسنل کم بود و هست مثل همیشه و پاسخ رئیس بیمارستان این بود: من درک نمی کنم فلانی، ما نیرو کم داریم و تو باید بیایی. اینجا فقط به بخش هااضافه می شود،نیرو نیست، من خسته ام و بیمار تو گرسنه. 

 

اینجا من برای خون گرفتن از بیمارم قبل از اقدام مغزم را آف می کنم تا نترسم از اتفاقی که ممکن است مرا تا ابد محکوم کند به بیماری لاعلاج، وقتی از هر 10 تخت بخش ما 8 تخت آن بیمارانش معتادند و اگر من نیدلینگ شوم و ناقل ویروس ایدز یا هپاتیت، خودم باید هزینه های درمان و داروهای گران آن را بدهم، چون سازمانم فقط مسئول است که پیگیری کند من شیفت های اجباری ام را بیایم، حتی اگر در تب بسوزم یا رنگم زرد شده باشد، چون راه می روم سیکلیو ندارم. بیمارستان با کمبود نیرو مواجه است و من پرستارم. یادم دادند درک کنم و درک نشوم. من هنوز هم خدمتگزار جامعه ی خود هستم. آمده ام تا آگاهت کنم من به حقوقم برسم و تو نیز به حقوقت بی نقص خواهی رسید. آن وقت می توانی فرشته خطابم کنی، چون ذات من این است، اگر نبود که پرستار نبودم.

 

 نوشته شده توسط همکار ارجمند مهسا اسدی از شیراز

 



نوشته شده توسط parastaraneiran در ساعت 20:11



چه چیزی جامعه پزشکان را براشفته کرده است مطلب ارسالی از nurse123

دوشنبه 03 آذر 1393

ارسال نظر(0)

هیچگاه فکر نمی کردم بیان حقایق و واقعیات مشهود از رسانه ملی انهم پس از ماهها تبلیغات مسموم بتواند تا این اندازه خواب گروهی را اشفته نماید

قصه از این قرار است که چند شب پیش در برنامه ای بنام ثریا که به خاطر اینکه از پخش ان توسط متصدیان وزارت بهداشت و درمان جلوگیری نشود بدون تبلیغات قبلی به اصطلاح چراغ خاموش یک پزشک و یک پرستار یکی نماینده مجلس و دیگری دبیرکل خانه پرستار به بهانه نقد مرحله سوم طرح به اصطلاح تحول در نظام سلامت به بیان حقایقی در پس پرده سیستم بهداشت و درمان کشور پرداختند و در این برنامه به بی عدالتی و شکاف فاحش در پرداختی به پزشکان و سایر اعضای تیم درمان و همچنین تفاوت سطح درامد پزشکان و سایر افراد جامعه پرداخته شد همین چند جمله کافی بود تا از فردای انروز صدا و سیما و شرکت کنندگان برنامه مورد الطاف متصدیان امر درمان کشور قرار گیرند از نظر ویزیر مبنی بر اینکه این افراد بدنبال تربیون بوده اند تا رئیس سازمان نظام پزشکی که تقاضای دخالت رئیس جمهور را نموده است نامه رئیس انجمن جراحان و.... و....

حال از انجا که هدف تنها اطلاع رسانی بوده نظر خوانندگان شمار را به مقاله منتشر شده یک کشور ثالث در خصوص درامد پزشکان ایران و سایر نقاط جهان جلب می کنم

http://www.ziryan.ir/NewsDetail.aspx?itemid=6541

ضمنا متذکر می شود تاریخ انتشار خبر مربوط به 24/11/1392 یعنی قبل از این مسائل بوده است

توجیهات مسئولین برای پدیده شوم زیر میزی پزشکان
 

آژانس خبری –تحلیلی زریان؛ ایران، بهشت پزشکان متخصص
 

وزیر بهداشت: تعرفه های پزشکی واقعی نیستند

رئیس سازمان صنفی نظام پزشکی: درآمد بالای پزشکی، سرابی بیش نیست/ درآمد پزشکان در بخش دولتی کافی نیست

رئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس: قبول داریم تعرفه متخصصان نیز پایین است

نایب رئیس کمیسیون بهداشت: موضوع افزایش تعرفه های سلامت و بحث غیرواقعی بودن میزان تعرفه ها بارها و بارها در کمیسیون بهداشت مورد بررسی قرار گرفته است

رییس انجمن جراحان عروق ایران: تعرفه‌های پزشکی از دستمزد سلمانی‌ها هم کم‌تر است!

مشاور وزیر بهداشت در امور بیمارستانهای خصوصی: اگر غیراخلاقی هایی در بیمارستانها یا در بین جامعه پزشکی می بینیم به دلیل این است که قیمت تمام شده خدمات محاسبه نشده بیمارستانهای خصوصی زیاده خواهی نمی‌کنند بلکه حق خود را می‌خواهند، اگر تمام موارد گفته شده رعایت شود این بخشها (بیمارستانها) هم بیشتر نمی گیرند.

نماینده وزیر بهداشت در شورای عالی سازمان نظام پزشکی: وقتی تعرفه‌های غیرعادلانه به پزشکان تحمیل می‌شود طبیعی است که زیرمیزی به وجود بیاید؛ زیرمیزی ‌حاصل این بی انضباطی هاست

مسئول روابط عمومی شبکه بهداشت بوکان :  پدیده شوم زیرمیزی یک مشکل کشوری است و تا مادامیکه تعرفه ها و سهم پرداختی بیمه ها اصلاح نگردد، نمی توان برای آن راه حل معقولی پیدا کرد .

همانگونه که خواندید مدتهای مدیدی است که صدای متحدی از سوی جامعه پزشکی به جامعه تلقین می‌شود مبنی بر اینکه تعرفه ها و سرانه درمان در کشور غیر واقعی است.

با توجه به اینکه پزشکان به عنوان یکی از گروههای مرجع در ایران شناخته می شوند معمولا در مورد ادعاهای این گروه نیز کمتر تحقیق و تفحص انجام شده بنابراین انگیزه و نیت اصلی این صداها تاکنون در یک چارچوب علمی و فارغ از دعواهای سیاسی و صنفی بررسی نشده است.

به منظور روشن شدن این موضوع که آیا درآمد پزشکان ایرانی، کافی است یا باید افزایش یابد، مقایسه اجمالی درآمد پزشکان در ایران و برخی کشورهای توسعه یافته انجام گرفته است. این مقایسه به خوبی موید این مطلب است که دستمزد پزشکان متخصص شاغل در نظام سلامت کشور، به مراتب بالاتر از پزشکان مشابه اروپا است.

برای انجام این مقایسه از داده های نشریه اشپیگل[۱] برای درآمد پزشکان در چند کشور منتخب جهان (۲۰۰۶) استفاده شده و میانگین درآمد پزشکان یکی از بیمارستان های عمومی غیر دولتی درجه ۱و سطح سوم شهر تهران (۲۰۰۹ / ۱۳۸۸)، به عنوان معیاری برای سطح درآمد پزشکان متخصص کشورمان مورد استفاده قرار گرفته است.

 

تطبیق یافته با قدرت خرید

(بعلت تفاوت هزینه‌های زندگی در کشورهای مختلف، تبدیل مستقیم درآمد پزشکان این کشورها به دلار آمریکا از طریق نرخ ارز رسمی نمی تواند معیار صحیحی برای مقایسه درآمد آنان باشد، ازینرو درآمد سالیانه پزشکان متخصص با استفاده از ضریب تبدیل برابری قدرت خرید (Purchasing Power Parity conversion factor) که هرساله توسط بانک جهانی اعلام می شود به معادل دلاری آن تبدیل شده است. به عنوان مثال در سال ۱۳۸۸میانگین درآمد پزشکان متخصص بیمارستان های دولتی کشور ماهانه ۱۵ میلون تومان و سالانه ۱۸۰میلیون تومان در نظر گرفته شده (این درآمد با بررسی یک بیمارستان بزرگ متعلق به سازمان تامین اجتماعی بدست آمده است) و طبق آمار بانک جهانی PPP conversion factor برای ریال ایران در همان سال ۴۳۰۰ می باشد.[۲]

بدین معنی که قدرت خرید ۱ دلار در آمریکا معادل قدرت خرید ۴۳۰تومان در ایران است. مثلاً اگر یک ایرانی با ۱۰۰۰ تومان (۱ دلار سال ۸۸) بتواند در ایران ۱۰ تخم مرغ بخرد یک آمریکایی با ۱دلار میتواند ۴ تخم مرغ در آمریکا بخرد؛ بعبارت دیگر براساس شاخص قدرت خرید ۱۰۰۰ تومان برابر است با تقریباً ۲٫۳ دلار (یعنی قیمت ۱۰ تخم مرغ در آمریکا). نسبت درآمد پزشکان متخصص ایرانی با PPP conversion factor می شود ۴۱۸۵۲۹دلار. این یعنی ۱۸۰ میلیون تومان در ایران در سال ۸۸ قدرت خریدی معادل ۴۱۸۵۲۹دلار در ایالات متحده دارد. لازم به ذکر است که حتی اگر قدرت خرید یک ایرانی دو برابر یک آمریکایی باشد ممکن است درآمد وی براساس نرخ رسمی ارز (یعنی هر ۱۰۰۰تومان یک دلار) از درآمد فرد آمریکایی کمتر هم باشد؛ مثلاً ۱۸۰ میلیون بر اساس ارز رسمی سال ۸۸می شود ۱۸۰هزار دلار و از درآمد پزشک آمریکایی که ۲۶۷ هزار دلار است کمتر است اما بر اساس برابری قدرت خرید درآمد پزشک ایرانی بیشتر است.)

ممکن است این ابهام در ذهن مخاطبان شکل بگیرد که در حال حاضر که نرخ رسمی ارز و تورم در جامعه افزایش شدیدی پیدا کرده است و این مقایسه درآمد سال ۸۸ پزشکان متخصص ایرانی با سایر کشورها در حال حاضر کمی دور از واقعیت باشد. اما باید ذکر کرد که با توجه به رشد بیش از ۲برابری تعرفه های پزشکی از سال ۸۸ تا کنون درآمد پزشکان نیز همین مقدار افزایش پیدا کرده است. در ضمن طبق آمار بانک جهانی شاخص برابری قدرت خرید در سال گدشته (۱۳۹۱) حدود ۷۰۰ تومان برای هر یک دلار آمریکا بوده است.

**نسبت درآمد پزشکان به میانگین درآمد شهروندان آن کشور (برای این منظور نسبت درآمد سالانه پزشکان متخصص به سرانه تولید ناخالص داخلی در برابری قدرت خرید (GDP (PPP) per capita) محاسبه شده است. )

لازم به ذکر است که برای جلوگیری از خطا در تفسیر نتایج، اطلاعات GDP (PPP) per capita و PPP conversion factor برای ایران از داده های سال ۲۰۰۹ (۱۳۸۸) و برای سایر کشور ها از داده های سال ۲۰۰۶استفاده شده است.

 

همانگونه که در نمودار شماره مشاهده می شود درآمد یک پزشک متخصص در کشورهای منتخب ۲ تا ۶ برابر درآمد سرانه آن کشور است، این رقم برای ایران و با فرض درآمد سرانه حدود ۵ میلیون تومانی (در سال ۱۳۸۸)، ۳۷ برابر بدست آمده است. البته با این نمودار نمی توان ادعا کرد که سطح رفاه پزشکان در ایران چند برابر پزشکان سایر کشورهاست، چرا که این نمودار وضعیت درآمد پزشکان هر کشور را با درآمد سرانه همان کشور مقایسه می کند. برای مقایسه سطح رفاه پزشکان متخصص کشورهای مختلف بهتر است درآمد آنان را که با قدرت خرید هر کشور تطبیق یافته مقایسه می کنیم

 

همانطور که ملاحظه می کنید قدرت خرید پزشک متخصص ایرانی در ایران تقریباً ۵/۱برابر قدرت خرید پزشک متخصص آمریکایی در آمریکاست! همچنین بیش از ۲ برابر پزشکان متخصص سایر کشورهاست!

حال سوال اساسی اینجاست که با چه توجیهی بسیاری از افراد صحبت از پایین بودن تعرفه‌های پزشکی می‌کنند؟ چطور تعرفه‌های پزشکی از دستمزد سلمانی‌ها هم کم‌تر است؟! چگونه است که با این سطح از درآمد باز هم پرداخت های غیر رسمی یا زیر میزی در نظام درمانی بسیار شایع است[۳] و بعضی علت آنرا تحمیل تعرفه های غیر واقعی به پزشکان عنوان می کنند؟!!

به این نکته هم دقت کنید که این درآمد متعلق به پزشکان متخصص یک بیمارستان عمومی می‌باشد و با توجه به اینکه تعرفه های بخش خصوصی از این بیمارستان بسیار بیشتر است بنابراین درآمد رسمی پزشک متخصص در بخش خصوصی از این مقدار نیز بیشتر خواهد بود! این در حالی است که در نظام سلامت ایالات متحده و سایر کشورهای توسعه یافته درآمد بین پزشکان بخش دولتی و خصوصی تفاوت چندانی ندارد.

در پایان لازم به ذکر است که این درآمد پزشکان در ایران بدون احتساب پرداخت های غیر متعارف و به اصطلاح زیرمیزی عده ای از پزشکان محاسبه شده است.

[۱] – http://www.spiegel.de/spiegel/print/d-۴۷۴۴۱۱۵۴.html

[۲] – http://data.worldbank.org/indicator/PA.NUS.PPP

[۳] – رئیس اداره رسیدگی به شکایات دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی : پزشکان و مراکز درمانی تابعه این دانشگاه در سال ۹۱ حدود یک میلیارد و ۱۰۰میلیون تومان از مردم زیرمیزی گرفتند.



نوشته شده توسط nurse123 در ساعت 10:44



چرا پرستاری در ایران به این جایگاه رسیده است ؟ مطلب ارسالی از soghrat

دوشنبه 03 آذر 1393

ارسال نظر(2)

بیایید الان که در کنار همیم و با همیم با روشی صحیح و درست و قدم به قدم و با همفکری هم بدور از تعصب و شتاب و خودبینی ریشه های مشکلات صنف خود را بیابیم و با هم راه حل ان را پیدا کنیم و این رشته را با هم به جایگاه مناسب خود برسانیم . اما این کار در کنار تلاشی است که ما را درکنارهم جمع کرده است و ان همت بلند و پشتکار برای رسیدن به بزرگترین و اصلی ترین مشکل ما که همانا طرح تعرفه گذاری است باید کاری کنیم که همچون نظام پزشکی که برای هر حرکت دست یک استاد جراح کدی و نرخی تعیین کرده است برای خدمات وسیع و موثر خود نیز البته نه به ان شدت که پزشکان عمل می کنند مثلا در کدی من دیدم نوشته اند کد انجام عمل جراحی در پوزیشن خاص و هزاران کد و تعریف اما ما برای کارهای اصلی و معروف خود چون وصل سرم یا انفوزیون خون یا کارهای فراوان دیگر تعریفی نداریم این طرح ما را به این حقوقمان خواهد رساند به هر حال اولین سوال : راستی به نظر شماچرا پرستاری در ایران به این جایگاه رسید؟این سوال همه پرستارانی است که بعد از ورود به محل کار و پایان دوران طلایی دانشجویی ازخودمی پرسند البته شاید برخی نیز دردوران دانشجویی به این سوال برخوردند و در محیط های کارآموزی به اختلاف جایگاه خود با سایر دانشجویان مثل پزشکی فیزیولوژی یا بیهوشی برخورد کرده اند و من یادم است در سالهایی که من دانشجو بودم حدود یک سوم از همکلاسی هایم از ادامه ی تحصیل در این رشته انصراف دادند و به کارهای دیگر پرداختند ویکی دونفر هم توانستند به پزشکی برسند و الآن خیلی هم موفق اند ببخشید منظور من یادآوری تلخ و شیرین دانشجویی نیست هدف من یافتن ریشه های مشکلات این قشر عظیم با تحصیلات عالیه است که چرا چنین احساسی در خود می بینند شاید توجه کردید حتما دوستانی که در سال آخر دبیرستان با هم در یک کلاس بودند و دوستان صمیمی و رفیق بودند بعد از شرکت در کنکور و اعلام نتایج به یک باره از یکدیگر دور می شوند و در جایگاه های مختلف قرار می گیرند. البته شاید به نظر شما کسی که پزشکی قبول شده بود کسی بوده که نمرات درسی بالای داشته یا نداشته من علت قبول شدن او را بررسی نمی کنم همه می دانیم که در اینجا قبولی در دانشگاه تنها بر اساس سطح رتبه علمی دانش آموز نیست و عوامل دیگری نیز دخالت دارند اما از این ها که بگذریم بعد از اینکه یک دانش آموز به هر علتی از عشق به هم نوع نیازمند تا شاید وجود بازار کار عالی وارد این رشته شد ه اولین مشکل او با اطرافیانش مشکل اعلام نام رشته قبولی است "پرستاری" این کلمه که عنوان یک رشته ی تحصیلی دانشگاهی قرار گرفته در نزد عرف جامعه معنای خاص بیان کننده یک رشته دانشگاهی نیست مثل عنوان رشته فیزیک ؛ادبیات ، یا هنر مثل نقاشی .این عنوان در نزد عموم معنای نگهداری از کودکان و سالمندان را دارد که دقیقا عنوان کارمندان شریف سازمان بهزیستی است این نکته ای که آن کسی که یک باره در وسط پی گیری مطالبات پرستاری یاد این مشکل که ما حتی از نام رشته ی دانشجویی خود هم بی مهری و آسیب می بینیم به آن اشاره کرد من حرف ایشان راقبول دارم حرف دقیقی است اگر چه جایگاه مطرح کردن آن در این زمان و مکان نبود گفته اند که هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد و لی حرف درستی است .اما باید به فکر حل این مشکل اساسی به نظر من باید بود این مشکل دو راه بیشتر ندارد اول آنکه تعریف این کلمه را در نزد عرف جامعه تغییر داد که این شاید درنزد جوامع پیشرفته حل شده باشد و کلمه نرس اگر معنای پرستار مارا هم دارد اما مخاطبان توانا یی درک جایگاه علمی آن را دارد ولی در کشور ما پرستار همان معنا رادارد پس تا زمان رسیدن به این جایگاه فرهنگی باید راه دومی انتخاب کرد که همان استفاده از یک عنوان مناسب که جامع افراد باشد و مانع اغیار که بتواند به بهترین جایگاه ما را برساند و این راه خیلی ساده است و در دنیا معمول است که نظر خواهی می کنند از افراد همان گروه مخاطب تا بهترین عنوان رابراي آن بیابند ماهم می توانیم در همین جمعی که با مم هستیم به این ابتدایی ترین مشکلمان فکر کنیم و اولین مشکل یک دانشجوی جوان فعال که به این رشته با هر انگیزه ای وارد شده را حل کنیم این وظیفه ی همه است. شما می توانید در پایین همین مطلب در قسمت نظرات نظر و پیشنهاد خود را بیان کنید در بخش بعدی با هم نظرات را جمع آوری کرده و بررسی می کنیم وبه صاحب نظران پیشنهاد می دهیم به عنوان شروع عرض می کنم کلمه " نرس" مثلا بجای پرستاری حسن آن یکی شهرت بین المللي آن است دو آشنایی بخش زیادی از جامعه با معناوکار کرد و مهارت های کاری ما عیب آن غریبه بودن با فرهنگ و لغت ما البته نام بیشتر رشته های جدید غربی است مثل فیزیک یا شیمی یا فیزیولوژی و .. ...لطفا به مشکل دیگر حرفه پرستاری فکر کنید و نظر دهید مهدی امیرجانی مروی ممنون از شما



نوشته شده توسط soghrat در ساعت 10:37



درباره



این وبلاگ تنها با هدف ایجاد اتحاد و همدلی بین پرستاران، اطلاع رسانی قوانین و شرح وظایف پرستاران،بررسی مشکلات پرستاران و پیدا کردن راهکارهای مناسب برای اینها ایجاد شده است. لطفا با مراجعه به وبسایت parastaraneiran.com وثبت نام و عضویت در آن و عضویت در همین وبلاگ در ایجاد یک گروه قدرتمند و منسجم برای پیگیری مسایل پرستاری و اجرایی کردن قوانین حوزه ی پرستاری مشارکت فرمایید. هدف اصلی اطلاع رسانی است و معتقدم که بزگترین مشکل سیستم پرستاری عدم اطلاع رسانی به موقع است. به امید موفقیت به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل که گر مراد نیابم، بهقدر وسع بکوشم
am51ahmadi@gmail.com


مطالب پیشین

قوانینی برای خندیدن
پیروزی بزرگ
تعدیل نیرو
روز پرستار 94
نظری گذری بر اختیارات سازمان نظام پزشکی و سازمان نظام پرستاری
تلاشها برای ایجاد اختلاف ادامه دارد ....
شعری در وصف این روزهای پرستاری
تبعید
تکریم همکاران
همه چیز درباره ی مرخصیها




Powered By LOXBLOG.COM Copyright © 2009 by 13306

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران