از سال هفتاد که وارد دانشکده ی پرستاری شدم و جالب است بدانید که سال هفتاد و یک در بیمارستان لعد از اتمام ترم دوم مشغول کار شدم تاکنون، همیشه شاهد خاطرات تلخ و شیرین زیادی بوده ام.
خاطرات شیرینم اغلب به بهبود بیماران در اثر شاهکارهای خودم و همکارانم بوده و خاطرات تلخم اغلب به تغییر مواضع همکاران بعد از دادن یک وعده ی کوچک از طرف مسئولین بر می گردد.
خاطرم هست و شما ها هم قطعا بارها دیده اید که همکاران در موضع پرستار بالین چگونه کار می کنند و تا سمتی می گیرند همان شکل کار را گناه می دانند. والبته سفارش حضرت رسول را فراموش میکنند که:
رطب خورده منع رطب کی کند!!!!!
اما اخیرا شاهد تغییر مواضع جالبتری از سردمداران پرستاری هستیم از افرادی چون جناب شمس الدین شمس!!!
ایشان خدا را شکر که بر خلاف نامشان نماد دین مبین نیستند. فراموش نکرده ایم که همین چند ماه پیش از تریبون برنامه ی نبض چگونه به طرح تحول نظام سلامت که در واقع از دید ما کارکنان حوزه ی سلامت در اصل طرح تحول دریافتی گروه اندکی از تیم درمان بوده و دیگر هیچ! تاختند و نقدهایی بسایر درست داشتند.
اینکه طرح تحول هیچ تحولی در پی نداشته اظهر من الشمس است و نیاز به تحقیق ندارد و اصلا مورد بحث ما در اینجا نیست. اما حرف ما این است که چگونه این افراد یک باره از آن رو به این رو شدند؟
جناب میرزابیگی اولین شخص متحول شده است که با مراجعه به مواضع پیش از معاونت وزیر و پس از آن کاملا این نکته را آشکار می سازد. البته از ایشان جز این انتظار نمی رفت اما جناب شمس را از جنس دیگری می انگاشتیم!!!
خود غلط بود آنچه می پنداشتیم...
ایشان که در دانشگاه علوم پزشکی ارومیه سمتی ارزشی و مهم هم دارند واقعا مشخص نیست تحت تاثیر چه چیزی راهشان را به یکباره تغییر داده اند؟
اگر واقعا موضوعی هست ابلاغ کنند تا بقیه هم درک کنند اما موضوع از دید ما خیلی ساده است، واین با بررسی تغییر مواضع دیگر افراد کاملا قابل درک و اثبات است. من نمی خواهم یک طرفه حرفهایم را بزنم اما استعفای جناب قدسیان از معاونت پشتیبانی سازمان نظام پرستاری (که البته از اول هم موضعشان مخالف روند حاکم بود) موید مسائل بسیاری است. همه جناب قدسیان را به صراحت لهجه می شناسند و البته وضوح مواضع.
باید یکی از این دو گروه درست بگوید و نمی شود کردار هردو صحیح باشد. البته دعوت از تمام تشکلهای منفعل و غالبا تجاری پرستاری (منفعل از نظر صنفی)، واعلام موضع مشترک همه ی ایشان مشخص می کند که تحلیل بالادستیهای پرستاری از وضع موجود چیست. ایشان خودشان می دانند که در پرستاری محبوبیتی ندارند و تنها راه مانده برایشان لابی است با کانونهای قدرت، که در حال شکل گیری است. این لابی ها چون همراه پول و قدرت است قطعا در مسیر انحراف پرستاران از مسیر درست که همان اتحاد و همدلی است قدمهای محکمی بر خواهد داشت.
تنها امیدواری می تواند به مواضع خانه ی پرستار و به هوشیاری پرستاران باشد که این تاجران کت شلوار پوش نتوانند از دسترنج پرستاران برای سرکوب کردن خود پرستراران استفاده کنند.دانشجو که بودم برای کارورزی چند جلسه ای به بهداری زندان شهری می رفتم و جالب ترین چیزی که دیدم این بود که زندانیان خودشان داشتند زندان می ساختند و دیوارها را بلند می کردند و....
اینک هک متاسفانه در پرستاری همین جو حاکم است و از حاصل شب بیداریهای پرستاران حقوق می گیرند تا پرستاری را سرکوب کنندو...
جناب شمس عزیز! شما را به خدا! شما خودتان مهم نیستید ولی سمتی که در دانشگاه دارید یک شخصیت معنوی -دینی به شما می دهد. مواظب باشید کاری نکنید پیش جدتان نتوانید سر بلند کنید! مواظب باشید با عملکرد شما نکند یک نفر دین زده شود! نکند رفتار محافظه کارانه و سودجویانه ی شما باعث دین گریزی یک نفر شود!
من شخصا این دیدگاه را قبول ندارم ولی همکاران را می بینم که می گویند: فلانی که رییس فلان بخش است این است... از ما چه انتظار!!!!!!!!!!
کار جناب میرزابیگی از این حرفها گذشته و میز زیر دندانشان مزه کرده! شما هم میزی دارید و همه گمان می کنند از ترس همان میز که شاید معاون وزیر بتواند به مخاطره اش بیاندازد تغیییر موضع داده اید؟ یا عده ای هم می پندارند به شما وعده هایی بالاتر داده شده است؟
لطفا موضعتان را مشخص کنید و علت این مواضع را تشریح کنید........ به امید دینداری و دین باوری