منوی اصلی


نویسندگان


آرشیو موضوعی

شکایت جهت افزایش حقوق

نشریه

کمیته ی پیگیری مطالبات

قوانین مرتبط با پرستاری

آمار بازدید

» تعداد بازديدها: 19
» کاربر: Admin

آرشیو ماهانه


لوگوی ما

پیگیری حقوق و مسایل و مشکلات پرستاران


لوگوی دوستان



روایت نبض دیشب(این نبض، نبض پرستاران نبود)

شنبه 09 اسفند 1393

ارسال نظر(2)

بالاخره انتظارات به پایان رسید و صدا و سیما چند دقیقه ی کنترل شده که ان هم توسط دیگران هی مورد تاخت و تاز قرار می گرفت تا رشته ی سخن از دست برود به نماینده ی واقعی پرستاران فرصت حرف زدن دادند.

حالا دلیل این فرصت ایجاد شده هر چه بود بماند، اما موضوع مهم برنامه ی نبض هشتم اسفند نود و سه، کنار رفتن نقاب از چهره ی رئیس سابق نظام پرستاری بود.

ایشان که در ابتدا خودشان هم گفتند نماینده ی وزارت بهداشت هستند نه نظام پرستاری !! در برابر پرسش مجری که چرا در جایگاه مقابل پرستاران و در جایگاه پاسخگوی پرستاران نشسته اید برآشفت و جوابی نداشت.

این از سادگی میرزابیگی و زرنگی وزارت بهداشت بود که پرستاری را مقابل پرستاری قرار داد. اگر ایشان ندانسته چنین موضوعی را پذیرفتند که نقد دیگری دارد ولی اگر دانسته پذیرفته باشند(که اینطور به نظر می رسید نظر به وضوح صحبتشان از جناح وزارت) تکلیف را بر جامعه ی پرستاری و بویژه سردمداران این صنف که در لباس هیاتهای مدیره ی شهرستانها و اعضای شورای عالی نظام پرستاری قد علم کرده اند، روشن کرد.

قطعا قانون روشی برای عزل چنین افرادی که راهشان را از صنفشان و اهداف تشکل صنفیشان جدا کرده اند، پیش بینی کرده است. اما ایا افرادی حاضر به استیضاح هستند؟

در ماده ی هفت قانون سازمان نظام پرستاری به استیضاح رئیس کل سازمان اشاره شده و درخواست و امضای هفت نفر را می طلبد اما آیا از سی نفر اعضای شورای عالی هفت نفر حاضر به امضای درخواست استیضاح هستند؟

موضوع مهمتر از امضا یا عدم امضا علت این کار است که آیا دوستان فکر می کنند عملکرد رئیس کل در سالهای اخیر مناسب بوده یا نه؟ فقط به خاطر موقعیت معاونت پرستاری از ایشان خجالت می کشند!!!!!!!!!!!!!!

موضوع بعدی که قابل ذکر است نقض واضح قانو است که البته به کرار دیدیم.

در قانون سازمان نظام پرستاری در ماده ی هفده صراحتا چنین نوشته شده است:

((ب- انتخابات
انتخابات برای اولین دوره حداکثر سه ماه پس از تصویب این قانون با اعلام وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و براي دوره هاي بعد سه ماه قبل از اتمام هر دوره با اعلام رئیس کل سازمان که همزمان با تشکیل هیات مرکزي نظارت بر انتخابات انجام خواهد شد.))
البته ان ماده تبصره ای هم دارد که مربوط به انتخابات ابطال شده است.
 
حالا سوال مهم اینجاست که چرا در حوزه ی پرستاری این قدر قوانین نادیده گرفته می شوند؟ انتخابات قبلی سیزده اسفند برگزار شد و انتخابت اخیر باید سه ماه قبل یعنی حداکثر تا سیزده آذر به اطلاع وزارت خانه می رسید و انتخابات هم در اسفند ماه برگزار می شد اما چنین اتفاقی نیافتاده است و حتی ایشان تا امروز هم چنین کاری را نکرده اند!!!!!
دلیل اولیه که همان نادیده گرفتن پرستاران و بی اطلاع فرض کردن این صنف است اما دلیل مهمتر این است که این آقایان هنوز هم باور نکرده اند که پرستاری بیدار شده است و آگاهی پرستاری روز به روز در حال افزایش است، ایشان این حرکت را یک رگبار زودگذر می دانند و می خواهند انتخابات را به قدری به تعویق بیاندازند که این جمع از هم بپاشد و خسته و کوفته سر بر بالین نهاده و راه عزلت پیش گیرد . و ایشان مجدد بتوانند با کمترین مشارکت پرستاران (مثلا هزار رای در تهران که سی هزار پرستار دارد) مجدد بر اریکه ی ریاست تکیه دهند و به جای حمایت از حقوق موکلین خود به خدمت وزارت درآیند و هر کدام
خلعت خوش خدمتی دریافت کنند و سالهای سال نان سکوتشان را بخورند و پرستاران هم با هر کیفیتی زندگی و کار کردند مهم نیست!! چون چیزی که اهمیت ندارد جان مردم در قبال آسایش یک عده است!!!!

در این برنامه البته نسخه هایی هم برای پرستاری و مردم پیچیده شد و الببته در نهایت جناب نماینده ی محترم که معلوم نبود بر اساس چه معیاری آنجا بودند تبلیغ انتخاباتیشان را با ذکرنام معلمها و مشکلاتشان در کمال آرامش کامل کردند.

نسخه های پیچیده شده اما یک به یک مورد بررسشی مختصر قرار می گیرد (البته اینها توضیح واضحات است و بنده به ذکر مختصر بسنده می کنم)

1-برای اجرای عدالت فرمودند که پرداخت مبتنی بر عملکرد را آورده ایم!

چیزی که این حضرات مد نظر ندارند کلیت موضوع است. مقدار سهم غیر پزشکان بیست و دو ونیم در صد است حالا شما این را هر طور تقسیم کنید مقدار تغییر نکرده است و فقط در طرح جدید بی عدالتی بین خود پرستاران هم ایجاد می شود یعنی اختلاف کارانه ی پرستارن هم بین خودشان و کسانی که در یک بخش کار می کنند به بیست برابر هم می رسد. پیش از این اگر اختلاف پزشک و پرستار چند صد برابر بود الان اختلاف بین رشته ای در یک بخش بیست برابر می شود و البته برای این هم سند دارم و مستند است.اعمال سلیقه اگر پیش از این فقط به یک یا دونفر می رسید متاسفانه با طرح جدید اعمال سلیقه چند برابر می شود. چگونه ادعای کاهش اختلاف درآمد بین تیم درمان را می کنند وقتی درآمد یک عده چند ده میلیون و کارانه ی عده ای دیگر دویست سیصد هزار تومان افزایش می یابد، این اختلافها را بیشتر می کند نه کمتر، البته اصول ریاضی حضرات با بقیه فرق دارد. موضع دیگر که جناب میرزابیگی درباره ی اختلاف درآمدها دست آویز دارد تعداد نفرات  است که البته دیشب نفرمودند و لی جایش هست که توضیح دهم:

ایشان فرموده اند بارها در جلسات مختلف که: چون تعداد پرستاران زیاد است کارانه بین تعداد زیاد که تقسیم می شود این اختلاف ایجاد می شود. البته در ریاضیات هر چه مقسوم علیه یا مخرج بزرگتر شود خارج قسمت کوچکتر می شود اما این اختلاف از صورت کسر یا همان مقسوم شروع می شود. یعنی در کسر غیر پزشکان یک عدد کوچکتر(بیست و دو نیم درصد) بر یک عدد بزرگ (تعدا کل کارکنان درمانی و غیر درمانی و پزشکان عمومی) تقسیم می شود و شصتو پنج درصد به یک  تقسیم می شود. یعنی شصت و پنج در صد عملکرد به یک نفر می رسد. حال آنکه این عملکرد چگونه بوده و انجام شده بماند که همه ی پرستاران و ... می دانند.

2-برای رفع کمبود نیرو فرمودند که ظرفیت دانشکده های پرستاری را زیاد می کنیم. خوب اگر از سال بعد ظرفیت دانشکده ها زیاد شود نتیجه اشنود و هشت به بار می نشیند. همین الان دانشگاه آزاد و حتی سراسری در جاهایی دانشکده ی پرستاری دارد که محلی از اعراب آموزش ندارند و برای بیمارستان دانشجوهایشان را به شهرهای بزرگ می فرستند. من شهری را نام نمی برم که کدورتی نشود. اما اگر مشکل مدرک است که چه نیاز به آموزش؟ به دیپلمه ها مدرک بدهید بیایند مشغول کار شوند به هر حال که بعد چهار سال هم با چنین آموزشی باید از جان بیماران مایه ی آموزششان صرف شود ، ...

این نوع آموزش کیفیت و سطح اطلاعات دانش آموختگان را به شدت کاهش میدهد و بازی با جان مردم است.

3-در باب بودجه نماینده ی محترم لحن خوبی در پاسخ جناب جعفری(که به هر حال پرستار است )  به کار نبرد، جناب نماینده! همه می دانند که مجلس به ریز بودجه وارد نمی شود پیشنهاد بودجه از وزارت و تصویب آن به عهده ی مجلس است. البته مجلس بودجه های اضافی را که تخصیص داده محدود به ماده هایی کرده مانند همان شهرهای زیر بیست هزار نفر .. اما نگفته در این شهرها چطور خرج کن! گفته برای افزایش سطح سلامت... ریز بودجه را وزارت خانه ها می نویسند و متاسفانه وزارت بهداشت برای تعرفه گذاری در ریز بارم بودجه اش چیزی ندیده است! و همین بزرگترین شاهد برای عدم وجود ارداه در وزارت بهداشت برای اجرا تعرفه های پرستاری است.

4- من برای طلبم آزادم هر نوع اقدامی بکنم، اینکه به فلان دولتها هفت سال وقت دادیم که نشد حرف! این طور باشد اصلا نباید پیگیر باشیم چون عمر دولتها 4 سال است و هر کدام می گویند به احمدی نژاد هفت سال وقت دادید به ما هم بدهید!!!!!!

5- در عمل هیچ کدام ازبخشنامه هایی که مورد افتخار جناب میرزابیگی است باعث بهتر شدن کیفیت درمان، بهبود وضعیت نیرو، افزایش دریافتی پرستاران، و.....موارد مورد ادعا نشده است. بخشنامه صادر کردن که کاری ندارد برادر! شما هر ورز یک نامه به روسای دانشگاهها بنویس و سلام و علیک کن و بگو سیصو شصت بخشنامه صادر کردیم! برون ده بخشنامه ها مهم است! کاش از اول به جای این همه دست و پا زدن برای حفظ کرسی معاونت! یک بخشنامه صادر می کردید و  اجرای تعرفه های پرستاری و نیز قانون بهره وری به طور کامل را اعلام می کردید! خوب هم شما در جایگاه تان می ماندید و امکانات نظام پرستاری در خدمت شما بود همچنان! و هم پرستاران این همه زحمت نمی کشیدند.

6- ......................لطفا موارد فراموش شده را یادآوری بفرمایید تا اضافه کنم.



نوشته شده توسط parastaraneiran در ساعت 17:51



دروغ کم داشتیم؟!!!!!

پنج‌شنبه 07 اسفند 1393

ارسال نظر(4)

هر چه می خواهم چیزی ننویسم نمی شود!اخیرا مشاهده می شود که روسای هیات مدیره های شهرستانها و .... افاضه ی علم می کنند و واضح بر علیه خواسته های پرستاران موضع می گیرند. یکی پرستاران معترض را داعشی می خواند و کاش می شد داعشی به ایشان و اربابانشان تاخت تا عدالت خواهی عاقلانه و قانونی را با این الفاظ که برازنده ی خودشان است نکوبند.

ودیگران هم که تا همین امروز وهمین مراسمهای فرمایشی خبری از ایشان نبود و هر وقت می رفتی نظام شهرشان قفل بزرگی بر درش آویزان بود و و حضرات نان بستن این درها را می خوردند یک باره زبان گشوده اند و در باب پرستاری و نشان دادن راههای سکوت  تلاشهای زیادی می کنند ولی غافلند از اینکه پرستاری دیگر بیدار شده و ترسش در حال ریختن است.

پرنده ای که در قفس بماند اول به بال و پرش شک دارد که آیای یارای پرواز دارد یا نه؟ چندین بار با شک پر می زند و بال می گشاید و هر بار دامنه ی بالهایش را می افزاید و یکباره اوج می گیرد.

حال و روز این روزهای پرستاری همین است.

روسای هیات مدیره ها ی شهرهای مختلف به یک باره و خیلی خودجوش !!!!! سر برآورده و از پرداخت مبتنی بر عملکرد دفاع می کنند و فراموش کرده اند(یا سفارش شده که فراموش کنند) که قانون تعرفه گذاری خدمات پرستاری دارد هشت ساله می شود و اجرا نشده است!

اگر بنا باشد (به گفته ی جناب میرزابیگی) که این قانون اجرا شود چرا به خودشان اینقدر زحمت می دهند و طرحی را با هزاران ایراد و اشکال و به طور آزمایشی با صرف هزینه های زمانی به بوته ی آزمایش می گذارند؟ طذحی که آغاز نشده شکست خورده است! البته الگر هدف جلب رضایت پرستار و کاهش اختلاف پرداخت و اجرای عدالت باشد!

ما دیگر به دروغهای این دوستان داشتیم عادت می کردیم که گویا گمان کرده اند هر چه دروغ گو بیشتر باشد یک دروغ بهتر و راحتتر جامه ی حقیقت می پوشد؟

زهی خیال باطل ! که اگر کل دنیا هم این دروغها را تکرار کنند پرستاری قدمی از خواسته ی بر حق و قانونی اش کوتاه نمی آید.

دور نیست روزی که پرستاران مراکز خصوصی همه از قراردادهای کارگری دل زده شده و عطای این مراکز را به لقایشان ببخشند و آن روز جواب مردم را شما هایی که مدام دروغ تحویل جامعه ی صبور پرستاری می دهید باید بدهید.

جناب نجاتیان! واقعا اختلاف پرداخت در ترکیه بین پرستاران و پزشکان 10 تا 15 یا 15 تا 20 برابر است؟

البته اختلاف پرداخت ده برابری باز هم از اختلاف پرداخت پانصد برابری بهتر است، اما کاش راست ننشینیم و دروغ بگوییم!

در ترکیه متوسط در آمد یک پزشک متخصص خوب حدود بیست وچهار میلیون و در آمد یک پرستار حدود ده میلیون به طور متوسط است بنا بر این اختلاف پرداخت می شود 2/4 برابر،  میدانم ریاضیات بلد نیستید و احتمالا به شما دیکته شده که بیست و چهار تقسیم بر ده می شود 15 تا 20!!!!!!!

اما درباره ی عملکردهای سازمان در دوره ی اخیر هم جالب فرموده اید!

دوستان و همکاران بروند و ببینند و بخندند! کاملا تایید کرده اید که نظام تجارتخانه ی شماست! تمام چیزهایی که نوشته اید کارهاییست که به پول مرتبط است!!

به نظر شما پرستاری که برای امرار معاش ماهی پانصد و چند ساعت کار میکند وقت دارد برود در سواحل کلاچای تفریح کند؟

آیا پیگیری قانون (بهتر است بگویم قوانین )اجرا نشده در حوزه ی پرستاری مهمتر است یا آموزش به کمک بهیاران و پرستاران و ..

با دریافت مبالغی همسان با کلاسها و آموزشگاههای بیرون از سازمان؟

مگر پرستار نمی تواند همین آموزشها را با همین هزینه ها در مراکز بیرون ببیند؟ کجای اینها عملکرد است؟

عملکرد یعنی تلاش در ارتقای صنفی و معیشتی پرستاران! اولویت اول کارهای در آمدی نیست، چرا از مجتمع مشهد حرف نمی زنید؟

واقعا ارتقای بهره وری را پیگیری می کنید؟ اگر می کردید که تنها بند اجرا شده ی آن حذف ساعت خواب و حذف دوجا کاری و حذف شیفتهای مناسب و اضافه کردن ساعت موظفی پرستاران نبود.

من به جای شما می ترسم! شما پرستاران را چه فرض می کنید نمی دانم! اما قطعا خودتان همان هستید که:

کافر همه را به کیش خود پندارد...

اگر راست می گویید چرا تحمل یک جلسه ی پرسش و پاسخ با حضور اصحاب رسانه را ندارید؟

اما یک نکته ی مهم می گویم و همه بروند و ببینند و تا حذف نکرده اند من همینجا کپی میکنم و می گذارم.

اسنادی محکم از نان به نرخ روز خوردن حضرات را ببینید در سایت نظام پرستاری:

روز داوزدهم خرداد نود و دو جناب میرزا بیگی:

رئیس کل سازمان نظام پرستاری:

دولت آرزوهای دیرینه پرستاران را برآورده کرد/اقدامات دولت در تاریخ پرستاری بی سابقه است

رئیس کل سازمان نظام پرستاری با اشاره به تصویب 5 مصوبه تاریخی دولت برای احقاق حقوق پرستاران کشور گفت: اقدامات دولتهای نهم و دهم در تاریخ پرستاری کشور بی سابقه بوده است و جامعه پرستاری قدردان این زحمات است.

 

روز هشتم خرداد ماه نود وسه:

5 مصوبه دولت برای پرستاران اعلام شد

صدور پروانه کار پرستاران، اجرای قانون تعرفه گذاری و ایجاد معاونت پرستاری وزارت بهداشت

رئیس کل سازمان نظام پرستاری از تصویب ایجاد معاونت پرستاری در وزارت بهداشت، صدور پروانه کار برای پرستاران، اجرای قانون تعرفه گذاری خدمات پرستاری، ایجاد دوره های تخصصی پرستاری و عضویت سازمان نظام پرستاری در شورای عالی بیمه خبر داد.

 

البته اگر همکاران مراجعه کنند قطعا از این گونه افاضات بسیار در آرشیو نظام پرستاری دیده می شود اما اخیرا هر اشکالی که دیده می شود حضرات به گردن دولت قبلی  می اندازند. البته من سیاست نمی دانم و دولتها برای من مهم نیستند بلکه خروجی و نتیجه ی آنها برای صنف من برایم اهمیت دارد.

اخیرا می بینیم که برخی از افتخاترات اخیر حضرات سالهاست که دستاویز شان شده مانند صدور پروانه ی کار برای پرستاران...

همینها گواه ناکارآمدی تیم های موجود در نظام پرستاری است که خودشان دارند فریاد می زنند اما ما متاسفانه تاکنون نشنیده ایم.

کسی که پرستار معترض به بی عدالتی را داعشی می خواند قطعا درک درستی از حرفهایش ندارد، وی یا داعشی ها را هم مانند پرستاران به حق می داند یا برخوردی همچون آن گروه از پرستاران مطالبه می کند.

اما توصیه ای که به همکاران دارم این است:

ما هر جا در هر جلسه ای با هر مسئولی و مشاوری داشتیم فرمودند شما حق دارید......

حتی برخی فرمودند که ما با این شرایط یک روز هم کار نمی کردیم اما ما کار میکنیم و در کنار کارمان حقمان را هم پیگیری میکنیم.

وقتی همه ی غیر همکاران حق را به ما می دهند چون خواسته ای جز اجرای قانون و عدالت گستری در سیستم درمان نداریم، چگونه شما ها که مثلا پرستار هستید یا یک روز پرستار بوده اید! این حرفها را بر زبان جاری می کنید؟

مطمئن باشید پرستاران بسیار آگاه شده اند و دیگر هیچ حنایی پیششان رنگ ندارد، وهر روز هم بر آگاهیشان افزوده می شود.

کاری نکنید که پرستاری به سمتی برود که هیچ کس نمی پسندد. کاری نکنید که تیغهای در نیام پرستاران به سمت شما کشیده شود!

نکن آن نوع که آزرده شوم از خویت                    دست بر دل نهم و پا بکشم از کویت

دروغ گفتن در این دوره که عصر اطلاعات است چند لحظه بیشتر نمی پاید. دروغ گو کم نداشتیم که همه شیپور دروغ برداشته اید!!!!!!

به امید اصلاح تمام امور و انسانها....



نوشته شده توسط parastaraneiran در ساعت 20:49



وقتی گریه میکنم....

چهارشنبه 06 اسفند 1393

ارسال نظر(2)

وقتی می نویسم گریه می کنم

وقتی گریه میکنم می نویسم

در این شهر کسی هوای کسی را ندارد

هوای شهر سخت آلوده است و سقف آسمانش کوتاه

بتونهای سر به فلک کشیده

سقف مارا کوتاه و دست ما را از خورشید بریده اند...

در جنگل درختان قد کشیده نور خورشید را جذب می کنند و شاخه های باریک به سوی نور فریاد می زنند......

در این شهر -جنگل انتخاب طبیعت رخ می دهد

هر کس بتواند شیره ی جان دیگری

سهم غذای دیگری

سهم اب دیگری را بمکد قد می کشد

هر کس راست قامت برافرازد می شکند

هر کس هزار پیچ و خم برآرد می پیچد و بالا می رود......

درخت در همه حال از ساکنین این شهر باشکوهتر ات......

نمی دانم دارم گریه می کنم یا می نویسم، هر روز خبری جدید مخابره می شود، هر روز میبینم که چند هزار چند هزار میلیارد پول بی زبان مرا در آن سوی آبها و این سوی مرزها کسانی به کفتار صفتی به دندان می کشند و من برای مروارید چشمان مادرم دست به دامن امام رضا می شوم!!! چون در سرزمین ایشان درمان رایگان است!!

من برای هزینه ی مدرسه ی دخترم که البته صد در صد تحصیلش رایگان است از خوراکم می زنم و به شب بیداریهایم می افزایم

به خدا پسر شش ساله ام همین دیروز می گفت: بابا! نمیشه اینقدر بیرون نباشی؟ نمیشه بیای با من فوتبال بازی کنی؟

چه جوابی داشتم به او بدهم جز اینکه بلند شوم و بغلش کنم و با تنی خسته از کار بسیار و بیگاری و روحی خسته از ظلم جاری! پا به توپ بکوبم و حرصم را سر اودربیاورم!!

هر چه می دوم خسته تر، از کاروان زندگی عقب تر می مانم  ، این دردها را تحمل می کنم اما هر روز در تلویزیون می بینم و می شنوم که برای فلان صنف چه کردیم و چه می کنیم و چه خواهیم کرد، چنان در بوق و کرنا می کنند که حتی در روستاییی دور افتاده بی هیچ امکاناتی از آقایزان بابت پیشرفت هزار برابریشان تشکر می کنند! می دانید که حاصل ضرب صفر در هر عددی برابر صفر است1 پس تشکر آن بیچاره ها بی خود نیست چون می توان گفت که صفرشان میلیونها برابر شده است..

متاسفم در کشور من بیست و چند فاز پارس جنوبی داریم و باز صندوق صدقات هر روز رشد می کنند و هر روز مردم از رفاه و آسایش عقب می مانند!

متاسفم که در کشور نفت و فرش و زعفران و .......که هر روز از چند صد اختلاس چند هزار میلیاردی یکی (فقط یکی ) رو می شودف و من دنبال نوشتن هزار میلیارد می گردم ببینم چند صفر دارد؟

گاهی می اندیشضم که چقدر زایده خواه من! خدارا شکر که خوار نشدم و دستم پیش کسی دراز نیست! به بقیه ی مردم می نگرم که چشم به راه بیست و چندمند تا مقابل عابر بانکها صف بکشند و بانکها چند روزی مختل باشند و ....

اما وقتی میبینم پول همین مردم دستمایه ی ثروت اندوزی عده ای دیگر شده است می گویم من هم از حقم نمی گذرم...

حرف حرف پرستاری نیست، چون ما در سیستم درمانیم حرف خود را می زنیم وگرنه درد همه ی مردم مشترک است.

من درد مشترکم

مرا فریاد بزن.....

من شخصا نمی دانم ثیاصت چطور نوشته می شود، اما دیانت را نمی شود جور دیگری نوشت، راه حق یکی است  و آن هم راه مستقیم است. 

ما در کشوری که از ثروتهای خدادادی لبریز است، فقیر زندگی می کنیم مانند آفریقا که معدن الماس است و مردمش از گرسنگی و سوئ تغذیه می میرند.

ما در دولتی که داعیه ی تدبیر و امید دارد به بی تدبیری امیدمان را نا مید کرده ایم...

نومیدم و نومیدم و نومید

هر چند می خوانند امیدم.....

ما در کشوری شیعه مذهب و اسلام حاکم، برای اجرای قوانین باید هر روز تجمع کنیم و کتک بخوریم و حرف بکشیم و تهدید شویم و .....

اسلام که دین آخرین است؟                         آیا همه ی مرامش این است؟ 

اما دوستان بدانند که دیگر دوره ی ظلم و جور گذشته است! دیگر زمان خواب زدگی نیست ، دوستان قبل از وقوع حادثه ای بد به قانون مداری روی بیاورند و قانون را اجرا کنند و گرنه باید پاسخ گوی کردارشان باشند، روزی این پولها و زرو وزیور به کارشان نخواهد آمد و دادار هستی بر ترازوی عدالت نشسته است.

حرف بسیار است  و گوش نیست.

سکوت سرشار از ناگفتنیهاست...



نوشته شده توسط parastaraneiran در ساعت 08:43



بیانیه ی تجمع عظیم سوم اسفند پرستاران کشور

سه‌شنبه 05 اسفند 1393

ارسال نظر(0)

به نام خداوند عدالت گستر
    بیانیه  پایانی تجمع کنندگان جامعه پرستاری کشور در مقابل مجلس شورای اسلامی
"نقش پرستاری و بیمارداری در حفظ سلامت و بازگشت سلامت بیمار، نقش درجه اول است"       
                                                                               ) مقام معظم رهبری مد ظله العالی (      
با سلام و درود به روح پر فتوح بنیانگذار انقلاب اسلامی و همچنین سلام خالصانه جامعه پرستاری به رهبر معظم و فرزانه انقلاب اسلامی حضرت آیت الله امام خامنه ای ) مد ظله العالی ( و درود بی پایان بر شهدای اسلام بالاخص شهدای انقلاب اسلامی و دفاع مقدس و شهدای جامعه پرستاری.
با تبریک به مناسبت میلاد با سعادت بزرگ پرستار تشیع حضرت زینب کبری (س) اسوهٌ صبر و مقاومت ایثار و فداکاری، شهامت و شجاعت که با پاسداری و مراقبت از حقایق واقعه کربلا نهضت حسینی را زنده نگه داشت و افتخار ما پرستاران ایران اسلامی آن است که رهروان راه حضرت زینب (س) بوده و امروز به یمن سالروز ولادتش گرده هم آمده ایم تا پیام حقانیت و مظلومیت پرستاری را به اطلاع عموم مردم و خاصه نمایندگان محترم آنها برسانیم.
بی توجهی هدفدار مسئولین وزارت بهداشت به این حرفه، نهادینه شدن تبعیضهای همه جانبه، تضعیف حسابگرانه مدیریت پرستاری و عدم رفع موانع خدمتی کارکنان پرستاری، بی عدالتی گسترده در تمام امور پرستاری باعث کاهش جذابیت های حرفه ای و فرار پرستاری از این شغل و عدم گرایش جوانان به این حرفه و نهایتأ ناکارآمدی و افت شدید کیفیت خدمات پرستاری که منجر به ایجاد خسارت های جبران ناپذیر و تهدید سلامتی مردم و جان بیماران نیازمند شده است.
عدالت یک اصل اخلاقی بوده و به طور جدی با حقوق اساسی انسانها مرتبط است.
برقراری عدالت از جنبه های مختلف از مهمترین معیارها و شاخص ها برای داوری موفقیت سیاست های بخش سلامت بوده و به نوعی مترادف با انصاف می باشد و جهت برقراری آن باید در سازمانها به شیوه های مختلف همت گردد که عدم اهتمام به این اصل موجب بروز نابرابریهای اجتماعی و اقتصادی در سیستم سلامت خواهد گردید که این امر مستلزم بکارگیری نوعی عقلانیت اخلاقی و دینی در تمام رده های تصمیم گیری، اجرا و نظارت اهمیت خواهد داشت. اما متأسفانه سیستم پزشک سالار در طی سالیان متمادی نه تنها به این امر توجهی نکرده است بلکه با به کارگیری نوعی رویکرد صرفأ صنفی موجبات بروز فضایی ناعادلانه در سیستم سلامت کشور گردیده است که در تمامی سطوح تصمیم گیری، اجرایی و نظارتی این بی عدالتی امروزه چشم و دل هر فرد معقول و منصف و عدالت خواهی را آزار می دهد و متأسفانه جامعه خدوم پرستاری برای رفع مظالم و بی عدالتی حاکم بر وزارت بهداشت تا کنون توانسته پرچمداری رفع این ظلم را به دوش گیرد و متأسفانه وزارت نشینان نیز صدای عدالت خواهی این قشر مظلوم را هر بار به طریقی توجیه کرده، غافل از اینکه بقای هر مجموعه ای به برقراری عدالت بوده و در فقدان عدالت نمی توان انتظار پاکی و سلامت اجتماعی و سایر امور را داشت.
نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی از دو جنبه مسئولیت دارند، هم به لحاظ برقراری  عدالت اجتماعی و جلوگیری از تضییع مهمترین و بدیهی ترین حقوق مردم در بخش سلامت و هم در قبال جامعه دویست هزار نفری پرستاری به بخشی از مردم.
امروز ما به عنوان نمایندگان پرستاری کشور در مقابل مجلس شورای اسلامی گرد هم آمدیم تا مطالبات و حقوق ضایع شده جامعه پرستاری و عدالتخواهی و اجرای قانون را از نمایندگان مردم در خانه ملت مطالبه نمائیم، چرا که جامعه پرستاری با توجه به پیگیریهایی که از طرق مختلف برای برقراری عدالت انجام داده متأسفانه وزارت نشینان و خوش نشینان مستقر در آن به مطالبات به حق جامعه پرستاری توجهی نکرده و به ترفندهای مختلف و با در اختیار داشتن تمامی امکانات ارتباط جمعی به توجیه اقدامات نسنجیده خود می پردازند.
نمایندگان محترم مردم:
اگر امروز جامعه پرستاری کشور این روش اعتراضی را انتخاب کرده است به آن دلیل است که تمامی راههای ممکن را طی کرده و به اندازه کافی صبر پیشه کرده و مشکلات را به مدیریت های پرستاری، رؤسای بیمارستانها منتقل نموده و طی نامه ها و طومارها ، درخواستهای قانونی خود را به رؤسای دانشگاهها و مسئولین وزارت بهداشت منعکس نموده است که نمونه بارز آن طی دو نامه سرگشاده با امضای الکترونیکی بیش از چهل هزار نفر کادر پرستاری مسائل را به استحضار ریاست محترم جمهوری رسانیده است، با صدها شکایت به کمیسیون اصل نود مجلس شورای اسلامی درخواست رسیدگی نموده است، با نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی در شهرهای مختلف کشور مسائل را مطرح نموده، با مسئولین منطقه ای و کشوری دیدار داشته، با بخش هایی از نهاد ریاست جمهوری جلساتی برگزار و مراتب را اعلام نموده اند و بدون شک هیچ مسئول ذی ربطی نمی تواند ادعا داشته باشد که از مشکلات جامعه پرستاری بی خبر است.
به علت عدم توجه به پیگیری های مستمر، جامعه خدوم پرستاری مجبور به برگزاری تجمع هفتم آبان ماه نود و سه مقابل مجلس شورای اسلامی و تجمع بزرگ جامعه پرستاری کشور در بیست و سه آذر ماه نود و سه مقابل نهاد ریاست جمهوری که همزمان در پنج استان کشور نیز برگزار گردید، ولی باز هم مسئولین با توجیهات غیر واقعی و ادعاهای خلاف واقع به خواسته های قانونی و به حق این قشر تحت ظلم وقعی ننهادند و نتیجه اینکه تا کنون نه تنها اقدام عملی خاصی در خصوص مشکلات پرستاری صورت نگرفته است، بلکه وزارت بهداشت سعی در پنهان کردن واقعیت تلخ موجود در سیستم پرستاری نموده و با دستورالعمل دوازده ماده ای بی سابقه وزیر بهداشت و گسیل امکانات و مأموریت به معاونتهای خود و خصوصأ معاونت پرستاری و همچنین رسانه های جمعی سعی در برگزاری جشن های نمایشی و فرمایشی در هفته جاری که بنام هفته پرستار نامگذاری شده، می خواهد با فرافکنی بر نارضایتی های گسترده پرستاری سرپوش بگذارد.
جامعه پرستاری کشور ضمن تحریم جشنهای اینچنین که بیشتر شبیه به اجرای نمایشهایی برای کسب اعتبار و توجیه ضعفهای سیستم بهداشت در خصوص جامعه پرستاری است، این حرکات و اقدامات را همچون نمکی بر آلام و زخمهای چندین ساله خود می داند، لذا جامعه پرستاری در مقابل خانه ملت خواسته ها و مطالبات به حق خود را برای چندمین بار به گوش نمایندگان عدالتخواه خانه ملت می رساند.
اجرای بدون قید و شرط کامل و جامع قانون مترقی تعرفه گذاری خدمات پرستاری در اسرع وقت و توقف طرح غیر منطقی و غیر کارشناسی پرداخت مبتنی بر عملکرد، چرا که جامعه پرستاری معتقد به این است که این طرح در جهت قانون گریزی و عدم اجرای قانون مصوب تعرفه گذاری خدمات پرستاری تدوین گردیده است.
اجرای قانون سخت و زیان آور بودن شغل پرستاری و اجرای کامل قانون ارتقاء بهره وری در تمامی مراکز دولتی و غیر دولتی ( تأمین اجتماعی، نیروهای مسلح، دانشگاه آزاد، شرکت نفت، بیمارستانهای خصوصی، اورژانس 115 و ....).
اصلاح نظام پرداخت در گروههای مختلف پزشکی، پیراپزشکی و پرستاری در وزارت بهداشت با مشارکت کارشناسان اقتصادی و مدیریتی بی طرف و با توجه به سیاست های کلی سلامت ابلاغ شده از طرف مقام معظم رهبری و الگوبرداری از سایر کشورهای در حال توسعه و منطقه به نحوی که اختلاف در پرداخت بین گروههای پزشکی و پرستاری از سه برابر تجاوز نکند.
با عنایت به نقش برجسته و تأثیرگذار مجلس در حفاظت از حقوق مردم و کشور و قبل از التهابات بیشتر که مد نظر پرستاری نبوده، جامعه پرستاری کشور انتظار دارد به خواسته های به حق و قانونی پرستاری توجهی ویژه شود و نمایندگان واقعی پرستاری در این خصوص، کمیته مرکزی پیگیری مطالبات پرستاری و کمیته های استانی خواهند بود که این مسائل را پیگیری خواهند کرد و بدیهی است جامعه پرستاری کشور با پیروی از منویات مقام معظم رهبری و التزام به رعایت چارچوب های نظام و انقلاب، اجازه بهره برداری سیاسی و غیر سیاسی را به هیچ گروهی در داخل کشور و گروههای معاند در رسانه های خارجی را نخواهد داد و پرستاری همواره با ایثار و از خودگذشتگی در ارائهٌ خدمات پرستاری در کنار مردم عزیز خواهد بود و از مسئولین دلسوخته و پیگیر قدردانی می نماید.
پایان سخن توجه  مسئولین وزارت و نمایندگان محترم خانه ملت را به کلامی گهربار از پیغمبر گرامی جلب می نمائیم که امید آن داریم چراغ راهی باشد برای برقراری عدالت در سیستم سلامت: " ساعتی اقامه عدالت از عبادت هفتاد سال که شبها به تهجد و روزها به روزه داری پرداخته شود، برتر است و یک ساعت ظلم از شصت سال گناه نزد خدا عقوبتش بیشتر است "
                                                                                 (مشکاة الانوار، 316)



                                                                                                                                 3/12/1393



نوشته شده توسط parastaraneiran در ساعت 18:38



سدا و صیما

دوشنبه 04 اسفند 1393

ارسال نظر(0)

واقعا آدم می ماند چه بگوید!

چقدر باید دروغ بگویند در سدا و صیما! شاید هم باید گفت سی  ما (برای ما) به کام عده ای!

دعوت از دو نفر که فی الواقع یک نفرند! و ارایه ی دروغهایی شاخدار!

جناب نجاتی! خجالت نمی کشیدی! منزل خودت بود! رسانه مال خودت بود! دروغ که می گفتی لااقل دروغ بزرگتری می گفتی! ای نا پرستار! ای نابرادر! واقعا تو می خواهی از حق ما دفاع کنی؟ با دروغ تحویل دادن به جامعه؟ واقعا اختلاف کارانه ی پرستار و پزشک به طور متوسط پانزده تا بیست برابر است؟

تو که دروغ گفتی می گفتی دریافتی پرستاران بیست برابر پزشکان است!!!کسی که جلودارتان نبود1 کسی که منتقدتان نبود!

بله! کارانه ی پزشکان عمومی ده تا پانزده برابر  پرستاران است! اما ما نمی گوییم به آنها کم می دهید یا زیاد! ما می گوییم حق مارا بدهید!

لعنت بر دروغ و دروغ گو! این دروغها قطعا حناق خواهد شد و روی پل صراط گلوگیر خولاهد شد اما چه سودی برای ما دارد؟

در روز مهندس رئیس جمهور می رود و با رهبر معظم دیدار می کنند و ....

ماهم متاسفانه باید با کسانی که از قبل ما و پولهای شب بیداری ما بزرگ شده اند مبارزه کنیم!

اما سدا و صیما را چه می شود؟ واقعا این رسانه ملی است؟ 



نوشته شده توسط parastaraneiran در ساعت 23:34



نتیجه ی تجمع پرستاران چه بود؟

دوشنبه 04 اسفند 1393

ارسال نظر(0)

من بی حاشیه با همین عنوان سایت نظام پرستاری به استقبال دوستان می روم:

واقعا نتیجه ی تجمع بزرگ پرستاران چه بود؟

قبل از بررسی نتیجه باید ابتدا علل این تجمع را بررسی کنیم؛عللی که شاید خود به خود به نتایج چنین تجمعی خواننده را هدایت کند.

اصلا چرا چنین گروههایی در وایبر مایبر (به تعبیر جناب میرزابیگی) شکل گرفت؟

واضح است که بعد از تشکیل سازمان نظام پرستاری ، پرستاران دلبسته ی این تشکل قدرتمند شدند و تمام رویاهایشان را در آن جستجو می کردند اما هر چه از عمر سازمان نظام پرستاری با عده ای افراد مشخص در دوازده سال گذشت صنف پرستاری از این تشکل قانونی ضعیف از نظر عملکرد مدیران نا امید شدند.

موید این نکته عدم حضور پرستاران در انتخابات می باشد که در شهر تهران با جود حضور حدود سی هزار پرستار فقط نزدیک به هزار پرستار شرکت کردند که بنا به دلایل ویژه ای که ذکر نمی شود بیشتر این آرا از مراکز خاصی بود.

بالاترین موج ناامیدی در سالهای اخیر بود که با افزایش هر چه بیشتر فشار بر پرستاران از جهات مختلف و افزایش روزافزون تبعیضها در سیستم درمان، با به حد اقل رسیدن اندک پیگیریهای صصنفی نظام همره بود. در این راستا با به انزوا کشیدن افراد معترض به اوضاع پرستاری مانند آقای محمد شریفی مقدم سعی در عمیقتر کردن خواب پرستاری کردند.

اما با شکل گیری اعتراضات پرستاران بیمارستان امام خمینی تهران اوائل سال نود وسه موج بیداری پرستاران آغاز شد. گر چه این اعتراضات با برخوردهای غیر منصفانه و کاملا مغرضانه به خیالشان در نطفه خفه شد و حتی تجمع روز چهارم تیر که با حضور تنها حدود هفتاد پرستار موجبات خوشحالی مخالفان آگاهی پرستاری را فراهم کرد، اما آتشی در زیر خاکستر در حال شکل گرفتن بود که هر روز شعله هایش در این جنگل پر از شاخ و برگ خشک و ریخته بیشتر و بزرگتر می شود.

تنها دلیل شکل گیری چنین گروههتایی در فضاهای مجازی که تبدیل به فضاهای حقیقی شده است سکوت بی معنای نظام پرستاری در مقابل تمام ظلمهای جاری و تبعیضهای موجود در نظام سلامت کشور بود.

و متاسفانه هر روز که پیشتر می رویم زوایای مختلفی از خیانتهای این افراد از گفته های خودشان روشن می شود.

سخن را کوتاه می کنم وبه همین مقدمه بسنده می نمایم.

اما جناب شمس! شما شاید به یک میز کوچک یا بزرگ همهی پرستاری را بفروشید اما ما شما را به هیچ نمی فروشیم و هرگز یادمان نمی رود جملات قصارتان را در برنامه ی زنده ی تلویزیونی نبض....

واقعا به یک ناهار تغییر موضع دادید یا اینکه قولهای بزرگتری داده اند به شما!

 شما واقعا با حرفهای اخیرتان پرده از بزرگترین خیانتهایتان برداشته اید. اینکه شما به راحتی می توانستید به کمیسیون بهداشت، کمیسیون اصل نود ، ریاست جمهوری و وزارت بهداشت و .... دسترسی داشته باشید و مشکلات پرستاری و بالاخص اجرای قوانین حوزه ی پرستاری را پیگیر باشید اما نکردید!1

شما عاملین اصلی این تجمعات هستید. اما مثل همیشه پشت دیوار بلند حاشا پنهان شده اید مانند همیشه های خدمتتان...

شما اگر پیگیر مطالبات بودید و نمی گذاشتید قوانین حوزه ی پرستاری تماما از جهت فشار بر پرستاران نصفه نیمه اجرا شود، اگر شما درد پرستاران را درک می کردید و رویاهای خودتان را دنبال نمی کردید امروز پرستاری چنین به  احتضار نمی افتاد.

اگر در دولت قبلی که چند بار دستور اجرای قانون تعرفه گذاری داده شد ، پیگیر می شدید و به حضور رئیس جمهور می رساندید که دستور شما اجرا نشد ه است ، قطعا امروز ما مقابل مجلس گرد هم نمی آمدیم.

شما که راحت و آسوده به تمام مسئولان رده بالاو پایین دسترسی داشتید و دارید چرا دردهای حوزه ی سلامت را پنهان کردید؟

ابلته علتش واضح است: چون با منافع شخصی تان منافات داشت.

اما امروز خوب بلدید خودنتان را رو کنید.

بزرگترین دستاورد این تجمعات، شناسایی افراد بی کفایت در حوزه ی پرستاری است، افرادی که سالها بر مسند پرستاری تکیه زده اند، پول شبکاریهای ما را صرف هزینه ی اینترنت منزلشا ن و حقوق چند می لیونیشان و خرج ماشین شخصی و رهن منزل و ...کرده اند و از پول شب بیداریهای ما برای سرکوب خودمان استفاده کرده و می کنند.

بزرگترین دستاورد این اجتماعات ایجاد همدلی بین پرستاران است، همان پرستارانی که به ضعم شما ده نفرشان نمی توانستند در یک جا گرد هم بیایند اما دیدید که بیش از چهار هزار نفر با اتحادی بی نظیر گرد هم آمدند و سوگند یاد کردند که تا حصول اجرای قانون از پای ننشینند.

جالب است که شما ها جای حمایت از قانون و قاتنون مداری ، بر پیگیران  اجرای قانون ایراد می گیرید. مگر ما در جنگل زندگی میکنیم که هر کس زورش و پولش بیتر بود قانون را اجرا نکند و.....

گاهی از حرفهای شماها می خواهم سرم را به دیوار بکوبم ، اما افسوس که سرم سرور دارد! دلم دلبر دارد و گرنه دلم می خواهد آن نیمه ی پر لیوان که نشانم می دهید را سربکشم، همنان نیمه ی پر که باقی سمی است که در نیمه ی خالی سر کشیده ام!

جناب شمس! در دین ما و آیین اجدادیمان هم ! دروغ گناه است و گناه از جرم بالاتر است. چگونه می توانید ادعای مسلمانی کنید و هر روز رنگ عوض کنید و ... دروغهای وزارت بهداشت را به خورد مردم بدهید؟

به قول جناب نصرتی تفاوت با تفاوت ، تفاوت دارد! جلسه هم با جلسه تفاوت دارد. دیگی که برای من نجوشد بگذار کله ی .... در آن بجوشد.

جلسه مهم نیست ، مهم برون ده جلسه است. مهم این است که در جلسه چه حرفهایی رد و بدل می شود. شما با این حرفهای خانه ی ملت را هم به سخره گرفته اید. به راحتی فرموده اید که مجلس هیچ کاره ی این کشور اسست و ما افتخار نمیدهیم با ایشان جله بگذاریم!!!!

چناب شمس! امروز (چهارم اسفند) دوست جدید یافته تان جناب نجاتیان هم افاضاتی فرموده اند! ایشان فرموده اند که نباید می رفتید مقابل مجلس! نهایتا هم دیدید که باید روش گفتمان را برگزینید. مگر ما عهد عتیقی و از دوره ی ژوراسیک هستیم؟ ما انسانهای بالنده ای هستیم که می خواهیم قانون مصوب اجرایی شود. قانون نشانه ی تمدن و قانون مندی نشانه ی متمدن بودن است. اما مگر ما باید با شما گفتمان کنیم؟ نا سلامتی شما وکلای ناخلف ما بودید ! ناسلامتی شما مورد اعتماد ما بودید! خیانت به اعتماد برای چیست؟

امروز برادر معاون پرستاری هم حرفهای قشنگی زدند! چقدر دروغ گفتن را حت است،ایشان خودشان گفتند که ما به ازای هر تخت بین چهاردهم تا یک پرستار داریم یعنی متوسط هفت دهم برای هر تخت!!!

بعد فرمودند ما در کشور پرستار بیکار نداریم مگر آنهایی که نخواسته اند کارکنند!!!!!!!!!!!

دقت فرمدید؟  خوب چرا پرستاران بسیار در این کشور با این اوضاع اقتصادی و تورم بسیار و ... حاضر به کار کردن نیستند؟ در همین تهران چند پرستار بیکار می خواهید من به شما معرفی کنم؟

گفتند پرداخت مبتنی بر عملکرد اجرای عدالت است؟ عدالت معاویه یا علی؟ عدالت با عدالت فرق دارد. در پرداخت مبتنی بر عمکلرد با وجود افزایش سیصد درصدی تعرفه های پزشکی اصولا از نظر علم ریاضی می بایست کارانه ی پرستاران هم سیصد درصد افزایش می یافت اما آقاین هفت دهم برابر یعنی هفتاد درصد افزودند. حالا این از نظر ریالی مگر چقدر می شود؟ شاید عددی بین 40 تا ودیست هزار تومان،  که بسیار سلیقه ای وبا اعمال تنگ نظریهای خوش خدمت مآبانه تقسیم میشود.اما کارانه ی عده ای اولا که چهل درصد افزایش نداشته و بسیار بیشتر افزایش داشته مو این حرفها مستند است اما همین چهل درصدش هم چند ده میلیون می شود.عدالت با عدالت برابر نیست باور کنید یک هم با یک برابر نیست:

من پرستار ده تا یک شبانه روز کار میکنیم و نهایتا کارنه می گیریم دویست ، سیصد هزار تومان و در همین سیتم همکاری یک شبانه روز در منزلش می خوابد و فهتصدو پنجاه هزار تومان بابتش پول می گیرد به اسم مقیمی ، برای انجام وظیفه که باز هم انجام نمی شود رشوه باید بدهیم.

این عدل کجایی است؟ عدل علی یا معاویه؟

این سیستم با سیستم قبلی تفاوتی ندارد. این را مردم عادی و کسانی که درمانگاه و پزشک و پرستار ندارند ولی تلویزیون دارند نمی دانند اما ما پرستاران با پوست و استخوانمان می فهمیم.

اما وزیر محترم هم در جشن کذایی روز دوم اسفند اعترافات تکان دهنده ای داشت:

تنها کشوری که از نظر کمی و آماری پرستاری در حد ماست افغانستان است!!!!!!!!!!

آن گاه ما از پرستارمان انتظار داریم در حد ژاپن کار کند. در حد امریکا ، کانادا واروپا کار کند.

جنابان شمس و دوستانشان! جناب میرزابیگی و بادنجان چینان دور قابشان! جنابان اعضای هیاتهای محترم نظامهای پرستاری !

این حرکت به راه افتاده تقصیر شماست! بهتر است سرتان را از برف غفلت و خودبینی و خودکامگیتان بیرون بیاورید. خدا را در نظر بگیرید.ما برای مجلس، برای کمیسیون بهداشت، برای کمیسیون اصل نود و....ارزش قایلیم. ما در جنگل زندگی نمی کنیم و پیگیر قانون از مجراهای قانونیش هستیم منتها این راه را شما بیاد می رفتید و نرفتید و چون صدای مارا نشنیدند وقتی آرام حرف می زدیم مجبور شدیم ولوم صدایمان را بالاتر ببریم. پس تا این فریاد به پارگی حنجره و از بین رفتن حرمتها بین ما نکشیده دست از کارشکنیها بردارید...

لطفا بیدار شوید و ببینید کاروان صبحدمان پرستاری راه افتاده و خاکستر آتشهای شب افروخته اش بر جاست...

چشم دل باز کن که جان بینی                آنچه نادیدنی است آن بینی....

راستی نمیدانم پرستار هستید یا نه هنوز!  پس می گویم میلا د زینب کبرا بر شما مبارک...

اما نتایج تجمع (تجمعها):

1-ایجاد وحدت و همدلی روز افزون بین پرستاران که چنین جوی در تاریخ پرستاری سابقه ندارد

2-آگاه شدن پرستاران از قوانین و مسالیل جاری در پرستاری و سیستم درمان.

3- رونمایی از چهره ی واقعی بسایری از افراد که خود را پیشگامان پیگیری مطالبات پرستاری می نمودند

4-شناسایی افراد و گروههای در شهرستانها و تهران که در واقع درد پرستاری دارند و قابل خرید و فروش نیستند.

5- عبور ناگزیر پرستاران از اعضای فعلی شورای عالی نظام پرستاری و اندیشیدن تمهیداتی برای آینده. که هر وقت ماهی را از اب بگیری می میرد ام تازه است...

6-و اما حرف اصلی: اگر فرد نابینایی روز روشن خورشید را نبیند و انکار کند دلیل نبودن خورشید در آسمان نیست.....

7-........... بقیه را به عهده ی سایر همکاران و حتی خود شما می گذارم بفرمایید بنویسید.



نوشته شده توسط parastaraneiran در ساعت 22:12



گزارشی از جشن ملی پرستاری

یکشنبه 03 اسفند 1393

ارسال نظر(2)

سلام همکاران

روز دوم اسفند ماه اینجانب با تعدادی از همکاران پرستاری جهت اطلاع رسانی به همکاران نمونه ی کشوری، علیرغم تحریم جشن از سوی جامعه ی پرستاری در محل جشن یعنی تالار امام علی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی حاضر شدیم.

مجری برنامه جناب آقای جواد هاشمی بودند ودر ابتدای برنامه به معرفی پیشکسوتان پرستاری پرداختند و بعد از آن خانم نرگس محمدی (بازیگر نقش ستایش ) را که تحصیلاتشان در مقطع کارشناسی پرستاری بوده و حتی مدت کوتاهی هم کار پرستاری در بیمارستانی انجام داده اند به روی صحنه دعوت نمودند.

خانم محمدی اعلام کردند که علاقه ی شدیدی به پرستاری داشته و دارند ولی وقتی مشغول کار شدند جو حاکم بر سیستم درمان را مغایر تصوراتشان دیده و به دلیل سختی بیش از حد شغل پرستاری و دریافتی بسیار اندکش در قبال خدمات بسیار عطای این شغل را به لقایش بخشیده و ترک شغل کرده اند.

برنامه با هنرمندی جناب میمندی و سپس خواننده ی محبوب پاپ محمد علیزاده ادامه یافت. در آغار سلسله صحبتهای مسیولین حاضر ، ابتدا آقای نجاتیان رئوس مشکلات پرستاری را بر شمردند و سپس جناب میرزابیگی به عنوان معاون وزیر (ونه رئیس سازمان نظام پرستاری) پشت تریبون رفتند که در این لحظه یکی از پرستاران حاضر به سخنرانی ها معترض شده و اعلام کرد که : اجازه بدهید یک پرستاری که سمتی ندارد هم صحبت کند، این موضوع با دخالت آقای هاشمی (مجری) ونیز انتظامات سالن و نیز حمایت شدید حضار از این پیشنهاد به چالش کشیده شد، اما آقای میرزابیگی به ایراد حرفهایشان ادامه دادند.

در ضمن سخنرانی ایشان بارها پرستاران مختلفی به حرفهایشان و صحبتهای یک طرفه ی ایشان معترض شدند.

بعد از ایشان وزیر محترم رفاه پشت تریبون رفتند و سخنانی بسیار زیبا درباره ی پرستاری  گفتند و فرمودند که حاضرند با معترضین یا نماینده های ایشان جلسه ای داشته باشند که با اعتراض حضار به جلسه ی خصوصی  واعلام نظر مبی بر جلسه ی پرسش و پاسخ قائله پیگیری شد.

بعد از وزیر محترم رفاه، جناب آقای دکتر هاشمی وزیر بهداشت پشت تریبون رفتند و البته هماهنگ کردند و وعده دادند که پرستار معترض به نمایندگی از سایری حرفهایش را بگوید، لذا جو آرام شد.

وزیر بهداشت حرفهایشان را با اجرای منویات دولت شروع کردند ولی پرستاران معترض شده و خواهان منویات رهبری شدند که با واکنش بسیار تند وزیر محترم مواجه شد. ایشان گفتند:

من از بچگی در خدمت رهبر بوده ام!!!!

ایشان البته در صحبتهایشان رو به همکارمان گفتند:

اینجا کلی رئیس دانشگاه و دانشکده و .... نشسته و تو نماینده ی پرستاران نیستی!!!!!!

ایشان در حرفهایشان اشاره کردند که پرستاری از نظر استانداردها در ایران هم سطح افغانستان است!  و قانون تعرفه گذاری در صورت تامین اعتبار از طرف دولت یا مجلس اجرا می شود.

در نهایت هم به پرستاران فرصت صحبت داده نشد.

و اما توضیحات:

در بدو ورود اینجانب به سالن متاسفانه انگار یکی از سربازان داعهش وارد شده است. بلافاصله دو نفر در دو سمت بنده مستقر شدند !!!!! در حالیکه بنده هم پرستارم و حق شرکت در جشن را داشتم. بنده حتی دستشویی هم رفتم ایشان هم با من آمدند. وقتی وزیر وارد سالن شدند من با صدای بلند گفتم که آقای انم وعده های دروغین وارد شدند و دوست سمت چپی بنده به شدت معترض شدند که من به ایشان گفتم در دین ما دروغ گناه است و تو اگر مسلمانی چرا دروغ گفتی؟.....

آقای نجاتیان در محل حضور بنده حاضر شضدند و درخواست کردند که ساکت بنشینم در حالیکه بنده ساکت بودم و فقط یک برگه راجع به اجرای تعرفه های پرستاری بالای دست گرفته بودم.

البته آقای نجاتیان برای آرام کردن همکاران معترض حاضر شدند که با واکنش بسیار تند پرستاران مواجه گردیدند .

جناب وزیر محترم! شما که ادعای بودن در خدمت رهبر معظم از کودکی را دارید عملکردتان در راستای منویات ایشان عملا نیست.

جناب وزیر! خودتان اعتراف کردید که مردم تحت تاثیر تبلیغات تلویزیونی قرار دارند و رضایتشان از روی آگاهی نیست، آنجا که فرمودید: در روستایی از بوشهر که نه درمانگاهی دارد و نه پزشکی و نه امکاناتی، مردم بسایر از من بابت اجرای طرح تحول تشکر کردند!!!!!!!!!!!!

آخر برادر من! بابت چ0ه چیزی تشکر کردند؟ البته ایشان این امکانات را ندارند ولی تلویزیون دارند و شو های شما در تلویزیون را دیده اند.

همین مردم فکر نمی کنند که همه ی وعده های شما به پرستاران دروغ بوده و فکر می کنند الان پرستاران غرق پول شده اند چون شما از تلویزیون این را القا می کنید.

اگر تعداد پرستار به بیمار در ایران در حد افغانستان است چرا از پرستاران در حد ژاپن انتظار دارید؟

به کجای این سیستم افتخار می کنید؟ کجایش در دنیا بهترین است؟

البته ببخشید یادم رفت؛ شما رکورد پرداخت به پزشکان در دنیا و رکورد اختلاف پرداختی در دنیا را شکسته اید و اینها قابل ثبت در کتاب گینس است...

امیدوارم بیدار شوید و موفق به بیدار شدن شوید....



نوشته شده توسط parastaraneiran در ساعت 16:49



تغییر مواضع و پرستاری

جمعه 01 اسفند 1393

ارسال نظر(3)

از سال هفتاد که وارد دانشکده ی پرستاری شدم و جالب است بدانید که سال هفتاد و یک در بیمارستان لعد از اتمام ترم دوم مشغول کار شدم تاکنون، همیشه شاهد خاطرات تلخ و شیرین زیادی بوده ام.

خاطرات شیرینم اغلب به بهبود بیماران در اثر شاهکارهای خودم و همکارانم بوده و خاطرات تلخم اغلب به تغییر مواضع همکاران بعد از دادن یک وعده ی کوچک از طرف مسئولین بر می گردد.

خاطرم هست و شما ها هم قطعا بارها دیده اید که همکاران در موضع پرستار بالین چگونه کار می کنند و تا سمتی می گیرند همان شکل کار را گناه می دانند. والبته سفارش حضرت رسول را فراموش میکنند که:

رطب خورده منع رطب کی کند!!!!!

اما اخیرا شاهد تغییر مواضع جالبتری از سردمداران پرستاری هستیم از افرادی چون جناب شمس الدین شمس!!!

ایشان خدا را شکر که بر خلاف نامشان نماد دین مبین نیستند. فراموش نکرده ایم که همین چند ماه پیش از تریبون برنامه ی نبض چگونه به طرح تحول نظام سلامت که در واقع از دید ما کارکنان حوزه ی سلامت در اصل طرح تحول دریافتی گروه اندکی از تیم درمان بوده و دیگر هیچ! تاختند و نقدهایی بسایر درست داشتند.

اینکه طرح تحول هیچ تحولی در پی نداشته اظهر من الشمس است و نیاز به تحقیق ندارد و اصلا مورد بحث ما در اینجا نیست. اما حرف ما این است که چگونه این افراد یک باره از آن رو به این رو شدند؟

جناب میرزابیگی اولین شخص متحول شده است که با مراجعه به مواضع پیش از معاونت وزیر و پس از آن کاملا این نکته را آشکار می سازد. البته از ایشان جز این انتظار نمی رفت اما جناب شمس را از جنس دیگری می انگاشتیم!!!

خود غلط بود آنچه می پنداشتیم...

ایشان که در دانشگاه علوم پزشکی ارومیه سمتی ارزشی و مهم هم دارند واقعا مشخص نیست تحت تاثیر چه چیزی راهشان را به یکباره تغییر داده اند؟

اگر واقعا موضوعی هست ابلاغ کنند تا بقیه هم درک کنند اما موضوع از دید ما خیلی ساده است، واین با بررسی تغییر مواضع دیگر افراد کاملا قابل درک و اثبات است. من نمی خواهم یک طرفه حرفهایم را بزنم اما استعفای جناب قدسیان از معاونت پشتیبانی سازمان نظام پرستاری (که البته از اول هم موضعشان مخالف روند حاکم بود) موید مسائل بسیاری است. همه جناب قدسیان را به صراحت لهجه می شناسند و البته وضوح مواضع.

باید یکی از این دو گروه درست بگوید و نمی شود کردار هردو صحیح باشد. البته دعوت از تمام تشکلهای منفعل و غالبا تجاری پرستاری (منفعل از نظر صنفی)، واعلام موضع مشترک همه ی ایشان مشخص می کند که تحلیل بالادستیهای پرستاری از وضع موجود چیست. ایشان خودشان می دانند که در پرستاری  محبوبیتی ندارند و تنها راه مانده برایشان لابی است با کانونهای قدرت، که در حال شکل گیری است. این لابی ها چون همراه پول و قدرت است قطعا در مسیر انحراف پرستاران از مسیر درست که همان اتحاد و همدلی است قدمهای محکمی بر خواهد داشت.

تنها امیدواری می تواند به مواضع خانه ی پرستار و به هوشیاری پرستاران باشد که این تاجران کت شلوار پوش نتوانند از دسترنج پرستاران برای سرکوب کردن خود پرستراران استفاده کنند.دانشجو که بودم برای کارورزی چند جلسه ای به بهداری زندان شهری می رفتم و جالب ترین چیزی که دیدم این بود که زندانیان خودشان داشتند زندان می ساختند و دیوارها را بلند می کردند و....

اینک هک متاسفانه در پرستاری همین جو حاکم است و از حاصل شب بیداریهای پرستاران حقوق می گیرند تا پرستاری را سرکوب کنندو...

جناب شمس عزیز! شما را به خدا! شما خودتان مهم نیستید ولی سمتی که در دانشگاه دارید یک شخصیت معنوی -دینی به شما می دهد. مواظب باشید کاری نکنید پیش جدتان نتوانید سر بلند کنید! مواظب باشید با عملکرد شما نکند یک نفر دین زده شود! نکند رفتار محافظه کارانه و سودجویانه ی شما باعث دین گریزی یک نفر شود!

من شخصا این دیدگاه را قبول ندارم ولی همکاران را می بینم که می گویند: فلانی که رییس فلان بخش است این است... از ما چه انتظار!!!!!!!!!!

کار جناب میرزابیگی از این حرفها گذشته و میز زیر دندانشان مزه کرده! شما هم میزی دارید و همه گمان می کنند از ترس همان میز که شاید معاون وزیر بتواند به مخاطره اش بیاندازد تغیییر موضع داده اید؟ یا عده ای هم می پندارند به شما وعده هایی بالاتر داده شده است؟

لطفا موضعتان را مشخص کنید و علت این مواضع را تشریح کنید........ به امید دینداری و دین باوری



نوشته شده توسط parastaraneiran در ساعت 14:25



مراسم ملی گرامیداشت روز پرستار و چند معما!

پنج‌شنبه 30 بهمن 1393

ارسال نظر(3)

مراسم ملی گرامیداشت روز پرستار با شعار پرستاری اثربخش، تحول سلامت و نشاط اجتماعی، روز شنبه با حضور مسئولان وزارت بهداشت و سازمان نظام پرستاری در تهران برگزار می شود.

 
مراسم ملی گرامیداشت روز پرستار شنبه برگزار می شود

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نظام پرستاری، مراسم کشوری گرامیداشت روز پرستار و تجلیل از برگزیدگان جامعه پرستاری شنبه (2 اسفند) با شعار «پرستاری اثربخش، تحول سلامت و نشاط اجتماعی» با حضور مسئولان وزارت بهداشت و سازمان نظام پرستاری در سالن همایش های  امام علی(ع) دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی برگزار می شود.

در برگزاری این همایش بزرگ ملی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، سازمان نظام پرستاری، بسیج جامعه پزشکی، انجمن پرستاری ایران، انجمن علمی پرستاری ایران، انجمن فوریتهای پزشکی ایران و انجمن علمی پرستاران قلب ایران مشارکت دارند.


خبر بسیار جذاب و زیباست! اما چگونه است که اسامی چندین تشکل پرستاری برای اولین بار به گوش پرستاران می رسد؟

گویا تجار محترم که منافعشان را امسال در خطر می بینند، اعتلافی بزرگ علیه پرستاری کرده اند!

جالب است بدانیم افرادی که تا چند وقت پیش سایه هم را با تیر تفنگ از صد کیلومتری می زدند بر علیه پرستاری به هم پیوسته اند!

نگاهی به اسامی تشکلهای اعلام شده همه چیز را مشخص  میکند و غیبت مهمترین تشکل پرستاری بعد از نظام پرستاری در این فهرست بسیار جالب است، تشکلی که به تنهایی بار پیگیری مطالبات پرستاری را در این ماهها و سالهای اخیر به دوش کشیده است. قطعا هعمه میدانند که منظورم خانه ی پرستار است.

تشکلها اصولا با موضع گیریها و حمایتهایشان از یک صنف و در راستای منافع آن صنف اعتبار داده می شوند. من که سالهای سال است پیگیر نحوه ی پیگیری مطالبات پرستاری بوده ام تاکنون نامی از این تشکلها ندیده بودم. چگونه شده است که امسال همه یکباره رخ نمودند؟ مگر امسال فرقی با سالهای دیگر دارد؟

تنها تفوتش پیگیری مطالبات توسط پرستاران است که تنها خانه ی پرستار را همراه دیده اند. در این لیست تشکلهایی دیده می شوند که فقط تجارتخانه ی افراد خاصی بوده اند و یک حسابرسی ساده همه چیز را عیان می کند. در این تشکلها (البته منظورم همه ی این نامها نیست) با وجود کسب درآمدهای میلیاردی حتی ریالی برای صنف پرستاری هزینه نشده است و کلا بهره برداریها شخصی بوده است.

اما جالب است که همین تشکلها به جای حمایت از اکثریت جامعه ی پرستاری ، دست در دست افرادی خیانت پیشه داده اند، اما قطعا زمان خوبی را برای این کار انتخاب نکرده اند. چرا که پرستاری دیگر آن خواب زده های بی اطلاع نیست و کاملا همه چیز را رصد و تحلیل می کند. توصیه ی من به این دوستان این است که تا دیر نشده از اقدام بر علیه پرستاران دست بردارند و به اکثریت بپیوندند که با دید تجاری هم مغایرت ندارد.

سفرهای اخیر معاون پرستاری و همراهی کردن ایشان توسط افرادی  مثل جناب شمس که جامعه ی پرستاری چشم به آنها دوخته بود موید اخبار ناخوشایندی است و مهمترین آن چالشی بزرگ بین تمام پرستاران و تعداد اندک این دوستان خواهد بود.

البته این موضوع دیگری است ولی چون به ذهنم رسید ذکرش کردم تا تحلیلم را بعدا بنویسم.

اما جشن.....

انتخاب تالاری کوچک، افراد کاملا کنترل شده و اغلب تابع نشان از ترس آقایان دارد.ترسی که وادارشان می کند فقط مترونها را که از بدنه ی پرستاری با ترفندهای خاصی جدایشان کرده اند دعوت نموده اند. والبته تعداد بیشتری پرستار نمونه نسبت به هر سال برگزیده اند تا همین سالن هم پر شود.

اما غافلند که همین پرستاران نمونه (که البته باید اذعان داشت تمام پرستاران این کشور نظر به شرایط نمونه اند..)خود معترضند به اوضاع موجود، ایشان هم پرستارانی هستند که چند برابر استاندارد کار پرستاری می کنند، با وجود کمبود نیروی پرستاری کار های نامرتبط مانند وظایف منشیو بیمار بر و ... را انجام می دهند، تمام بار طرحها ی ناپخته ی وزارت را مانند اعتبار بخشی و طرح تحول و ... را بر دوش می کشند  نهایتا پولش را دیگران می برند.....

همین پرستاران هم معترضند و اگر در این جشن کذایی که بیشتر باید نوحه و عزاداری بر نعش پرستاری باشد دم بر نمی آورند، از نجابتشان است.

اما شعارهای این جشن می تواند دروغ سیزده امسال یا جوک های جدید سال باشد:

پرستاری اثر بخش!!!!تحول سلامت!!!!نشاط اجتماعی!!!!!

این آقایان یا نمی دانند چه خبر است یا می دانند و ما را به سخره گرفته اند.پرستاری که ده ها بار بدتر ازشرایط گفته شده در بالا کار میکند چقدر اثر بخشی واقعی دارد؟

پرستاری که از هفتصدو بیست ساعت ماه بیش از پانصد ساعت کار میکند چگونه اثر بخش است و نشاط اجتماعی دارد؟

ما پرستاران یا در فعالیتهای اجتماعی و مراسمهای جمعی فامیلی و غیر فامیلی حضور نداریم و یا در حال چرت زدن در آن مراسمیم.

وقتی پولهای شبکاری مارا صرف کوبیدن خودمان می کنند چه نشاط و چه اثر بخشی و چه تحول سلامتی؟

واقعا در این باب بسیار می توان نوشت اما این نوشته برای پرستاران زیره به کرمان بردن است چون همه این چیزهارا می دانیم.

پس کوتاه می کنم مطلب را...

جنابان محترم! لطفا اگر به مردم و سلامت مردم اهمیت نمی دهید بماند ندهید!

اگر به پرستاران اهمیت نمی دهید ندهید!

اگر همه چیز را بسته به پایه ی میزهایتان کرده اید بکنید ولی به قانون احترام بگذارید! بدترین قانونها از بی قانونی بهتر است !

چگونه انتظار دارید پرستار در وزارتی که به قوانین مصوب مجلس اهمیت نمی دهد، طبق قانون کار کند و قوانین را دور نزند؟

دور زدن قانون و سلامت مردم و ..... برای پرستاران ساده است.....

یک ذره بی وجدانی می خواهد.. یک ذره .. فقط قدر سر سوزن

که قطعا با این روند رفتار شما این وجدان خوابی ایجاد خواهد شد.

نخوتاهید چنین فضایی بر سیستم سلامت حاکم باشد .. نخواهید!!!!!

خوابتان سنگین است و صدای ما نهیف!

گوش اگر گوش تو ناله اگر ناله ی ما

آنچه البته به جایی نرسد فریاد است........



نوشته شده توسط parastaraneiran در ساعت 23:06



تجمعات و قوانین مرتبط با آن

پنج‌شنبه 30 بهمن 1393

ارسال نظر(1)

مفهوم حقوقی اجتماعات و تظاهرات

 آزادی اجتماعات و تظاهرات یکی از مظاهر دموکراسی است که مردم می توانند با مشارکت عملی و حضورمستقیم در صحنه حرف خود را بدون واسطه به گوش زمامداران برسانند.گاهی ممکن است درتحقق حقوق وآزادی های عمومی افرادجامعه اخلال یا کاستی ای ایجاد شود و مردم را در تنگنا قرار می دهد وهمدلی واجتماعی بودن افراد قدرت ابتکار یک ائتلاف همگانی در جهت دفاع از منافع و تحقق خواسته هایشان با توسل به قدرت اجتماعی به آنها می دهد تا هیئت حاکمه و افکار عمومی را متوجه خواسته های خویش سازند.همانطور که درمقدمه ذکرشد این حق به عنوان یکی از حقوق مربوط به آزادی های عمومی در اسناد بین المللی و در شرع وقانون اساسی جمهوری اسلامی بر رسمیت شناخته شده.نهایتا این مقاومت زمانی پیش می آید که عده ای ذینفع از قدرت عمومی و فشارهای سیاسی,اجتماعی,فرهنگی,اقتصادی و...بر خوداحساس نارضایتی کنند.

 

بین این دو مفهوم از لحاظ حقوقی تفاوت است البته هدف هردو دفاع ازمنافع مشترک ذینفع هاست ولی از لحاظ ساختار باهم تفاوت دارند.اجتماعات معمولا همایش های موقتی است جهت تبادل آزاد ونظرات افراد وهماهنگی برای دفاع از منافع مشترک(5)ولی تظاهرات وراهپیمایی عبارت از افراد باحضوردر معابرعمومی واستفاده از یک فرصت نمایشی به بیان خواسته ی جمعی خود می پردازد.

 

 

 اصل27 قانون اساسی و تحلیل آن

براساس اصل بیست و هفت قانون اساسی"تشکیل اجتماعات و راهپیمایی ها بدون حمل سلاح,به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد ازاد است"

همانطورکه می بینیم تشکیل اجتماعات و راهپیمایی از آزادی های مشروعی به شمار     می رود که در قانون اساسی به رسمیت شناخته شده وبا توجه به ذیل اصل نهم          قانون اساسی غیرقابل سلب است.اما این اجتماعات و تظاهرات باتوجه به اوضاع واحوال حاکم ممکن است حالت اعتراضی داشته باشدو موجب اخلال در نظم عمومی شود.به همین جهت لزوم مسالمت آمیزبودن این اجتماعات به وضوح درک میشود.

اجتماع مسالمت آمیز یعنی اعتراض کنندگان بدون اعمال خشونت وایجاد بی نظمی مراتب  را اعلام کنند و خواسته های خود را به حاکمان برسانند.از طرفی زمامداران و قدرت عمومی از یک طرف ناگزیر به قبول این اجتماعات وتوجه به خواسته های معترضان هستند و از طرفی مسئول استقرارنظم و تامین امنیت.به همین دلیل قانونگزار ما برگزاری این اجتماعات را مشروط به عدم حمل سلاح کرده که مقصود اوبا توجه به سیر مذاکرات تصویب همان مسالمت آمیزبودن است.البته این اصطلاح یک مفهوم نسبی است(6)در این رابطه بند (ی) ماده ی16  قانون فعالیت احزاب (حمل اسلحه و مهمات غیر مجاز)برای گروه ها ممنوع اعلام داشته است.

نکته بعدی که قانونگزار در رابطه با برگزاری این تجمعات به آن توجه کرده بحث(عدم اخلال به مبانی اسلام)است.همانطور که گفتیم این افراد بر محور یک عقیده وتفکر مشترک گردهم آمده اند و امکان دارد القائات انها تاثیرات منفی بر علایق افکار عمومی وارد آورد.  به همین دلیل قانون اساسی در اصل 27 با عنایت به اصل دوم که نظام جمهوری اسلامی را بر پایه ی ایمان بر اصول دین و مذهب استواراست اخلال به این موارد را تعرض به نظامی می دانند که اکثریت مردم طبق اصل اول قانون اساسی آن را تاسیس کرده اند.

نکته ی مهم دراین باره تبصره ی2 ماده ی6 قانون فعالیت احزاب است که تشخیص اخلال به مبانی اسلام را به عهده ی کمیسیون ماده ی 10 قرار داده و ماده ی 16 در بند(ح) و(ط) قیودی برای آن مشخص کرده.

بند(ح):نقض موازین اسلامی و اساس جمهوری اسلامی

بند(ط):تبلیغات ضد اسلامی و پخش کتب و نشریات مضله

 

 

نظارت بر اجتماعات

دراجتماعات و راهپیمایی ها به ناچار شاهد مقابله ی دو عنصر(آزادی)به عنوان حق طبیعی افراد و(قدرت)به عنوان عامل استقرارنظم هستیم(7).با این وجود سازش بین این دو مفهوم به عنوان حق طبیعی مردم در بیان خواسته هایشان و نظم عمومی ضرورت دارد.

متاسفانه حتی در نظام های مردمی و دموکراتیک که آزادانه ترین حقوق برای جامعه و افراد آن به رسمیت شناخته شده به خاطر غلبه ی احساسات و هیجانات ناشی از فشارهای وارده به مطالبه کنندگان و از طرفی حضور احتمالی کسانی که به دور از چارچوب قانون در پی ایجاد نا آرامی و بی نظمی هستند شاهد به خشونت کشیده شدن جریان تظاهرات هستیم.به همین دلیل ضرورت نظارت توسط یک قدرت عمومی اجتناب ناپذیر است.در این خصوص آیین نامه چگونگی تامین امنیت اجتماعات و راهپیمایی های قانونی در تاریخ31/6/81 تمهیدات خاصی را در جهت حفظ امنیت و تامین حفاظت اجتماعات قانونی را با مسئولیت نیروی انتظامی در نظر گرفته است.

حتی با فرض این که خود تظاهر کنندگان از ورود افراد ذینفع با مقاصد خاص و یا افرادی که عضو حزب نیستند در نظام هایی که احزاب برای اعضای خود شناسنامه یا کارت عضویت صادر میکنند و یا از بروز هر گونه خشونت و حرکات غیر متعارف جلوگیری کنند بازهم انبوه جمعیت تظاهرکنندگان می تواند موجب اخلال در حرکت عموم و صد معابر و بروز ترافیک گردد و حقوق دیگر شهروندان را مورد تعرض قرار دهد.

البه جهت تامین امنیت و حفظ امنیت عمومی آیین نامه ی مذکور نهادهای دیگری را من جمله کارکنان وزارت اطلاعات و شورای تامین را مکلف به حفظ نظم و امنیت کرده.

در این رابطه تبصرهی2 ماده ی 6 قانون فعالیت احزاب با عنایت به اصل27 قانون اساسی احزاب را ملزم به کسب مجوز قبلی از وزارت کشور با تایید کمیسیون ماده ی 10 کرده است که این نوعی نظارت قبلی است.همچنین ماده ی 35 این قانون صدور اجازه نامه ی کتبی وزارت کشور بر اساس تصویب کمیسیون موضوع ماده ی 10  ذکر کرده.

 

 

قانون اساسی:

اصول متعددی در قانون اساسی موجود است که به طور مستقیم و غیر مستقیم در ارتباط با احزاب و حقوق آنهاست. مهمترین آن همان اصل 26 است که احزاب شناخته شده و حدود آزادی آنها را ذکر میکند. در ادامه و در اصل 27 بحث تشکیل اجتماعات و راهپیمایی ها مطرح و شرایط آن ذکر می گردد که محور اصلی این مقاله است. البته در ادامه به این مطلب اشاره میشود که قانونگذار در این اصل (اصل 27) تشکیل اجتماعات و راهپیمایی را آزاد دانسته و ذکری از احزاب و تشکل ها نکرده و این سوال مطرح می گردد که آیا هر اجتماعی و تظاهراتی آزاد است یا تنها اجتماعاتی که در قالب حزب یا گروه یا تشکل خاصی برگزار میشود؟

یکی دیگر از اصولی که میتوان آن را در رابطه با آزادی احزاب و خصوصاً آزادی احزاب در گردهمایی و راهپیمایی مهم شمرد اصول 23 و 24 قانون اساسی است که در رابطه با آزادی بیان و آزادی عقیده است که تمام گروه های سیاسی؛ اجتماعی، فرهنگی و ... در سایه ی این آزادی متبلور میشوند.

اصل 8 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در رابطه با امر به معروف و نهی از منکر است که آن را وظیفه ی مردم نسبت به یکدیگر و دولت به مردم و مهمتر از همه مردم به دولت می-داند.

بدون شک احزاب یکی از ابزارهای کنترل قدرت خودکامه ی دولتها است. احزاب برای تبدیل شدن به اکثریت همیشه به دنبال نشانه های ضعف و کم وکاری های اکثریت حاکم هستند، آن را در معرض افکار عمومی قرار دهند و مردم به عنوان صاحبان اصلی قدرت حاکمیت را مورد نقد و بازبینی قرار میدهند.

اصولی که ذکر شد همگی تا حدودی به نوعی برای احزاب ایجاد حق می کند جز قسمت دوم اصل 26 که صراحتاً خطوط قرمز را برای فعالیت گروهها، احزاب و انجمن ها تحت هر عنوانی مشخص میکند.

اما به نظر نگارنده یکی از مهمترین اصولی که وظایف و تکالیف احزاب از یک طرف و حکومت (دولت) را از طرف دیگر مشخص می کند اصل 9 قانون اساسی است که حفظ استقلال، آزادی، وحدت و تمامیت ارضی کشور را وظیفه ی دولت و آحاد ملت می¬داند و تعرض به این اصول را توسط هر مقام و گروهی  چه دولت ها به بهانه ی حفظ آن و چه احزاب و گروه ها به بهانه ی آزادی محکوم میکند.

در آنچه گذشت اشاره ای مختصر به حقوق و تکالیف احزاب در ذیل اصول قانون اساسی با فرض حاکمیت قانون در یک نظام مبتنی بر دموکراسی کردیم. در ادامه به بررسی یک پاسخ مهم در جهت تعریف مصداق اصل 27 می پردازیم.

 

قانون فعالیت احزاب

در اجرای اصل 26 قانون اساسی، قانون فعالیت احزاب، جمعیت ها و انجمن های سیاسی و صنفی و انجمنهای اسلامی یا اقلیت های دینی در تاریخ 7/2/1360 به تصویب رسید و آیین نامه ی اجرایی آن نیز مقرراتی را در جهت فعالیت احزاب و انجمن ها و ... پیش¬بینی کرد. اکنون مختصراً اصول مهم حاکم بر این قانون را ذکر میکنیم. (8)

1) آزادی تعدد تشکل ها: در این قانون محدودیت خاصی که گروهی را از تشکل محروم سازد وجود ندارد اما کمیسیون ماده ی 10 احزاب در مقام نظارت امکان ایجاد محدودیت را دارد.

2) آزادی تنوع تشکلها: در این قانون وجود احزاب مختلف بر اساس اندیشه و اهداف تشکیل به صورت موضوعی دسته بندی شده اند. مثلا سیاسی، مذهبی و ...

 

 

هویت و شخصیت حقوقی

همانطور که ذکر شد افراد اجتماع در پی اهداف مشترک و در جهت نیل به این اهداف در قالب گروه های مختلف به فعالیت می پردازند. این پدیداری جمعی را در حقوق موضوعه شخصیت حقوقی مینامند. شخصیت حقوقی این نهادها دارای دو مشخصه است:

1)     اهداف غیر منفعت طلبانه

2)     تمایز از اشخاص حقوقی حقوق عمومی – عدم وابستگی به نهادهای¬ حکومتی.

 

تشکیل و رسمیت احزاب:

روند تشکیل یک حزب را با توجه به قانون فعالیت احزاب به اختصار بررسی خواهیم کرد.

1)     تقاضای ثبت: کسب شخصیت حقوقی برای احزاب در گرو اعلام موجودیت آنها نزد مقام صالح اداری است که قانون این وظیفه¬ها را به وزارت کشور محول کرده است.

(ماده ی 1 فانون احزاب: کلیه ی گروه ها موظفند مرامنامه، اساسنامه و هویت هیئت رهبری خود و تغییرات بعدی آنها را به اطلاع وزارت کشور برسانند.)

البته قانون فعالیت احزاب شرایط ویژه ای را نیز برای کسب پروانه مقرر کرده است. از جمله التزام به قانون اساسی و عدم سوء پیشینه ی سیاسی و کیفری تأسیس کنندگان(9) و نداشتن سابقه ی اجرایی در نظام پهلوی (وزیر، نماینده و ...) یا کسانی که طبق حکم دادگاه از حقوق اجتماعی محرومند. (10)

با داشتن شرایط مقرر در قانون بررسی و ثبت و صدور پروانه نیز به عهده ی وزارت کشور است که با توجه به اصل 26 قانون اساسی می توان گفت وزارت کشور در این باره صلاحیت تکلیفی دارد. (11)

متقاضیان باید مدارک خود را به فرمانداری مربوطه تحویل دهند که توسط وزارت کشور در کمیسیون ماده¬ی 10 احزاب به نوبت رسیدگی می¬شود و در صورت احراز صلاحیت پس از تصویب کمیسیون با امضاء وزیر کشور پروانه صادر میشود.

البته در این روند نقد بجایی وارد است که از چارچوب بحث خارج است و تنها به ذکر نکته ای بسنده میکنیم. با توجه به آزادی گروهی و دیگر اصول قانون اساسی که در مقدمه ذکر شد، اصل آزادی تشکل یکی از آزادی های عمومی در نظام های دموکراتیک است که مردم از طریق این مشارکت گروهی بر تعیین سرنوشت خویش حاکم می شوند که در اصل 56 قانون اساسی به نقش حاکمیت مردم اشاره شده و نفس وجود این احزاب در آزادی مشارکت است. آزادی ای که ممکن است به مذاق دولت¬های مقتدر حتی با ادعای مردمی بودن چندان خوش نیاید. حال با سپردن شروع حیات و مجوز فعالیت این گروه¬ها به دست دولت (وزارت کشور) و مشخصاً کمیسیون ماده ی 10 که یک ترکیب کاملاَ حکومتی دارد،{ماده ی 10 قانون احزاب: به منظور صدور پروانه جهت متقاضیان و نظارت بر فعالیت گروهها و انجام وظایف مصرحه در این قانون کمیسیونی به شرح زیر در وزارت کشور تشکیل میگردد: 1) نماینده ی دادستانی کل کشور 2)نماینده ی رئیس قوه¬ی قضاییه 3) نماینده ی وزارت کشور 4) دو نماینده به انتصاب مجلس شورای اسلامی} می تواند تعارضی باشد با اصل آزادی تشکل ها به خصوص ذیل اصل 9 قانون اساسی.

البته ماده ی 13 قانون فعالیت احزاب نقطه ی امیدی بر این خدشه است. {ماده ی 13: مرجع رسیدگی به شکایت گروهها از کمیسیون ماده¬ی 10 محاکم دادگستری با رعایت اصل 168 قانون اساسی می باشد و رأی صادره قطعی است.}

در پایان مقدمه اشارهای نیز به نظارت بر احزاب می کنیم. نظارت قبل از شکل گیری که همان بود که با عنوان روند ثبت و صدور پروانه ذکر شد و اما نظارت بعد از شکل گیری با توجه به اصل 9  قانون اساسی و ماده ی 16 قانون فعالیت احزاب که محدوده های قانونی را مقرر می-کند و احزاب موظف به حفظ آنها هستند که عبارتند از: استقلال، آزادی، وحدت ملی، موازین اسلامی و اساس جمهوری اسلامی. که جرائم احزاب حسب مورد یا منجر به توقیف پروانه و تقاضای انحلال از دادگاه توسط کمیسیون ماده ی 10 میگردد و یا نوعاً جنبه ی سیاسی دارد و طبق اصل 168 قانون اساسی در محاکم دادگستری با حضور هیئت منصفه به آنها رسیدگی می شود.

 

 

روند قانونی تشکیل تجمعات

در تبصره ماده 30 این آیین نامه نیز ذکر شده که این تقاضا باید یک هفته قبل از برگزاری تظاهرات یا تجمع کتبأ و حضوری توسط نماینده رسمی به وزارت کشور تسلیم شود که طبق ماده32 همین آیین نامه (12)باید هنگام تسلیم تقاضا موارد زیر با ارایه مدارک به صورت دقیق ذکر شود:

الف)موضوع راهپیمایی یا اجتماع و هدف از برگزاری آن

ب)تاریخ برگزاری و ساعات آغاز و پایان آن

ج)مسیر راهپیمایی و ابتدا و انتهای آن

د)محل سخنرانی و قرائت قطعنامه

ه)مشخصات کامل مسئولین اجرایی و انتظامی مراسسم با معرفی نامه کتبی از گروه

و)سخنرانی و موضوع سخنرانی

ز)شعارهای راهپیمایی

ح)یک نسخه از قطعنامه تهیه شده

 

 

 

مصداق اصل 27 قانون اساسی

اما در اینجا با مطالبی که گذشت به سوالی که در خلال بحث مطرح شد پاسخ گفت که آیا این ازادی فقط در قالب احزاب و گروه ها و انجمن ها شناخته شده؟یا اینکه تجمع افراد حتی اگر تحت عنوان همین مفاهیم نیز نباشد آزاد است؟

با توجه به اصل 26 و مواد مختلفی از قانون احزاب و مشخصأ ماده 32 آیین نامه چگونگی تأمین امنیت راهپیمایی های قانونی می توان اینطور نتیجه گرفت که این تجمعات باید در لوای یک حزب،گروه،انجمن یا صنف باشد تا نظارت بر انها ورسیدگی به جرایم و تبعات ناشی از تجمعات قابل رسیدگی باشد که اگر این فرض درست باشد به نظر حقیر با توجه به خود قانون اساسی و اصولی از آن که در مورد برابری و حقوق مساوی برای همه اقشار ملت است قابل ایراد است

همچنین در بحث نظارت بر فعالیت احزاب موقعیت ناظر و وابستگی آن به حکومت و   دولت مخصوصأ کمیسیون ماده 10 احزاب که ترکیبی کاملأ حکومتی دارد با توجه به علایق و اهداف هر دولتی و اندیشه و ایدئولوژی غالب در هر زمان خالی از اشکال نیست.

شایان ذکر است که یکی از موانع اصلی در استفاده از این آزادی یعنی گردهمایی و تظاهرات در کشور ما عدم وجود احزاب،ساختار و قواعد مشخص است.اگر نظام حزبی با قواعد خاص خود من جمله مشخص بودن احزاب و اهداف آنها بر کشور حاکم شود دیگر بهانه ای در دست زمامداران جهت ممانعت از برگزاری تجمعات با در اختیار داشتن ضوابط قانونی قرار نمی گیرد.

 

 

 

نتیجه گیری

در انتهای مقاله با توجه به مقولات ذکر شده نتیجه را در قالب چند نکته به استحضار خوانندگان عزیز می رسانم.

1)حق تشکیل راهپیمایی و تجمع تحت  عناوینی مختلف در اصل 27 قانون اساسی برای احزاب،انجمن ها،گروه ها و اصناف مختلف به رسمیت شناخته شده است.

2)با توجه به اصل 26 قانون اساسی می توان این حق را برای اقلیت های دینی شناخته شده با شرایط و ضوابط خاص خود مفروض دانست.

3)طبق اصل 27 تنها دو محدودیت برای استفاده از آزادی اجتمعات و راهپیمایی ها ملحوظ گردیده که مفهوم اول تحت عنوان عدم حمل سلاح صریح ومشخص است اما شرط دوم تحت عنوان اخلال به مبانی اسلام دارای ابهام است و می توان با تفسیر موسع آن این حق را بسیار محدود کرد. در مشروح مذاکرات مجلس خبرگان قانون اساسی در باره ی همین موضوع بحث هایی شده و عناوینی چون مخل امنیت و مخل اسلام یا مخل نظم عمومی مطرح گردیده که اکثریت اعضا با استناد به اصول دیگر قانون اساسی بر این باورند که همین عبارت اخلال به مبانی اسلام جامع این تعاریف است.

4)با نگاهی به اصول قانون اساسی و مواد قانونی فعالیت احزاب و آیین نامه چگونگی تأمین امنیت راهپیمایی های قانونی می توان اینطور نتیجه گرفت این تجمعات باید در لوای حمایت حزب یا گروه مشخص و قانونی صورت بگیرد تا در صورت بروز هرگونه تخلف و یا اخلال در نظم عمومی بتوان مسئولین را ضامن دانست. همچنین خود رهبران حزب یا تشکل می توانند وسیله ای باشند در جهت حفظ نظم و آرامش و هدایت اجتماع و راهپیمایی.

5)مطابق با قانون فعالیت احزاب مرجع رسیدگی و صدور پروانه فعالیت احزاب و همچنین نظارت بر فعالیت های آنها از جمله صدور مجوز برای تجمع و راهپیمایی به عهده وزارت کشور و مشخصأ کمیسیون ماده 10 احزاب است که با عنایت به وابسته بودن هر دو نهاد به حکومت قابل انتقاد به نظر می رسد. اما با توجه به مسئولیت نهادهای حاکمیتی در حفظ نظم عمومی میتوان با سازوکارهایی مناسب تر این مشکل را مرتفع ساخت.

6)با عنایت به قوانین مرتبط می توان دو مرجع را جهت حفظ نظم وتأمین امنیت راهپیمایی ها و تجمعات قانونی در نظر گرفت:

الف)خود  رهبران ومسئولان اجرایی حزب یا گروه تقاضا کننده

ب)نیروی انتظامی به طور مشخص با همکاری وزارت اطلاعات و شورای تأمین استان

7)احزاب و گروه ها در صورت داشتن رویکرد اصولی و طبق قواعد و قوانین می توانند با ایجاد ساختارهایی مثل مشخص کردن عضویت برای افراد همسو با خود مانند صدور کارت عضویت و... گامی بلند در راستای استیفای این حق قانونی خود بردارند.

در پایان امیدوارم این مسوده با تمام نقایض و کاستی ها که در حد توان و معلومات این دانش آموز علم حقوق است مورد عنایت حضرت حق تعالی و خوانندگان عزیز واقع گردیده باشد.

 

 

ارجاعات:

1.      هر کس حق آزادی تجمع و ایجاد تشکل مسالمت آمیز را دارد

2.      حقوق بشر و آزادی های اساسی- سید محمد هاشمی- نشر میزان- ص 392

3.      تاریخ احزاب سیاسی- ملک الشعرا بهار- انتشارات امیر کبیر

4.      حقوق بشر و آزادی های اساسی- سید محمد هاشمی- نشر میزان- ص 397

5.      نشریه حقوق اساسی- شماره 3- نظم عمومی و آزادی تجمع و تشکل

6.      حقوق بشر و آزادی های اساسی- سید محمد هاشمی- نشر میزان- ص 424

7.      همان- ص 425

8.      نشریه حقوق اساسی- شماره 3- نظم عمومی و آزادی تجمع و تشکل

9.      ماده 14 قانون فعالیت احزاب

10.  ماده 2 آیین نامه اجرایی قانون فعالیت احزاب

11.  حقوق بشر و آزادی های اساسی- سید محمد هاشمی- نشر میزان- ص411

12.  آیین نامه چگونگی تامین امنیت اجتماعات و راهپیمایی های قانونی مصوب شهریور 1381

 

 

 

 

منابع:

1.      حقوق بشر و آزادی های اساسی- سید محمد هاشمی- نشر میزان

2.      نشریه حقوق اساسی- شماره 3- نظم عمومی و آزادی تجمع و تشکل- فرید خلخالی

3-      قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

 

4.      اعلامیه جهانی حقوق بشر

 

5.      قانون فعالیت احزاب و آیین نامه اجرایی آن

 

6.      جزوه درس آزادی های عمومی- دکتر درویشی- دانشکده حقوق دانشگاه آزاد تهران مرکز

 

 بر گرفته از سایت اشتقاق

 

 با توجه به نکات ذکر شده می توان نتیجه گرفت که تجمعات صنفی کاملا قانونی است به شرطی که مخل مبانی اسلام و امنیت ملی نباشد.

 



نوشته شده توسط parastaraneiran در ساعت 21:57



درباره



این وبلاگ تنها با هدف ایجاد اتحاد و همدلی بین پرستاران، اطلاع رسانی قوانین و شرح وظایف پرستاران،بررسی مشکلات پرستاران و پیدا کردن راهکارهای مناسب برای اینها ایجاد شده است. لطفا با مراجعه به وبسایت parastaraneiran.com وثبت نام و عضویت در آن و عضویت در همین وبلاگ در ایجاد یک گروه قدرتمند و منسجم برای پیگیری مسایل پرستاری و اجرایی کردن قوانین حوزه ی پرستاری مشارکت فرمایید. هدف اصلی اطلاع رسانی است و معتقدم که بزگترین مشکل سیستم پرستاری عدم اطلاع رسانی به موقع است. به امید موفقیت به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل که گر مراد نیابم، بهقدر وسع بکوشم
am51ahmadi@gmail.com


مطالب پیشین

قوانینی برای خندیدن
پیروزی بزرگ
تعدیل نیرو
روز پرستار 94
نظری گذری بر اختیارات سازمان نظام پزشکی و سازمان نظام پرستاری
تلاشها برای ایجاد اختلاف ادامه دارد ....
شعری در وصف این روزهای پرستاری
تبعید
تکریم همکاران
همه چیز درباره ی مرخصیها




Powered By LOXBLOG.COM Copyright © 2009 by 13306

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران